تبليغاتX
رۆچنه
رۆچنه

فکری - فرهنگی - سیاسی - اجتماعی - خبری

برخی از حقوق اهل ذمه

 از دیدگاه استاد شهید ناصر سبحانی

اهل ذمه، غير مسلماناني هستند كه تحت فرمانروايي حكومت اسلامي زندگی می­کنند، و در صورت داشتن شرايط و توانایی، دارای ولایتی خودمختار براي خود خواهند بود و يا ممكن است در مقیاسی کوچک­تر، شهری یا محله­ای به آن­ها اختصاص یابد.

برخی از حقوق اهل ذمه:

1– اهل ذمه اجازه‌ي تصدی اموری چون: خلافت، عضويت در شورا، قضاوت در دادگاه­های اسلامی و مناصبی که مربوط به سرپرستی امور مسلمین است را ندارند، اما در بقيه‌ي امور مجاز هستند.

2– در حكومت اسلامي قوانين تغيير نمي‌يابد اما حقوق اهل ذمه در همه حال رعايت مي‌شود.

3– جزيه تنها از كسي گرفته مي‌شود كه توانایی شرکت در جنگ را داشته باشد.

4– اماكن مقدس آنها از تعرض محفوظ است.

5– در انجام مراسم مذهبي در منطقه­ی خود كاملاً آزاد هستند، اما در مناطقی كه متعلق به مسلمانان است بايد در اماكن مقدس متعلق به خودشان مراسم مذهبی­شان را برگزار كنند، نه در اماكن عمومي.

6– اجازه دارند آزادانه به بحث و مناظره بپردازند.

7– پيمان بين مسلمانان و اهل ذمه، تا زمانی از طرف مسلمانان رعايت مي‌شود كه آنها در مملكت فتنه و آشوب به پا نكنند و يا وطن را به قصد جنگ با مسلمانان ترك نكنند.

8– از خدمت سربازي معاف هستند، زیرا سربازي در اسلام به معنی جهاد در جهت ابلاغ دين خدا به جهانيان است، كه آنها به اين كار ایمان ندارند. البته هم پذيرش آن­ها در اين زمينه خطرناك است و هم اینکه ازجهتی ظلم بر آنهاست. اما در زماني كه مملكت اسلامی مورد حمله قرار گيرد و خودشان داوطلب دفاع از میهن اسلامی، در اين صورت پذيرفته مي‌شوند و در این حال ديگر جزيه نمي‌دهند.

9- اجازه­ی تشکیل شهرباني و ژاندارمري، براساس قوانین و عقاید خود- در منطقه­ی اختصاصی­شان- را دارند، اما اجازه­ی مرزبانی به آن­ها داده نمی­شود.

10– از لحاظ فرهنگي در منطقه­ی خودشان كاملاً آزاد هستند و بر اساس تعاليم مذهبي­شان عمل مي‌كنند.

11– در منطقه‌ي خودشان حق تشكيل مجلس شوراي محلي را دارند.

12– از آزادي بیان، تبليغ و کسب وکار برخوردارند.

13– عمل به محرمات اسلامی در بين خودشان آزاد است، به شرطي كه آن را اشاعه ندهند.

منبع: سلسله درس گفتارهای «نظام سیاسی اسلام»

نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 1:31 توسط kd| |

سخنرانی عبدالکریم سروش در نیوجرسی 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

محضر همه دوستان سلام عرض می‌کنم و خشنودم که مجددا توفیق یافته‌ام که در محضر شما حضور یابم. سنت حسنه ایست و آن این که هر چند گاهی از دوستان همدل و یاران موافق دعوت به عمل می‌آورند و مجلس گرمی ‌را می‌آرایند و دل‌های خداشناس و خداخوان را در کنار هم می‌نشانند. و همه محبت می‌کنند و به عرایض بنده که مقدمه ایست برای بحث‌های مهم تر و جدی تر گوش فرا می‌دهند.

در دوران طوفانی و پر تلاتمی‌ ‌زندگی می‌کنیم و ذهن همه ما مشغول حوادث خرد و درشت و تلخ و شیرینی است که در کشور ما رخ می‌دهد. برای همه ما پرسش‌های مهیب و فربه فراهم می‌آورد. و این به دلیل دغدغه ای است که نسبت به وطن داریم و تشویشی است که برای آینده احساس می‌کنیم و همچنین عشق و علاقه ای که نسبت به هموطنانمان داریم نمی‌توانیم دقیقه ای آسوده بمانیم و آن اندیشه‌ها را از دل بیرون برانیم.

حوادثی که در کشور ما می‌گذرد دو رویه دارد:  یک رویه عینی و عملی و خارجی و دومی‌ ‌رویه نظری و فکری. یعنی از جهتی اتفاقاتی است که بین ابدان می‌افتد، اجسام و آدمیان برخوردهایی پیدا می‌کنند. حکومت کسی را می‌نوازد و بالا می‌کشد و کسی را به زندان می‌افکند یا می‌کشد. این از یک سو اما از سوی دیگر جنگی است که بین ایده‌ها و اندیشه‌ها رخ داده است. بالاخره در این عالم که ایرانیان در آن ساکنند حوادث نظری هم رخ می‌دهد و پاره ای از اندیشه‌ها می‌کوشند پاره ای دیگر از اندیشه‌ها را از میدان خارج کنند. در واقع چند نوع طرز فکرند که با هم تصادف و تصادم می‌کنند و یکی می‌خواهد جا را بر دیگری تنگ بکند. آنچه را که بنده می‌خواهم عرض کنم متعلق به این حوزه دوم است. یعنی حوزه نظری کار.

در حوزه عملی حرف بسیار است و خبر بسیار است و لازم نیست ما آنان را به همدیگر یادآوری کنیم. همین قدر مختصرا می‌دانیم که ایام خوشی را نمی‌گذرانیم. اما امیدواریم که پس از این شب روز روشنی به در آید. اما آنچه که به لحاظ نظری در حوزه فکر و اندیشه می‌گذرد هم شئون و شقوق بسیار دارد. به بنده تکلیف کرده‌‌اند که در یکی از آن مباحث در اینجا وارد شوم که عبارتست از مبحث حقوق انسان و نسبت آن با دین ورزی. که مبحث بسیار حساس و پر از دشواری‌هاست.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 2:50 توسط kd| |

 

مقالاتی از پایگاه اطلاع رسانی اصلاح 

 سرویس اندیشه

نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 23:25 توسط kd| |

حقیقت انسان

(بخش اول)

 نویسنده‌: شهید سید قطب
مترجم: ابوبکر حسن زاده

1- قرآن کریم نمونه‌هایی از نفس بشری را در طرح گسترده‌ای بیان می‌دارد که شامل تمام حالت‌های آن می‌شود: در حالت اصالت فطری آن و در حالت انحرافی، در حالت هدایت و گمراهی، در حالت رشد و سرگردانی، در حالت استقامت و دوام بر حق و روگردانی از آن، در حالت اوجگیری به سوی ملکوت اعلا یا سقوط از مقام انسانیّت، در حالت قدرت یا ضعف، در حالت پنهانی یا آشکار، در حالت تنهایی یا در اجتماع و خلاصه در تمام قالبها و اوضاع و احوال گوناگونی که دارد، به شیوه‌ای معجزه‌آسا [موجز] بیان می‌دارد که جز ذات الله کسی قادر به چنین تعبیر و بیانی نیست که کسی قادر نیست همه‌ی این نمونه‌ها و حالت‌های فراوان نفس را این گونه نشان دهد و آنها را با این دقت و عمق به تصویر بکشد و حتی در حد بسیار اندکی آنها را به تعبیر درآورد!

ادامه متن


مبارزه در اسلام

نویسنده‌: جان اسپوزیتو
ترجمه: محمد تقی دلفروز

به دنبال واقعه یازده سپتامبر آمریکایی‌ها با سؤالات سختی در مورد تروریسم جهانی، جهان اسلام و کشور خودمان مواجه شده‌اند. «آیا اسلام ستیزه‌جوتر از ادیان دیگر است؟»، «آیا قرآن خشونت و تروریسم علیه غیرمسلمانان را روا می‌دارد؟»، «آیا یک برخورد تمدنی میان غرب و جهان اسلام وجود دارد؟».

ادامه متن


بی‌عدالتی‌های غیرقابل تحمل

نویسنده‌: مشهود ریزوی
ترجمه: محمد تقی دلفروز

در طول تاریخ هیچ‌گاه خشونت به وسیله‌ی ستمدیدگان آغاز نگردیده است. آنها چگونه می‌توانستند آغاز‌کننده‌ی خشونت باشند در حالی که خود معلول خشونت هستند؟ آنها چگونه می‌توانستند بانیان چیزی باشند که شروع آن باعث می‌شد آنها به عنوان افرادی ستم‌دیده پا به عرصه‌ی وجود گذارند؟ اگر از قبل هیچ اِعمال خشنونتی برای تحت انقیاد درآوردن انسان‌ها وجود نداشت، مطمئناً هیچ انسان ستمدیده‌ای نیز وجود نداشت

ادامه متن

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 16:31 توسط kd| |

پرۆژه‌ی تیشک

 

 ئیسلام له‌به‌رده‌م دووڕیاندا

 

نووسینی: لیوبو لدڤایس

 

ئاماده‌كردن‌و وه‌رگێڕانی له‌ عه‌ره‌بییه‌وه‌:
عه‌بدول حسێن



2008 زایینی‌-1429 كۆچی‌

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 2:15 توسط kd| |

پرۆژه‌ی تیشک

 

 

 به‌رگری‌ له‌ قورئان دژی‌ ڕه‌خنه‌گرانی‌

نووسینی‌:

 د. عه‌بدوڕڕه‌حمان به‌ده‌وی‌

وه‌رگێڕانی‌:

وه‌رزێر حه‌مه‌سه‌لیم
 


2008 زایینی‌-1428 كۆچی‌

قه‌باره‌ی فایله‌که‌‌: 1.25 مێگابایت

کتێبه‌ چاپکراوه‌که‌:

 237  لاپه‌ڕه‌

 1000 دانه‌

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 2:11 توسط kd| |
ارتداد در ترازوی نقل

نویسنده‌: استاد عبدالله‌ ایرانی

 سپاس و ستایش خدایی که‌ خود را با ویژگی‌های «جلال و اکرام» به‌ بندگانش معرفی کرد، تا اینکه‌ انسان از کانال«اسماء حسنی و صفات عظمی» با پروردگار ارتباط برقرار کنند، و بدین‌وسیله‌ به‌ قله‌ی کمال انسانیت راه یابند.
درود و رحمت بی‌پایان خدا بر بزرگترین پیام‌آور محبت، آزادی و برابری و برادری، کسی که‌ به‌ عنوان «رحمة للعالمین» برای هدایت و رهنمونی بشریت فرستاده‌ شد.
ارسال پیامبران اثبات چنین مسایلی بوده‌ است؛ همانند تلقین میت، خواندن سوره‌ی یاسین، دعای نصف شعبان، مجلس مولودی‌خوانی و شب معراج و ... که‌ در دین نه‌ تنها دلیل صحیحی ندارند بلکه‌ برخی از آنها حتی بدعت به‌ شمار می‌آیند[1] و جایگاهی در دین ندارند، با این وصف تا بدانجا بدانها قداست داده‌ شده‌ که‌ کارشناسان و متخصصین دینی جرأت بررسی و تحلیل کارشناسانه‌ و علمی آنها را ندارند.
جای بسی تأسف است که‌ برخی از عالمان مقلد، مذهب را عین دین پنداشته‌اند(به‌ معنای اینکه‌ تمامی برداشتهای فقهی را جزو نصوص لایتغیر می‌پندارند)، و با مسایل اختلافی فقهی و مذهبی موضعگیری آنچنان سخت و منجمد و عامیانه‌ای را اتخاذ می‌کنند؛ مثلاً در رابطه‌ با طلاق ثلاثه‌ که‌ آیا طلاق ثلاثه‌ طلاق واحد محسوب می‌شود یا همان طلاق ثلاثه‌؟ آیا طلاق حلفی طلاق قلمداد می‌شود یا قسم؟ یا اینکه‌ طلاق غضبان و بدعی واقع خواهد شد یا خیر؟ اینکه‌ لمس زن وضو را باطل می‌کند یا خیر؟


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 14:5 توسط kd| |

زندگينامه مهندس عبدالعلى بازرگان

تولد :
۱۳۲۲ شمسى در تهران ، دومين فرزند ( ازپنج فرزند) مرحوم مهندس مهدى بازرگان . داراى همسر و سه فرزند

تحصيلات :
فوق ليسانس معمارى از دانشگاه بهشتى تهران

سوابق کارى:
مشاورت معمارى ( طرح و نظارت و اجراى پروژه هاى ساختمانى ) ، در دفتر شخصى و ، سمرقند، بنياد صنعتى ايران و RE Group شرکت هاى مهندسين مشاور : برمک ، رضى ، ياد ، طرح و کاوش (در بخش هاى خصوصى و دولتى) .

سوابق فرهنگى :
سردبيرى روزنامه " ميزان " در سال ۱۳۵۸
صاحب امتياز و مدير مسؤل فصلنامه " فرا راه " ۱۳۸۰
همکارى قلمى با مطبوعات مستقل در دوران " اصلاحات " ۱۳۸۰-۸۱
عضو هيئت مديره بنياد فرهنگى مهندس مهدى بازرگان ۱۳۷۵ به بعد.

سوابق سياسى :
عضويت در سازمان جوانان جبهه ملى( در دوران دبيرستان) ۱۳۳۹-۴۱
عضويت در شوراى مرکزى و دفتر سياسى نهضت آزادى ايران از ۱۳۵۵ به بعد
عضويت در شوراى مرکزى " جنبش مسلمانان مبارز" ۱۳۵۶-۵۷
عضويت در شوراى مرکزى جمعيت دفاع از آزادى و حاکميت ملت ۱۳۷۷-۷۹
محکوميت و زندان : ۴ ماه محکوميت در دادستانى ارتش در سال ۱۳۵۲
۲ سال محکوميت در دادگاه انقلاب در سالهاى ۱۳۶۹-۷۰.

سوابق دينى :
عضو هيئت مؤسس انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى ۱۳۴۱-۱۳۴۸
عضو شوراى مرکزى انجمن اسلامى مهندسين ۱۳۴۸ تاکنون
همکارى با دکتر شريعتى در برنامه هاى حسينيه ارشاد ۱۳۴۹-۱۳۵۲
تاليف ۱۹ جلد کتاب و مقالات تحقيقى متعدد درباره ى قرآن و اسلام ۱۳۵۶ تا کنون
سخنرانى در محافل مختلف دينى و دانشگاه هاى مختلف ايران ، مراکز فرهنگى و اسلامى خارج از ايران
شرکت در سمينارها و کنفرانس هاى بين المللى در قبرس ، آلمان ، فرانسه ، هلند ، اتريش و آمريکا.

کتاب هاى چاپ شده در ايران عبارتند از:
۱- کلماتى از قرآن (۱۳۵۸)
۲- شرحى بر دعاى کميل (۱۳۵۸)
۳- اخلاق اسلامى در روابط سياسى (۱۳۵۹)
۴- شورا و بيعت ( حاکميت خدا در حکومت مردم ) (۱۳۵۹)
۵- اختلاف در امت واحد (۱۳۶۰)
۶- بعثت در اجتماع (۱۳۶۰)
۷- اسماءالحسنى (۱۳۶۰)
۸- آزادى در قرآن(۱۳۶۱)
۹-انسان کامل (۱۳۶۵)
۱۰-آزادى در نهج البلاغه (۱۳۶۷)
۱۱- نظم قرآن (۴جلد) (۱۳۷۱)
۱۲- متدولوژى تدبر در قرآن(۱۳۷۳)
۱۳- حروف مقطعه در قرآن (۱۳۷۵)
۱۴- دستى از دور بر آتش مطبوعات (۱۳۸۲)
۱۵- خاطراتى از پيشگامان (۱۳۸۲)
۱۶- در بستر اصلاحات و نوگرايى دينى ( ۱۳۸۲)

وضعيت فعلى :
اقامت در کاليفرنيا ، منطقه ى Orange County ، اشتغال به کار ساختمانى و تدريس در مراکز اسلامى ايمان (Los Angeles) ابن سينا ( Orange County ) ، توحيد (San Jose ) ، و مراکز اسلامى شمال کاليفرنيا (Oakland ) و بصورت ادوارى در برخى مراکز اسلامى ايرانيان در آمريکا. .

نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 2:38 توسط kd| |

 

مقالات پياده شده از كلاس هاى قرآن (شرحى بر سوره هاى قرآن)

  • تفسيـر سوره  قـَلـَم
     
  • شرح كوتاهى بر سوره صفّ
     
  • شرحى بر سوره مرسلات
     
  • شرحى بر سوره جمعه
  • نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 2:33 توسط kd| |

    مقالات چاپ شده در آمريکا (ترجمه به انگليسى) عبارتند از: 

    نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 2:31 توسط kd| |
     

    مقالات تهيه شده در آمريکا (به زبان فارسى) عبارتند از:

     

    ۱) سوگند به زمــان

    ۲) سوگند به آسمان و پديده هاى كيهانى

    ۳) بسترهاى رشد و كمال آدمى

    • رستاخيز و برهان هايش در طبيعت ۴ قسمت

    ۱) برهان بهاران

    ۲) برهان ژنتيك

    ۳) برهان نطق و بيان

    ۴) برهان عناصر چهارگانه

  • نمــاز و نیــاز (۱۰ قسمت)
     
  • نكته هايى درباره ذبـح  شرعى
     
  • حجاب

  • چرا ارث زن نصف مرد است؟
      
  • آيا مرد حق دارد زن خود را كتك بزند؟
     
  • آيا ارزش شهادت زن نصف مرد است؟
     
  • آيا در اسلام چند همسرى مجاز شمرده شده است؟
     
  • آيا علم الزاماً ايمان آفرين است؟  
     
  • عقل خود بنيــاد و عقل خدا بنيــاد
     
  • پاسخ به پاپ بنديكت
     
  • قرآن ، كندوكاوى در مفهوم قرائت
     
  • آيينه اى در برابر دنياى ۱,۴ ميلياردى مسلمان
     
  • "خدا در برابر علم"، اقتباس از مجله تايم
     
  • هفت آسمان
     
  • تحقيقى در اشارات قرآن به بيمارى هاى قلبى
     
  • پيروزى و پالايش
     
  • دل آدمى و حالات مختلف آن
     
  • مهربان با خودى، نامهربان با غير خودى؟
     
  • تقليد و ييروى در احكام دينى
     
  • تشيع و مردم سالارى
     
  • جن و انس
     
  • به بهانهء حوادث هلند
     
  • جشن جوشيدن چشمه هدايت
     
  • پيروزى در صلح
     
  • اثبات وجود خدا (پاسخ به پرسش ها)
     
  • آزمون آدم  در بهشت
     
  • من ، ما ، و او در كلام خدا
  • نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 2:15 توسط kd| |

    من نه دل‌نگران سنت‌ام، نه دل‌نگران تجدد، نه دل‌نگران تمدن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی‌ دیگری از این قبیل. من فقط نگران انسان‌های گوشت‌‌وخون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند. سعی کنیم انسان‌ها هر چه بیش‌تر با حقیقت مواجهه یابند و به حقایق هر چه بیش‌تری دسترسی پیدا کنند؛ علاوه بر آن هر چه کم‌تر درد بکشند و رنج ببرند؛ و علاوه بر آن هر چه بیش‌تر به نیکی و نیکوکاری بگرایند. برای تحقق این سه هدف، از هر چیزی که سودمند می‌تواند بود بهره گیرند؛ از دین گرفته تا علم، فلسفه، عرفان، هنر، ادبیات و همه‌ی دستاوردهای بشری دیگر.مصطفی ملکیان

     

    نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 14:21 توسط kd| |
     

      درباره ی مصطفی ملکیان 

    - مصطفى ملكيان ، متولد ۱۳۳۵ شهرضا

    - تحصيل در رشته مهندسى مكانيك دانشگاه تهران ۱۳۵۲

    - كارشناس ارشد فلسفه از دانشگاه تهران ۱۳۶۵

    - استاد دانشگاه تهران و تربيت مدرس

    - از دين پژوهان برجسته دوران معاصر

    - برخى از تأليفات وى عبارتند از: «تاريخ فلسفه غرب ، اخلاق باور، نقدآراى اخلاقى - سياسى مكينتاير، مشتاقى و مهجورى ، راهى به رهايى در رهگذر باد ونگهبان لاله و...»

    - برخى از آثار ترجمه شده توسط او عبارتند از: « ويتگنشتاين (اثر هادسن)، گابريل مارسل (اثر سم كين ) ، سيرى در سپهر جان (مجموعه مقالات)، نگريستن از ناكجا به هر كجا (اثر تامن ميگل ) »

    - سردبير مجله ناقد

    - عضو هيأت علمى مؤسسه نگاه معاصر

    - ترجمه مقالات بسيارى در حوزه انديشه و فلسفه

      جعفر مجرد قمى : مصطفى ملكيان را آنهايى مى شناسند كه دغدغه يافتن «راهى به رهايى» دارند. اين در حالى است كه امروزه ودر فضاى فعلى جامعه ما سخن گفتن و داورى كردن و از سر دقت و تحليل به نقد وارزيابى انديشه ها پرداختن، كارى دشوار ومشكل است. چه آدم ها گرفتار روزمرگى و دلمردگى اند. گرفتار خود و خودپسندى اند و دراين شرايط صعب يافتن «راهى به رهايى» كارى است سخت و دشوار...


    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 14:13 توسط kd| |

     

       مقالات و نظراتی از استاد مصطفی ملکیان         

    نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 13:24 توسط kd| |

    فه‌لسه‌فه‌ی دین چی‌یه‌؟

    ماوه‌: 39:48 خوله‌ک

    مامۆستا: ته‌حسین حه‌مه‌ غه‌ریب

    به‌ڵگه‌کانی بون و نه‌بونی خودا

    به‌ش: یه‌که‌م       دووه‌م         سێ‌یه‌م           چواره‌م

    ماوه/خوله‌ک‌: 18 18 18 2:35

    مامۆستا: ته‌حسین حه‌مه‌ غه‌ریب

    مه‌عریفه‌ی ئایینی

    به‌ش: یه‌که‌م          دووه‌م         سێ‌یه‌م        چواره‌م

    ماوه/خوله‌ک‌: 18 18 18 1:18

    مامۆستا: نوعمان محمد

    مانای ژیان

    به‌ش: یه‌که‌م           دووه‌م

    ماوه/خوله‌ک‌: 17:59 7:45

    مامۆستا: ته‌حسین حه‌مه‌ غه‌ریب


    سه رچاوه: هه ژان

    نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:57 توسط kd| |

    گنجینه ی اندیشه (مقالاتی از پایگاه اطلاع رسانی اصلاح)

    v  قرآن کلام خدا(نقدی بر محمد مجتهد شبستری)

    v  قرائت نبوی از جهان (4)

    v  جهان اسلام و جهانی شدن

    v  آیا تاریخ دوباره آغاز شده است؟

    v  ذهنیت مشوّش، هویت مشوش

    v  پلورالیسم سیاسی در اندیشه اسلامی معاصر عرب

    v  دموکراسی ارزشی جهان‌شمول

    v  کلام الله از خود دفاع می‌کند

    v  نومعتزلی هستم

    v  "مفهوم همگان بودن" به چه معنایی است؟

    v  اجتهاد و کارآمدی فقه اسلامی در دنیای امروز

    v  اسلام، مدرنیته و روشن‏فکران‏

    v  تجدید تجربه‌ی اعتزال*

    v  طوطی و زنبور(پاسخ دوم به آیت الله جعفر سبحانی)

    v  "قرائت نبوی از جهان" چه می‌گوید؟

    v  گام بعدى نو اندیشى مذهبى

    v  اسلام و جامعه جهانی؛ رویکردی مذهبی به مدرنیته

    v  عصرى‌سازى فقه و اصول

    v  پیش‌فهم‌های تفسیر آزاد قرآن

    v  تأسیس نظام حقوق بشر در اسلام

    v  فقدان بینش تاریخی و ضعف اندیشه‌ی انتقادی

    v  راه‌حلی برای آشتی سنت و مدرنیته

    v  پاسخ حسینعلی منتظری به پرسش‌هایی پیرامون نظریه‌ی «قرآن و وحی» عبدالکریم سروش ‏

    v  «خالق آمر و مخلوق مأمور» (نگاهی به رابطه‌ی خدا و پیامبر و پدیده‌ی وحی)

    v  محدوده‌ی قداست (درآمدی بر معرفت‌شناسی دینی عبدالکریم سروش)

    v  دکتر رامین جهانبگلو: "روشنفکر دینی مثل نقاش دینی بی‌معنی است"

    v  ملاحظاتی در باب اخلاق و ادب روشنفکری

    v  دین، اندیشه و اصلاحات

    v  وحی قدسی (در نقد سخن دکتر عبدالکریم سروش)

    v  عمومی و خصوصی؛ مقدمه‌ای بر بحث «حریم خصوصی و عمومی» در فرهنگ اسلامی

    v  گفتمان به چه معنا است؟

    v  دموکراسی نظری در دل دیکتاتوری عملی

    v  نظریه‌ی وحی خودجوش، آغازگر پارادایمی نو در اندیشه‌ی دینی

    v  «هــوٰى» یا «هــدٰى» در کلام وحى

    v  تفسیر و تجربه‌ی ستم

    v  خودجوشی*

    v  اسلام، وحی و نبوت

    v  مبانی تئوریک وحدت(بخش پایانی)

    v  ‏ روشنفکری فقیهانه ‏

    v  تحلیل‌ناپذیرى وحى

    v  مبانی تئوریک وحدت- بخش نخست

    v  ماجرای شکل‌گیری متن قرآن و جنبش معتزله

    v  نقد و تحلیل مبانی پلورالیسم(پایانی)

    v  آخرت و خدا هدف بعثت انبیا(پاره‌ی پایانی)

    v  گفتگو با دکتر آرش نراقی، روشنفکری دینی و آرای اخیر دکتر سروش

    v  اسلام و مبانى قدرت‏

    v  اسلام و مبانی قدرت

    v  آخرت و خدا هدف بعثت انبیا(پاره‌ی نخست)

    v  بسطِ بسطِ تجربه‌ی نبوی

    v  نقد و تحلیل مبانی پلورالیسم(3)

    v  دین اقلّی و اکثری*

    v  پارادوکس شریعتی- سروش

    v  بشر و بشیر

    v  بررسی و نقد پلورالیسم دینی(بخش دوّم)

    v  بسط تجربه‌ی نبوی*

    v  اسلامى‏سازى معرفت (طرحى براى گذار از سکولاریسم)

    v  صورتی بر بی‌صورتی

    v  ایضاحات عبدالکریم سروش پیرامون مصاحبه‌ی "کلام محمد"، وحی و قرآن

    v  بررسی و نقد پلورالیسم دینی(بخش نخست)

    v  قرآن مهجور!؛ نقدی بر سخنان دکتر سروش درباره‌ی قرآن و پیامبر

    v  سایه سنگین "نسبیت"

    v  ذاتی و عرضی در ادیان*

    v  روشنفکران مدارس و سبک زندگی

    v  «پاسخ‌هایی به قرآن‌ستیزان»

    v  بُود آیا که «کفر» باشد «دهان‌دوزی»؟

    v  نقد و اصول شرعی آن

    v  گفتگو با دکتر عبدالکریم سروش درباره قرآن

    v  صراطهای به بن‌بست رسیده!

    v  صراطهای مستقیم: سخنی در پلورالیسم دینی؛ مثبت و منفی

    v  بحثی درباره‌ی‌ پلورالیسم و نقدی بر آن

    v  صهیونیسم به منزله‌ی باوری دینی*

    v  الزامات دوران نو

    v  ادیان خود نوعی ایدئولوژی‌اند

    v  لبّ لباب نظریه‌ی قبض و بسط تئوریک شریعت عبدالکریم سروش(بخش پایانی)

    v  دوم خرداد به زیان کیان تمام شد؛ حلقه کیان در گفت‌وگو با دکتر عبدالکریم سروش

    v  گذری بر اندیشه دین اقلّی و اکثری

    v  لب لباب نظریه‌ی قبض و بسط تئوریک شریعت عبدالکریم سروش

    v  علل توقیف فصلنامه‌ی «مدرسه» در گفت‌وگو با رضا خجسته رحیمی

    v  اندر باب عقل*

    v  جایگاه آزادی بینش و منش در آموزه‌های دینی

    v  دین فربه‌تر از ایدئولوژی( بخش پایانی)

    v  آرمان پویندگی

    v  در باب نسبت دین و ایدئولوژِی

    v  گفت‌وگوی فرهنگی میان غرب و اسلام

    v  حقوق و تکالیف در اسلام

    v  هرمنوتیک و تفسیر دینی از جهان

    v  صلاح و فساد قلب

    v  دین فربه‌تر از ایدئولوژی(بخش اول)

    v  روشنفکران سکولار و هویت ملّی

    v  قرائت نبوی از جهان

    v  گفت‌وگوی «اخبار ادیان» با دکتر حسن حنفی بازسازی سنت به روایت چپ اسلامی

    v  سنّت، عقلانیت و دیانت در گفتوگو با دکتر سید حسین نصر

    v  تأخیر در نُصرت؟ مقایسه‌ای بین دیدگاه سیاسی و دیدگاه مدنی

    v  روشنفکری دینی نه، روشنفکران دیندار آری

    v  تعدد احزاب همچون تعدّد مذاهب است...

    v  اندیشه‌ی مارکسیسم

    v  انسان و هستی هرمنوتیکی (تعمقی در فلسفه دین)

    v  اسلام، دموکراسی و غرب

    v  مقدمه‌ای انتقادی بر آرای استاد محمد مجتهد شبستری؛ قرائت‌پذیری دین؟

    v  چرا دموکراسی در جهان اسلام، ریشه ندوانده است؟

    v  مبانی حقوق زن در اسلام

    v  سنت روشنفکری دینی

    v  کلمه‌ها و ترکیب‌هایی درباره‌ی روشنفکری دینی

    v  روشنفکران و دین

    v  ایدئولوژی چیست؟

    v  ضرورت وجود روشنفکری دینی در کردستان ایران

    v  حقوق بشر لائیسیته و دین

    v  حقوق شهروندی در اسلام

    v  بیست‌ عامل‌ عقب‌ماندگی‌ ایرانیان

    v  محمد مجتهد شبستری: یا حقوق بشر یا حقوق خدا، مغالطه است

    v  بیعت: مشروعیت شورا و اقتدار امت

    v  چرا بحران دینی به وجود می‌آید؟

    v  آسیب‌شناسی «روشنفکری دینی»*

    v  فمینیسم اسلامی

    v  بررسی جامعه‌شناختی علل گمنامی نخبگان کرد و غیر کرد در ایران

    v  خانه‌ای ویران و وجدانی بیمار(هستی‌شناسی کُردها)- بخش پایانی

    v  خانه‌ای ویران و وجدانی بیمار(هستی‌شناسی کُردها)- بخش سوم

    v  وجه‌ حاجت ما به‌ دین (بخش پایانی)

    v  خانه‌ای ویران و وجدانی بیمار(هستی‌شناسی کُردها)- بخش دوم

    v  وجه‌ حاجت ما به‌ دین

    v  خانه‌ای ویران و وجدانی بیمار(هستی‌شناسی کُردها)- بخش اول

    v  بازخوانی انتقادی حقوق بشر از دید آقای عباسی

    v  چیستی ایمان- بخش پایانی

    v  نسبت حقوق بشر و حقوق الهی از دیدگاه مجتهد شبستری

    v  چیستی ایمان- بخش نخست

    v  شوراسالاری از خانه‌ تا دولت(بخش پایانی)

    v  گفت‌وگو با عبدالکریم سروش "پیام قرآن آزاد کردن عقل"

    v  شوراسالاری از خانه تا حکومت(2)

    v  اندیشه‌ی مدنی مالک بن نبی

    v  نقد تحلیل علوی تبار از اندیشه‌ی اهل سنت

    v  شوراسالاری از خانه تا حکومت (1)

    v  اصلاح و نوگرایی در اندیشه‌ی دینی

    v  مدارا و تأکید بر آموزش در ساختار دعوت اسلامی (بخش پایانی)

    v  قتل مرتد .. چرا ؟ پرسش و پاسخی پیرامون ارتداد

    v  مدارا و تأکید بر آموزش در ساختار دعوت اسلامی (بخش چهارم)

    v  پیرامون فلسفه سیاسی محمد ارکون؛ راهی دیگر

    v  مدارا و تأکید بر آموزش در ساختار دعوت اسلامی (بخش سوم)

    v  مدارا و تأکید بر آموزش در ساختار دعوت اسلامی (بخش دوم)

    v  مدارا و تأکید بر آموزش در ساختار دعوت اسلامی (بخش اول)

    v  شریعتی و امتزاج افق‌ها در نواندیشی دینی، "سیمای پارادوکسیکال شریعتی"

    v  جهانی شدن از دیدگاه نصر حامد ابوزید

    v  مدرنیته و دین از دیدگاه جامعه‌شناسی

    v  اسلام و مبانی حرمت و حقوق بشر

    v  عقل‌گرایی انتقادی

    v  استاد احمدیان، روشنفکر یا احیاگر دینی

    v  معرّفی و نقد نظرات مارکس درباره‌ی دین

    v  پیدایش و پیامدهای اسلام سیاسی

    v  مبانی و پیشینه اندیشه سکولاریسم(1)

    v  تجدید و نوگرائی در دین

    v  مسلمانان و جنگ علیه تروریسم؛ سناریوهای آینده اسلام

    v  حقوق اساسی انسان

    v  هفتم تیر،‌ فریاد بی‌صدا

    v  نوروز؛ جشن ملّی کردستان

    v  برپائی حکومت اسلامی؛ آری یا نه!؟

    v  سبب عقب ماندگی جوامع؛ دیدگاهی فقهی از شهید عبدالقادر عوده

    v  دین وزیبایی شناسی

    v  جامعه مدنی یا جامعه‌توده‌ای

    v  مسأله‌ی زنان در گفتمان نوگرای اسلامی

    v  مصاحبه با دکتر قرضاوی: ارتداد، شبیه سازی و ...

    v  گفتمان به چه معنا است؟

    v  ابن قیم جوزیه و مسأله حسن و قبح

    v  سکولاریسم - تاریخچه، مبانی فلسفی و رو در رویی آن با اسلام

    نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 17:20 توسط kd| |

     

    یه‌که‌مین ده‌ستووری نووسراو له‌ جیهاندا

     

    به‌ڵگه‌نامه‌یه‌کی گرنگی سه‌رده‌می پێغه‌مبه‌ر (د.خ)

     

    نووسینی: محمد حمیدالله

    و. له‌ فارسییه‌وه‌: شوان هه‌ورامی


    2007 زایینی‌-1428 كۆچی‌

    قه‌باره‌ی فایله‌که‌‌:   370 کیلۆبایت

     

    سه رچاوه: تیشک 

    نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:18 توسط kd| |

     

    ئیسلامناسی یان ئیسلامنه‌ناسی

    وه‌ڵامێک بۆ کتێبی (ئیسلامناسی)ی عه‌لی میر فوترس
    نووسینی
    ئیکرام که‌ریم

    کتێبه‌که‌ی عه‌لی میر فوترس که‌ به‌ فارسی نووسراوه‌و کراوه‌ به‌ کوردی یه‌کێکه‌ له‌ سه‌رچاوه‌کانی ئه‌و عه‌لمانییانه‌ی شاره‌زایی ئیسلامیان نییه‌ به‌ڵام وه‌ک نووسه‌ر ده‌یسه‌لمێنێت ئه‌و کتێبه‌ پڕه‌ له‌ نه‌شاره‌زایی له‌ ئیسلام.


    2007 زایینی‌-1428 كۆچی‌

    قه‌باره‌ی فایله‌که‌‌:   1،79 مێگابایت

     

    سه رچاوه: تیشک 

     

     

     

     

     

     

     

     

    نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:13 توسط kd| |
    اخوان المسلمين

    جنبش اخوان‌المسلمين را اصولاً بايد زائيده اوضاع سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر مصر در پي رواج تفکر جدايي دين از سياست (سکولاريسم) در ميان روشنفکران و آهنگ احساسات ملي‌گرايانه براي اصلاح اين کشور در دوران اختتاق بعد از انقلاب 1919 مصر برضد انگليس دانست.

    اهداف بنيان‌گذاران اين جنبش- به ويژه حسن البناء- از يک سو بر ايجاد تحول در اعتقادات اسلامي مسلمانان و بالاخص مصريان از حالتي ايستا و بي‌تحرک به سمت پويايي و حاکميت تعاليم شريعت بر زندگي اجتماعي و سياسي مصر و از سوي ديگر بر يگانگي مسلمانان در برابر استعمارگران غرب که کشورهاي اسلامي را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور مي‌زد.

     

    پيدايش نهضت اخوان‌المسلمين

     

    حسن‌البنا

    حسن‌البناء بنيان‌گذار جنبش اخوان‌المسلمين در سال 1906در دهکده محمود يه در دلتاي رود نيل از نواحي (بحيره) مصر چشم به جهان گشود.

    وي به خاطر ريشه‌هاي فکري مذهبي پدرش که از طلبه‌هاي بنام و از پيروان مکتب بنياد‌گرايان حنبلي بود، با اصول اسلامي (سنتي) تربيت شد و در محيطي کاملاً اسلامي رشد يافت، بناء در اين رابطه‌ مي‌گويد: اسلام پدر من است و من جز او پدري ندارم....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:35 توسط kd| |

    رهبران حركت اسلامى معاصر

      

    ● نويسنده: راشد - الغنوشى 

    ● منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از فصلنامه حضور، شماره 2

     

    انسان همواره براى شناخت هويت و تبيين شيوه زندگى خود به منظور انجام رسالت خلافت الهى، نيازمند رهنمودهاى پيامبران بوده و به همين دليل پيامهاى الهى، توسط آنان بر بشريت نازل شده است، تا آنكه آيه "اكمال دين": "اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا" ، نازل گرديد. اين آيه به طور صريح اعلام مى دارد كه انسان به مرحله اى از رشد رسيده است كه مى تواند قانون پوياى الهى را كه خداوند براى اداره زندگى بشر فروفرستاده است، درك كند و در پيمودن اين راه، ديگر نيازى ندارد كه در كنارش، هادى ديگرى، ماشين زندگى وى را به حركت درآورد.

    اما انسان در سير تكاملى خود با موانعى همچون جهل در رابطه با قانون پوياى الهى و يا ناآشنايى نسبت به شيوه اجرا با پيچيدگيهاى جديدى روبرو شد و به همين دليل، ضرورت نياز به شخصيتهاى برجسته اى احساس گرديد كه بتوانند حقيقت قانون الهى را تبيين كنند و اوهام و پندارهاى ناقص بشرى را از پيرامون آن بزدايند و در پرتو آن و با الهام از نصوص قطعى و اهداف والاى قانون الهى، مشكلاتى را كه در راه انسان پديد مى آيد، از ميان بردارند و پويايى آن را نگاه دارند و پيوند ميان امور متحول زمان و احكام ثابت قرآن را حفظ نمايند، كه در اين صورت قرآن براى هميشه قادر خواهد بود بشريت را در راه حق و عدل و نيكى هدايت كند.

    بى ترديد جاودانگى اسلام و بقاى امت آن به دو عامل بستگى دارد:

    الف - جوهر و ماهيت اسلام با فطرت و سرشت آدمى هماهنگى دارد و مى تواند هرگونه نياز انسان را، همگام با آخرين مراحل تكاملى وى برآورده سازد.

    ب - خداوند متعال، مردان شايسته و نيرومندى را كه وارثان بحق پيامبران هستند، به امت اسلامى ارزانى داشته است. اين بزرگان وظيفه مهم پاكسازى دين از پيرايشهاى ساختگى را به عهده دارند و راههاى مبتنى بر اصول اسلامى را براى حل مشكلات هر عصرى ارائه مى دهند.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:24 توسط kd| |
    شهيد سيد قطب                         

    در دنياى اسلام، شخصيت‏هاى بزرگى نداى آزادى و عدالت‏خواهى سر داده و مردم را به بازگشت به اسلام راستين و مبارزه با ستم دعوت كرده‏اند. يكى از اين شخصيت‏هاى‏بزرگ، «سيد قطب» است كه فرياد اسلام‏خواهى و مبارزات او با استعمار كهنه انگليس، شايسته مطالعه و درخور تأمل است. وى در طول نيم قرن زندگى و جهاد، خدمات فراوانى در راه اعتلاى اسلام و تحقق حكومت اسلامى انجام داد. دشمنان اسلام كه تا امروز زيركانه‏تر از مسلمانان عمل كرده‏اند، رفتار سيدقطب و دوستانش را به طور كامل زير نظر گرفته و سرانجام پس از مدت‏ها حبس و زندان، وى را شهيد كرده‏اند. گرچه بدخواهان نگذاشتند او به هدف مهمش كه ايجاد حكومت واحد اسلامى در سراسر جهان است برسد، فرياد رساى او اكنون پرده گوش‏ها را در كشورهاى اسلامى به لرزه در آورده و چراغ فروزانى كه او برافروخته، مشعل هدايت جوانان مؤمن و انقلابى سراسر عالم اسلام شده است...


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:23 توسط kd| |

    نظريه دولت در انديشه سياسى حسن البنا

     

    به اعتقاد حسن البنا ـ بنيان‏گذار و رهبر اخوان المسلمين ـ دين و دولت جدايى ناپذيرند و تثبيت آن و نيز ترويج دعوت، مهم‏ترين اهداف برپايى نظام اسلامى است. دولت اسلامى مبتنى بر سه ركنِ مسؤوليت حاكم، وحدت امت و احترام به اراده امت و اصول اساسى آن هم عدالت، آزادى و جهاد مى‏باشد. البنا سه ويژگى براى دولت اسلامى بر مى‏شمارد كه عبارتند از: دعوت، جهان شمول، شرعى و در اين راستا، چهار وظيفه نيز براى آن احصا مى‏كند: برپايى نظام سياسى، تحقق عدالت در عرصه فردى، خانواده، ملى و بين المللى، نشر و ترويج دعوت و جهاد. دولت مطلوب از ديدگاه البنا، نظام خلافت است.

     

    ● نويسنده: مجيد - مرادى 

    ● منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از علوم سياسى، شماره 19

     

    حسن البنا در سال 1906م. در محموديه از توابع بحيره مصر به دنيا آمد و در مدرسه الرشاد، مركز تربيت معلم دمنهور و دارالعلوم قاهره تحصيل كرد. پس از فراغت از تحصيل در دارالعلوم، معلم مدارس شهر اسماعيليه شد. وى در همين شهر (در سال 1939م) هسته نخست اخوان المسلمين را شكل داد. پس از انتقال محل تدريس وى به قاهره، مركز عام و مقر رهبرى اخوان المسلمين نيز به قاهره انتقال يافت. در قاهره نشريه اخوان المسلمين را با هدف تبليغ دعوت خود كه رواج گسترده‏اى يافته و در همه جاى مصر شعبه‏ها و مراكزى داشت، منتشر كرد. دعوت اخوان به تدريج مرزهاى مصر را در نورديد و در كشورهاى عربى طرفدارانى يافت. در سال 1949م. حسن البنا به دست نيروهاى حكومتى در قاهره ترور و به قتل رسيد. البنا آثار متعددى دارد كه از آن جمله است: رسالة التعاليم، رسالة الجهاد، دعوتنا فى طور جديد، بين الامس و اليوم، الرسائل الثلاث (دعوتنا، الى اى شى‏ء ندعو الناس، نحو النور)، الاخوان المسلمون تحت راية القرآن، مشكلاتنا فى ضوء النظام الاسلامى، العقائد، المناجاة، المأثورات، احاديث الجمعة، الدعوة و الداعية، و السلام فى الاسلام.1

     

    رابطه دين و سياست

    از ديدگاه حسن البنا، حوزه سياست و حوزه دين از يكديگر جدا نيست و دولت اسلامى هم قدرت دينى را اعمال مى‏كند و هم قدرت دنيوى را:

    در اسلام دو قدرت وجود ندارد كه در جامعه اسلامى با هم نزاع كنند. قدرت يگانه و يكپارچه است و در دولت تجسم مى‏يابد كه بر امور دين و دنيا اشراف دارد؛ بنابراين دولت، قدرتى است داراى رويكرد به جامعه و قدرتى است كه احكام را اجرا مى‏كند، حافظ امنيت و نظم است و عدالت را در بين مردم حاكم مى‏كند.2

    حسن البنا مى‏ديد كه مسلمانان عملاً دين را از سياست جدا كرده‏اند و اين جدايى به تعبير وى «نخستين گام سستى و منشأ فساد» بود. از ديدگاه وى، راهى براى خروج از اين وضع جز با برپايى «حكومتى اسلامى» وجود نداشت.3


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:18 توسط kd| |
    اسلام امروزي طبقه مرفه مصر

    • نویسنده: پاتریک هاننی
    • مترجم: ویدا میرمکری

     در نيمه دوم دهه ۱۹۹۰، در صحنه سياست مصر دگرديسيهاي بنياديني روي داده است. به خلاف انتظار، حمله تروريستي عظيم و مرگبار سال ۱۹۹۷ عليه جهانگردان در لوکسور نقطه پاياني بود بر اعمال خشونت بار گروههاي اسلام گرا. "نسل جوان" اسلام گرا (الجيل الجديد) به اصول دمکراسي ليبرال گرويده است. اين اصول پايه و اساس برنامه همه احزابي اند که کوشيده اند مذهب را مبناي کار خود قرار دهند: الوسط، الاصلاح و الشريعه.

    اخوان المسلمين، مهمترين سازمان اسلام گرا که مقامات گاه تحمل و گاه سرکوبش مي کنند امروز با شياطين سابق کنار مي آيد: اتحاد با مارکسيستهاي لاييک حزب اجتماع براي اتحاد و ترقي (۲)(چپ)، و حزب هواداران ناصر در فعاليتهاي حمايت از فلسطين، و اتحاد با حزب رئيس جمهوري حسني مبارک در چارچوب گردهمايي عظيمي که در ۲۷ فوريه ۲۰۰۳ در استاديوم قاهره عليه مداخله آمريکا در عراق برگزار شد، از اين دست اند.

    اين تحولات همگي تيشه به ريشه رقابت ميان اسلام رسمي و اسلام سياسي که هر يک مي خواست روي دست ديگري بلند شود، زده اند، رقابتي که در طول يک ربع قرن به روند اسلامي شدن سياست جهت مي داد. در پايان اين "جنگ سرد" بسياري از آناني که در آن نقشي ايفا کرده بودند اعتبار خود را از دست دادند: دانشگاه الازهر، قطب اسلام رسمي به سبب سازشهايش با رژيم حاکم مورد انتقاد است و جوانان شهري اغلب علما را "از مد افتاده و برج عاج نشين" مي دانند. اخوان المسلمين به سبب پيوندهايش با اعمال خشونت باري که به مدت پنج سال مصر را رنجور ساختند– که بيشتر فرضي اند تا حقيقي- ديگر آن موقعيتي را که در دهه ۱۹۸۰ داشت، ندارد....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:17 توسط kd| |

    انقلاب اسلامى و تحولات فراوطنى آن در مصر

    ● نويسنده: مجيد - مرادى 

    ● منبع: سایت باشگاه اندیشه

    از سال 1978 م، غالب جريان‏هاى اسلامى سياسى مصر، به صورت صريح يا ضمنى، سياست‏هاى رسمى نظام سياسى حاكم بر مصر در تأييد شاه ايران و انتقاد از انقلاب اسلامى ايران و رهبرى آيت الله امام خمينى را مورد انتقاد قرار داده‏اند. برخى از اين جريان‏هاى اسلامى، هدف اين موضع و سياست رسمى را تلاش براى برانگيختن احساس نفرت توده مردم نسبت به الگوى «اسلام گرا» در ايران قلمداد و تفسير كردند. دعوت رژيم انور سادات از شاه ايران براى اقامت در مصر و پس از آن موضع‏گيرى رسمى اين رژيم در مسئله گروگان‏هاى امريكايى در تهران، بر فاصله ميان ديدگاه دولت و ديدگاه حركت‏هاى اسلامى در مصر افزود.(1)

    گروه‏هاى اسلام‏گراى مصرى، اين ديدگاه دولت كه كمك به شاه را نشانه حق‏شناسى نسبت به كمك‏هاى نفتى و نظامى و اقتصادى وى به مصر در طى جنگ سال 1973م و پس از آن مى‏دانست، به شدت مورد سرزنش قرار دادند.(2) آنان در مقابل، اقدامات شاه در فروش نفت به اسرائيل، در دوره تحريم نفتى سال 1973 م و همكارى مستحكم با اين رژيم در زمينه نظامى و اطلاعاتى را يادآور شدند. جريان‏هاى اسلامى مصر بر آن بودند كه اقدامات رژيم سادات در حمايت از شاه، براساس تقاضاى ايالات متحده امريكا و به هدف اقناع امريكا بر توانايى مصر براى پر كردن جاى رژيم شاه ـ به عنوان قدرت بزرگ منطقه‏اى ـ انجام گرفته است. اين جريان‏ها، رسانه‏هاى تبليغاتى مصر را متهم مى‏كردند كه از طريق حمله به آيت الله خمينى و حكومت جديد ايران، در جهت گسترش شكاف ميان شيعه و سنى مى‏كوشند. (3)

    انقلاب اسلامى ايران در سال‏هاى نخست، عواطف بخش وسيعى از نيروهاى اسلام‏گراى مصر را به سوى خود جلب كرده، تصويرهاى امام خمينى در قاهره و برخى شهرهاى ديگر رواج يافت و تظاهرات گسترده‏اى در مخالفت با ورود شاه سابق به مصر به راه افتاد.(4)

    به رغم اختلاف نظر ميان جريان‏هاى مختلف اسلامى مصر(5) برسر انقلاب اسلامى ايران و تحولات آينده آن، پيروزى اين انقلاب در نگاه غالب اين جريان‏ها، در حقيقت پيروزى ايدئولوژى سياسى اسلام و تجسم آن در شكل يك دولت بود. برخى گروه‏هاى اسلامى مصر، از ابعاد و شعارهاى فرامرزى و فراوطنى انقلاب ايران كه همه مسلمانان بتوانند در سايه آن تاريخ و الگوى برتر و تحولات امت اسلامى را با اين واقعيت جديد پيوند دهند، استقبال كردند. انقلاب ايران به آنان اثبات كرد كه قدرت رويارويى با نيروهاى امپرياليستى و پيروزى بر آنان را دارند.(6)


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:12 توسط kd| |
    تشكيلات اخوان المسلمين

    نويسنده: محمد مهدی عاکف

    شكي نيست كه جنبش اخوان المسلمين از مهم ترين حركت هاي اسلامي تاريخ معاصر در دنياي اسلام است و طي 75 سال گذشته، تأثيرات شگرفي در حوادث منطقه خاورميانه و جهان اسلام و عرب داشته است. البته اين جمعيت يا حزب نيز همچون ساير احزاب و جريآن هاي سياسي مراحل تاريخي مختلفي را سپري كرده كه مي توان به مهم ترين آن ها به شرح زير اشاره كرد:

     

    1. مرحله اول (تأسيس):

    اين دوران، از بنيانگذاري آن در سال 1928 م توسط شهيد حسن البنّاء شروع مي شود. در اين مرحله، اخوان المسلمين از لحاظ تئوريك و ساختار سازماني با رهبري مرشد اول و مؤسس آن شكل گرفت و با ترور حسن البنّاء در 12 فوريه 1949 توسط عوامل ملك فاروق و به دستور انگليس و آمريكا طبق اسناد موجود به پايان رسيد.

     

    2. مرحله دوم (همكاري):

    اين مرحله با انتخاب حسن الهضيبي به عنوان مرشد دوم و سقوط نظام منحوس پادشاهي در مصر شروع مي شود. در اين مرحله، ميان رهبران اخوان و افسران آزاد همراهي و وفاق كامل وجود داشت و سازمان نظامي اخوان در تغيير رژيم كاملاً با گروه افسران آزاد همكاري كرد، ولي متأسفانه اين دوره با سلطة مستبدانه عبدالناصر و سركوب همة مخالفان و دگرانديشان، به پايان رسيد....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:8 توسط kd| |

    سه گروه اخوان(1)

     مقایسه سه گروه اخوان المسلمین سوریه، اردن و مصر 

    ● نويسنده: بارى - روبين 

    ● مترجم: كيانوش - كياكجوري

    ● منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از فصلنامه مریا، ژوئن 2007

    بیرق انقلاب اسلامی در خاورمیانه امروز به گروه هایی واگذار شده است که یا از سوی اخوان المسلمین حمایت می شوند یا این که از آن مشتق شده اند. این مقاله یک بررسی مقدماتی از سه گروه اخوان المسلمین کلیدی و مقایسه سیاست ها، روابط و شیوه های آنان است. البته هریک از آنها با شرایط یک کشور خاص سازگار شده اند.

    در وهله نخست، درک سیاست و روابط اخوان المسلمین نسبت به گروه های جهادی (القاعده، شبکه زرقاوی و سایر گروه ها مانند حزب التحریر و حماس) و تئوریسین های آنان (مانند ابومصعب الزرقاوی و ابومحمد المقدیسی) مهم است. اخوان المسلمین(ها) روابطی با حزب التحریر – که از سوی آنان به عنوان یک گروه کوچک و غیرمهم تلقی می شود- ندارند. به جز اخوان المسلمین اردن، سایرین ارتباط کمی با آن دارند.

    در ارتباط با القاعده – هم تئوری و هم ساختارهای تروریستی آن – اخوان المسلمین ها به طور کلی، ستیزه جویی، حملات علیه آمریکا و ایدئولوژی (یا احترام به ایدئولوگ های آنان) آن را پذیرفته اند؛ اما آن را به عنوان یک رقیب می نگرند. یک نمونه از این تفکر و نگرش از سوی "رجب هلال حمیدا"، یکی از اعضای اخوان المسلمین در پارلمان مصر، مطرح شده است. وی گفت: از نظر من، بن لادن، الزرقاوی و یا الظواهری آن طور که اکثریت افراد تصور می کنند، ترویست نیستند. من از همه فعالیت ها و اقدامات آنان تا آنجا که علیه دشمنان اسلام است حمایت می کنم زیرا آنها مایه مزاحمت برای آمریکایی ها و صیهونیست ها هستند. اما در جایی که آنها شهروندان مسلمان را می کشند، نه مبارز جهادی و نه حتی تروریست، بلکه باید آنان را مجرم و جانی دانست. ما باید آنها را با نام مناسبشان خطاب کنیم. (1)

    جمله آخر تفاوت میان دیدگاه های استراتژیکی و تاکتیکی القاعده و اخوان المسلمین را نشان داده است. القاعده حضور رو به رشدی در سوریه داشته و در تلاش است تا شبه نظامیانی که حامی اخوان المسلمین شده اند را جذب کند. در اردن، القاعده به عنوان یک گروه کوچک و به طور مستقل عمل می کند و به اقدامات تروریستی مبادرت می نماید – که این اقدامات از سوی اخوان الملسمین اردن محکوم شده اند؛ زیرا شماری از اروپایی ها و فلسطینی ها در این بمب گذاری ها کشته شدند.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:7 توسط kd| |

    سه گروه اخوان(2)

     مقایسه سه گروه اخوان المسلمین سوریه، اردن و مصر 

    ● نويسنده: بارى - روبين 

    ● مترجم: كيانوش - كياكجوري

    ● منبع: سایت - باشگاه اندیشه

     

    در سال های اخیر این رژیم(رژیم سوریه) نظر اسلام گرایان سوری را با ساخت مساجد جدید و دادن اجازه تبلیغ به تندروها جلب کرده است. بر پایه دلایل روشن، این فعالان آموزش دیده به اخوان المسلمین وفادار نبوده و شاید گروه های رقیب را ایجاد نمایند. اخوان المسلمین اردن یک گروه قانونی است که از شیوه های مسالمت آمیز استفاده می نماید و در انتخابات از طریق شاخه سیاسی خود یعنی "جبهه عمل اسلامی" مشارکت می کنند. این گروه گاهی اوقات با پادشاه این کشور همکاری نیز نموده است. گرچه اخیراً روابط میان آنها به سبب ابراز همدردی آنان نسبت به رهبر القاعده در عراق یعنی ابومصعب الزرقاوی که منجر به سرکوبی اخوان المسلمین در جولای 2006 شد، تیره گردیده است. این گروه به سبب نگرانی از سرکوبی، ملایم و متعادل است، اما به سبب داشتن سهمی از قدرت میانه رو است. این گروه، گروه های حرفه ای و سایر نهادها را کنترل می کند. با این وجود، می داند که رژیم به آن اجازه نخواهد تا در انتخابات پیروز شود. از این رو، عنصر کلیدی در راهبرد آن تمایل به باقی ماندن به عنوان یک گروه است که از امتیازات بهره برداری کند، اما نمی تواند قدرت را بدست گیرد یا کشور را تغییر دهد.

    گرچه این گروه برای بسیاری از فلسطینی ها جذاب است اما اخوان المسلمین اردن اعضای قابل ملاحظه ای در کرانه شرقی دارد. از این رو یک سازمان اشتراکی نیست.

    با توجه به سقوط و اضمحلال سازمان آزادیبخش فلسطین و فتح (که یک ملی گرای فلسطینی است)، اخوان المسلمین می تواند به سازمان اصلی تبدیل شود که حمایت و وفاداری فلسطینی های اردن را کسب نماید.

    اخوان المسلمین مصر، در برخی موارد در میان دو همتای دیگر خود قرار می گیرد. این اخوان المسلمین از نظر تاکتیکی قانونی نیست اما به آن اجازه داده شده است که در اکثر مواضع به طرز مناسبی عمل نماید. رهبران و فعالان این گروه به تناوب توسط دولت دستگیر می شوند تا به اخوان المسلمین یادآوری شود که فقط وقتی که این رژیم دریافت که رفتارشان قابل توجیه است، اجازه فعالیت دارند.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 21:0 توسط kd| |
    اخوان المسلمين در منطقه شمال آفريقا

    نويسنده: شكيب ـ جاوید

     

    پيش از پايه گذاري جماعت اخوان المسلمين مصر در اواخر دهه دوم قرن بيستم، افكار و ساختار تشكيلاتي و سازماني آن از طرق مختلف و با شيوه هاي گوناگون از مرزهاي مصر فرا رفته و در جهان عرب و اسلام گسترش يافت. تشكيل سازمان ها و گروه هاي اسلامي با انديشه هاي حسن البنا و ديگر متفكران اخوان المسلمين مصر و الگو برداري از ساختار تشكيلاتي آن در كشورهاي عربي تحت شرايط سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين منطقه بوده و چيرگي نظام هاي استعماري و وجود نظام ها و رژيم هاي مستبد و وابسته به غرب و فعاليت و حضور جريانات فكري لائيكي و غرب گرا، عوامل مهمي در ايجاد محيط مناسب براي رشد چنين گروه هايي است. كشورهاي همسايه مصر همچون سودان، ليبي و فلسطين زودتر از بقيه مناطق جهان عرب و اسلام تحت تأثير انديشه هاي اخوان مصر قرار گرفته و دانشگاه الازهر و حضور طلاب ديني كشورهاي منطقه شمال آفريقا و نقش روحانيون مصري مقيم در اين كشورها از جمله عوامل گسترش ميان اخوان خارج از مرزهاي سياست و طبيعي مصر بوده اند. نگارنده در اين مقاله در تكاپو است كه روند رشد اخوان المسلمين و تبعات اين رشد را در منطقه شمال آفريقا به طور خلاصه تبيين نمايد....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:58 توسط kd| |

     جنبش اخوان المسلمین در گذر تاریخ

     

     

      منبع: سایت - باشگاه اندیشه

    جنبش اخوان المسلمین را اصولاً باید زائیده اوضاع سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر مصر در پی رواج تفکر جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) در میان روشنفکران و آهنگ احساسات ملی گرایانه برای اصلاح این کشور در دوران اختناق بعد از انقلاب 1919 مصر بر ضد انگلیس دانست.

     اهداف بنیانگذاران این جنبش- به ویژه حسن البناء یا مرشد العالم اخوان المسلمین- از یک سو بر ایجاد تحول در اعتقادات اسلامی مسلمانان و بالاخص مصریان از حالتی ایستا و بی تحرک به سمت پویای و حاکمیت تعالیم شریعت بر زندگی اجتماعی و سیاسی مصر و از سوی دیگر بریگانگی مسلمانان در برابر استعمارگران غرب که کشورهای اسلامی را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور می زد.

     هدف ها و اقدامات عملی اخوان المسلمین در زمینه هایی که ذکر شد، تا پیش از کشته شدن حسن البناء توأم با نوعی هماهنگی و یکپارچگی بود لیکن در پی این حادثه و بویژه ظهور جمال عبدالناصر در صحنه قدرت مصر و بهره گیری وی از اسلام در جهت اهداف خود، نوعی تفاوت بین اهداف و اقدامات اخوان المسلمین به وجود آمد.

     حال که دیگر بار و درآستانه انتخابات پارلمانی مصر، اخوان المسلمین با قدرت وارد صحنه فعالیت های سیاسی شده است، نگارنده قصد دارد در تحلیلی به بررسی این جنبش از ابتدا تا کنون بپردازد.

      

    پیدایش نهضت اخوان المسلمین

     - حسن البنا

     حسن البناء بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین در سال 1906 در دهکده محمودیه در دلتای رود نیل از نواحی (بحیره) مصر چشم به جهان گشود.

     وی به خاطر ریشه های فکری مذهبی پدرش که از طلبه های بنام و از پیروان مکتب بنیادگرایان حنبلی بود، با اصول اسلامی (سنتی) تربیت شد و در محیطی کاملاً اسلامی رشد یافت، بناء در این رابطه می گوید (اسلام پدر من است و من جز او پدری ندارم)وی پس از تکمیل تحصیلات مقدماتی به قاهره روی آورد و تعلیمات مذهبی و دوره آموزش آموزگاری را در دارالعلوم قاهره آموخت. در این جا بود که برای نخستین بار مستقیماً با مشکلات زندگی مردم در شهرهای بزرگ و زندگی مرفه نیروهای انگلیسی و مقامات فرانسوی که در سطح بسیار بالایی از زندگی مردم مصر بود مواجه شد.

     پس از چنین مشاهداتی بود که حسن البناء به عضویت سازمان های گوناگون مذهبی درآمد و با همگامی سایرین در انجمن های اسلامی، برنامه تدریس و شرکت در فعالیت های ضد انگلیسی را آغاز کرد.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:54 توسط kd| |

    زيست‌گاه ايدئولوژيك و سياسي جنبش‌هاي اسلامي معاصر

    نويسنده: رضوان السید

    مترجم: مجيد مرادی

    محمد عبدالسلام فرج در رسالة «الفرضيه الغائبه» مي‌نويسد: احكامي كه امروزه بر مسلمانان  حاكم است، احكام كفر و بلكه قوانيني است كه كافران وضع كرده و مسلمانان را بدان سوق داده‌اند. خداي سبحان مي‌گويد «و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون؛ و كساني كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داوري نكرده‌اند، آنان خود كافرانند.» پس از برچيده شدن بساط خلافت در سال (1924 م) و ريشه كن شدن همه احكام اسلام و جايگزيني احكامي كه كافران وضع كرده‌اند، وضع‌شان همان وضع تاتارها شده است؛ چنان كه در تفسير ابن‌كثير ذيل اين آيه ثابت شده است: «افحكم الجاهليه يبغون و من احسن من الله حكماً لقوم يوقنون؛ آيا خواستار حكم جاهليت‌اند؟ و براي مردمي كه يقين دارند، چه كسي از خدا هتر است؟» و درهاي خروج حاكمان زمانه از ملت و آيين اسلام چندان پر شمار است كه براي آن كس كه روش و منش آنان را زير نظر گيرد، شبهه‌اي باقي نمي‌ماند. ابن تيميه در كتاب «الفتاوي الكبري»  گويد: به ضرورت و بداهت از دين مسلمانان و اتفاق همگي مسلمانان، دانسته است كه هر كس پيروي ديني جز دين اسلام و شريعتي جز شريعت محمد (ص) را جايز شمارد، كافر است و ....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:49 توسط kd| |

     فتح اروپا توسط اخوان المسلمين

     

    اخوان المسلمين بيش از هر جاي ديگري در اروپا، در آلمان قدرت و حضور سياسي يافته اند. سازمان هاي اسلامگرا در ديگر كشورهاي اروپايي اكنون آگاهانه دنباله روي مدل كاري همقطارانشان در آلمان شده اند.

     ● نويسنده: لورنزو - ويدينو 

       منبع: سایت - باشگاه اندیشه

     

    اخوان المسلمين از زمان تأسيس آن در سال ۱۹۲۸ زندگي سياسي در خاورميانه را عميقاً تحت تأثير قرار داده است. شعار آن «الله هدف ما، پيامبر رهبر ما، قرآن قانون ما، جهاد شيوه ما، مرگ در راه خدا آرزوي ما» است.

    اگرچه افكار راديكال اخوان المسلمين عقايد نسل هاي اسلامگرايان را در دو دهه گذشته شكل داده است، اما بخشي از قدرت و اقبال خود را در خاورميانه از دست داده است و اكنون نسل هاي جوان تر اسلامگرايان سازمان هاي راديكال تر را ترجيح مي دهند. اما خاورميانه فقط بخشي از جهان اسلام است. اروپا اكنون به محل پرورش و رشد تفكرات اسلامي و تحولات سياسي اسلامي تبديل شده است. از اوائل دهه شصت قرن بيستم اعضاي اخوان المسلمين و طرفداران آن به اروپا رفتند و آرام آرام، اما به طور پيوسته شبكه اي گسترده از مساجد، خيريه ها و سازمان هاي اسلامي را تأسيس كردند. برخلاف جوامع بزرگ اسلامي، هدف نهايي اخوان المسلمين فقط «كمك به مسلمانان براي اينكه شهروندان بهتري باشند» محدود نمي شود. هدف اخوان المسلمين گسترش قوانين اسلامي به سراسر اروپا و آمريكاست.

    دانشجويان پناهنده اي كه چهل سال پيش از خاورميانه مهاجرت كردند، به همراه اجدادشان اكنون سازمان هايي را اداره مي كنند كه نماينده جوامع محلي مسلمان در تعامل با نخبگان سياسي اروپا هستند.

    اين سازمان ها كه بودجه مالي شان را سخاوتمنداني از حوزه كشورهاي عرب اطراف خليج فارس تأمين مي كنند، شبكه اي مركزي دارند كه در هر كشور اروپايي شعبه دارد.

    اين سازمان ها خود را متعلق به عامه مسلمانان مي دانند، اما از نظرات راديكال اخوان المسلمين حمايت مي كنند. به گفته سرويس هاي اطلاعاتي اروپايي با بعضي گروه هاي تروريستي هم ارتباط دارند. آنها با كلامي متعادل و زبان قوي آلماني، هلندي و فرانسوي درون دولت هاي اروپايي و رسانه ها نفوذ كرده اند. سياستمداران طيف هاي مختلف سياسي در اين كشورها، هرگاه موضوعي مربوط به مسلمانان پيش مي آيد به نفع آنها وارد عمل مي شوند.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:44 توسط kd| |

    زندگی و مسئولیت مؤمنانه

      اثری از: استاد شهید ناصر سبحانی

    منبع: صلاح الدین.نت 

    بسم الله الرحمن الرحیم

              الحمد لله رب العالمین والصلاة و السلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین.

    همانطور که همه می دانیم اساس تصورات و جهان بینی دینی براین است که (خلق و امر) به دست خداوند است وانسان وسایر مخلوقات جهان هستی مامورهستند. ازآن روزکه آسمانها وزمین وآنچه درآنها است آفریده شده، طبق سنن و قوانینی هرکدام درمسیری خاص و جهتی معین، به فرمان خداوند به حرکت درآمده اند. درمجموع کائنات، آن دسته ازمخلوقاتی که بی اراده هستند، به محض خلقت ودریافت فرمان مربوطه از جانب خداوند، به حرکت درآمدند وبه سوی مقصد وهدفی که برایشان معین شده بود، بدون توقف و تردد راه خود را ادامه داده و به سوی آن سرنوشت مشخص پیش می روند.

              ودسته دیگر از مخلوقات(که به نسبت دسته اول اندک می باشند) آنهایی که دارای قوه علم و اراده هستند مانند انسان وجن که می بایست اینها نیز مانند آن قافله عظیم کائنات به سمت هدف مشخص شده خود حرکت می کردند، ستمگرانه وجاهلانه غالباً مسئولیت خود را از یاد برده وبه فراموشی سپردند ودرنتیجه، از راه منحرف شدند وبه این سو وآن سو رفته وعقب گرد کردند و راه مخالف جهت حرکت آن قافله را درپیش گرفتند؛ این درحالی است که آسمان ها و زمین طوری آفریده شده اند که درخدمت این بخش از مخلوقات بوده و برایشان مسخر گشته اند، چرا که مسئولیت بزرگی برعهده ایشان گذاشته شده است وبرای تحقق بخشیدن به این مسئولیت عظیم، خداوند منان تمام این امکانات را در اختیار آنها قرار داده است. پس ملاحظه این امر، روشن می سازد که آن انحراف این نیست که این بخش اندک از مخلوقات تنها خودشان منحرف شده باشند وبس، ....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 12:6 توسط kd| |

     Download:    1     2

    سه رچاوه: http://www.koord.com/webbook/book/mukriyani/kultur.htm

    نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:44 توسط kd| |

    ده‌رباره‌ی فه‌لسه‌فه‌ و ئیسلام و ڕۆشنگه‌ری

    بڵاوكراوه‌ته‌وه له ڕۆژی: July 21, 2006
    نوسراوه له‌لایه‌ن: Pertwk

    ناوی په‌ڕتووک؛ ده‌رباره‌ی فه‌لسه‌فه‌ و ئیسلام و ڕۆشنگه‌ری
    نوسینی؛ مه‌ریوان وریا قانیع

    ئه‌م په‌ڕتووکه‌ له‌ ساڵی 2002 دا له‌لایه‌ن نێوه‌ندی ڕه‌هه‌ند بۆ لێکۆڵینه‌وه‌ی کوردی له‌ سوید‌‌‌ بڵاوکراوه‌ته‌وه

    فه‌رموو ته‌واوی ئه‌م په‌ڕتووکه‌ دابگره

    نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:7 توسط kd| |
    کورد له‌ نێوان به‌ ئیسلام کردن و ئیسلام بووندا

    بڵاوكراوه‌ته‌وه له ڕۆژی: October 31, 2006
    نوسراوه له‌لایه‌ن: Pertwk

    ناوی په‌ڕتووک؛ کورد له‌ نێوان به‌ ئیسلام کردن و ئیسلام بووندا
    ئاماده‌کردنی؛ هیوا سه‌لام

    ئه‌م په‌ڕتووکه‌ له‌ ساڵی 2003دا له‌ هه‌ولێر بڵاوکراوه‌ته‌وه

    دواتریش له‌ سایتی کوردستان نێتدا بڵاوکرایه‌وه

    فه‌رموو ته‌واوی ئه‌م په‌ڕتووکه‌ دابگره

     

    نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 10:57 توسط kd| |
    زندگینامه محمد مجتهد شبستری

    مجتهد شبستری، محمّد: «در سال 1315 ش، در شبستر، متولد شدم و در سال 1329، در حالی که چهارده سال داشتم، از تبریز به قصد تحصیل، راهی حوزه علمیه قم شدم . دوران تحصیل و اقامتم در حوزه قم،حدود هجده سال طول کشیددر این دوران، علاوه بر فراگیری مقدمات علوم اسلامی، از قبیل: ادبیات عرب و ....در چند رشته، تحصیلات و مطالعات اینجانب، ادامه یافت: فقه، اصول، فلسفه، کلام و تفسیر. پس از گذراندن سطوح، حدود هشت سال، در دوره های درس خارج فقه و اصول اساتید و مراجع وقت شرکت کردم. در سالهای پایانی دوره تحصیلم در قم، نشریاتی، منتشر می شد و در آن نشریات، سعی می شد، معارف اسلامی به صورت قابل قبول، برای نسل تحصیل کرده مملکت عرضه شود که معروفترین آنها ، مجلّه مکتب اسلام و فصلنامه و سالنامه مکتب تشیعّ بود و من عضو هیئت تحریریه مجلّه مکتب اسلام بودم. مرحوم بهشتی به خاطر آشنایی که با من داشتند، از من خواستند: به آلمان بروم و سرپرستی مرکز اسلامی هامبورگ را بپذیرم. من این پیشنهاد را پذیرفتم . در سال1348 بود که به آلمان رفتم.
    ده سال،سرپرستی مرکز اسلامی هامبورگ را بر عهده داشتم. حدود یک سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، به ایران بازگشتم. از آن موقع، تا کنون علاوه بر شرکت در فعّالیتّهای سیاسی مربوط به قبل از انقلاب و سالهای اوّل پس از انقلاب، کار عمده من، تدریس در دانشکده الهیّات دانشگاه تهران و ادامه مطالعات شخصی ام بوده است ». اثر قرآنی اینجانب ترجمه پژوهشهایی درباره قرآن و وحی نوشته صبحی صالح، همچنین هرمنوتیک، کتاب وسنت ( تهران، طرح نو، 1375 )؛ ایمان و آزادی ( تهران، طرح نو، 1375) است.

    منبع: http://cgie.org.ir/showbuilderB.asp?id=144

    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 12:31 توسط kd| |
    گزارشی از سخنرانی مجتهد شبستری در همايش "حكمت و بازانديشي سنت نبوي"

    هرمنوتيك جديد و فهم سنت نبوي

    "هرمنوتيك جديد و فهم سنت نبوي" عنوان سخنراني مجتهدشبستري در همايش "حكمت و بازانديشي سنت نبوي" بود، همايشي كه در روزهاي آغازين اسفندماه توسط موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه در دانشگاه تهران برگزار شد. گفتار مجتهدشبستري درباره چگونگي فهم اين سنت باتوجه به هرمنوتيك جديد بود.

    توقف در ظاهر كلا‌م
    مجتهدشبستري در ابتداي سخنان خود با بيان اينكه هرمنوتيك عبارت از تئوري فهم  است، به شيوه رايج فهم در ميان مسلمانان پرداخت، شيوه‌اي كه قرن‌ها با تكيه بر آن سنت پيامبر اكرم(ص) شرح داده شده است. وي فهم فقيهان در سنت نبوي را محور سخنان خود قرار داد و گفت: « فقهاي ما سنت نبوي را شامل قول، فعل و تاييد يا تقرير نبي اكرم دانسته‌اند. سخن در اين است كه فهم گفتار پيامبر و فعل و تقرير او تابع چه روشي مي‌تواند باشد يا اين فهم چگونه و از چه طريق اتفاق مي‌افتد، فقيهان به اين پرسش‌چگونه پاسخ داده‌اند و تئوري فهم آنها چيست. »  مجتهد شبستري در تشريح اين موضوع گفت: « دانشمندان علم اصول درباره فهم مي‌گويند كه ما از ظاهر كلا‌م هر متكلم و يا نويسنده‌اي به مقصود او پي مي‌بريم. به اين معنا كه يك متكلم و يا نويسنده عاقل و حكيم با ظاهر كلا‌م خود مقصود خود را مي‌رساند و پيامبر هم عاقل و حكيم است و مقاصد خود را با ظاهر كلا‌م خود رسانده است. آنها مي‌گويند اگر ما به ظاهر كلا‌م پيامبر عمل نكنيم، خداوند كه مولا‌ي ماست، بر عليه ما احتجاج مي‌كند و مي‌پرسد، چرا كاري را كه پيامبر به آن امر كرد، انجام نمي‌دهيد يا چرا كاري را كه پيامبر شما را از آن نهي كرد، انجام مي‌دهيد. اگر ما در پاسخ احتجاج بگوييم، چگونه مي‌توانستيم بفهميم كه پيامبر به چه چيز امر و يا از چه كاري نهي مي‌كند، پاسخ خواهيم شنيد كه اين فهم از ظاهر كلا‌م پيامبر آشكارا به دست مي‌آيد و شما موظف بوديد به اين ظاهر ترتيب اثر دهيد و به مقتضاي آن عمل كنيد. ظاهر كلا‌م پيامبر بر شما حجت است. »
    وي افزود: « البته اين يك نظريه در باب فهم است؛ فهم يعني فهميدن مقصود متكلم از ظاهر كلا‌م او. اما در اينجا يك سوال اساسي مطرح مي‌شود و آن اين است كه چرا مجاز نيستيم براي فهم كلا‌م پيامبر از ظاهر كلا‌م او عبور كنيم؛ به اين معنا كه تابع يكي ديگر از نظريات فهم در اين باب شويم. »
    وي گفت: « فقيهان در علم اصول مي‌گويند حق عبور از ظاهر كلا‌م پيامبر را نداريم. ظاهر كلا‌م نبي يا معصومين"حجت" است. حق تفسير را كه همان عبور از ظاهر است، نداريم و بايد فراتر از ظاهر نرويم. »...


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 12:24 توسط kd| |

    چرا بحران ديني به وجود مي‌آيد؟

     

      گفتاري از استاد محمد مجتهد شبستري

     

     

    منبع: کیله شین

    موضوع بحث(دين جامعه وفرهنگ)است و من به ارتباط اين سه موضوع با

    يكديگر مي‌پردازم.

    ارتباط دين با جامعه و ارتباط دين با فرهنگ واينكه نمي‌توانيم دين را مورد

    مطالعه و بررسي قرار دهيم بدون اينكه به بررسي  جامعه وفرهنگ بپردازيم.

    اگر قرار باشد دين را در ارتباط با جامعه و فرهنگ مورد بررسي قرار دهيم و

    مثلاً اين قبيل مسائل را مطرح كنيم كه تحولات اجتماعي چه تاثيري در آموزه‌ها

     و ارزشهاي ديني مي‌گذارد و يا اين مسئله  را  مطرح كنيم كه چگونه

    تجربه‌هاي ديني  در قالب مفهومهاي كه در هر فرهنگ وجود دارد بيان مي‌شود و بيان تجربه‌هاي ديني از قالبهاي زباني فرهنگ متاثر مي‌شود  پس دين بايد معنايي داشته باشد كه بتوان ارتباط آن را  با جامعه و فرهنگ تبين كرد و بايد قبلا عرض كنم  كه منظورم از دين چيست؟

    يك تصوير از دين اين است كه دين يك سلسله علوم و يك سلسله حقيقت ها و آموزه‌ها در عالم معنا و در عالم باطن است نزد خداوند حقايق جاوداني است كه ما انسانها سعي مي‌كنيم به انها آگاهي پيدا كنيم حقيقت دين عبارت است از همين حقيقت‌ها  و واقعيت‌ها كه در عالم معنا و در عالم باطن و ما مي‌خواهيم اين را بفهميم وبعد انسانها در مقام كوشش براي فهميدن آن حقيقت‌ها  آن علوم  وآن معناهاي باطني تلاشهايي مي‌كنند و آنچه در مقام تلاش هاي انسانها بصورت تاريخي تحقق پيدا مي‌كند اين هم ديانت است.

    حال گاهي ممكن است اين ديانت منطق باشد با آن دين كه در عالم معنا و واقع و باطن است و گاهي هم ممكن است منطق نباشد و اينجا است كه بايد بگوييم دين دچار آسيب شده است و بايد آسيب‌شناسي كنيم و بعد هم اين آفتها و آسيبها را بيان كنيم. اين يك نوع رويكرد به دين است يا يك نوع دين‌شناسي است آنچه كه مي‌خواهم عرض كنم و موضوع بحث من است به كلي متفاوت با اين رويكرد هست نمي‌خواهم بگويم آن رويكرد باطل است الان ما در مقام بحث درباره اينكه كدام رويكرد درست است و كدام رويكرد باطل است و دلايل هركدام از دو طرف چيست نيستيم و ميتوانم به شما بگويم اين يك رويكرد است ويك نوع دين‌شناسي است نوع ديگر دين‌شناسي مي تواند وجود داشته باشد و بعد كساني كه آن رويكرد را دارند و كساني كه اين رويكرد را كه بنده عرض مي‌كنم دارند وكساني كه ممكن است رويكرد سومي را داشته باشند.

    اينها مي‌توانند در كنار هم بنشينند در محافل خاص خودشان و بحث بكنند و فضاي آزاد علمي داشته باشند و اهل مطالعه هم آنجا باشند و مباني و مقدمات اين قبيل بحثها را شنونده‌ها هم مطالعه كرده باشند و گفتگوي علمي در اين باره شود كه ضرورت بسياري دارد كه چيزي است كه متأسفانه بحث درآن سطح‌ها در كشور ما انجام نمي‌گيرد حالا مي‌خواهم مدل ديگري از رويكرد به دين را توضيح دهم: دين در آن معنايي كه امروز ازآن بحث مي‌كنم آن حقيقتها وعلوم ومعناهاي باطني موجود در عالم معنا نيست ، دين كار انسان است ،سلوك معنوي خود آدمي است كار آدمي است كاري است كه آدم آنرا انجام مي‌دهد كه بنده از آن به سلوك تعبير مي‌كنم "سلوك معنوي انسان".سلوك معنوي انسان يعني چه؟


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 12:17 توسط kd| |
    مروري بر زندگي و آرا محمد مجتهد شبستری

    نویسنده: رومن ـ سایدل

    مترجم: محمود اسماعیل نیا

    جريان نوانديشي ديني در ايران معاصر، بازتاب‌هايي در ديگر جوامع برجاي نهاده و توجه بسياري از متفكران و پژوهشگران خارجي را به خود جلب كرده است. مقاله حاضر گزارشي است از آرا و نظرات محمدمجتهد شبستري به قلم رومن سايدل Roman Seidel پژوهشگر آلماني و عضو <موسسه مطالعات اسلا‌مي> دانشگاه آزاد برلين.

    آقاي سايدل دانش‌آموخته فلسفه و مطالعات اسلا‌مي است و موضوع رساله فوق‌ليسانس‌اش، بررسي انديشه‌هاي مجتهد شبستري مي‌باشد. اين مقاله كه در سايت اينترنتي قنطره www.qantara.de‌قابل دسترسي است، البته شامل آرا و نظرات اخير مجتهد شبستري (مندرج در فصلنامه مدرسه، سال دوم، شماره ششم، تير 1386) نمي‌باشد. ‌

    محمدمجتهد شبستري در سال 1315 متولد شد و در نوجواني به عزم فراگيري علوم ديني رهسپار قم شد. دروس حوزوي در آن ايام، به مانند امروز، شامل موضوعاتي مثل حقوق اسلا‌مي با تاكيد بر فقه، كلا‌م، عرفان و فلسفه بود. شبستري جزو آن دسته از طلا‌بي بود كه تمركز يك سويه بر مباحث خشك فقهي را ناكافي يافته و توجه خود را معطوف به موضوعات فلسفي و عرفاني كرد، يعني همان مباحثي كه نزد بيشتر فقهاي مسلمان ارج و قربي نداشت. دو مدرس برجسته و پرجاذبه اين دروس در آن دوره عبارت بودند از علا‌مه طباطبايي فيلسوف و مولف تفسيري پرطرفدار از قرآن و آيت‌ا... خميني كه بعدها رهبر انقلا‌ب و بنيانگذار جمهوري اسلا‌مي شد...


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 12:13 توسط kd| |

    حکومتی بايد که به دين وابسته نباشد

      

      

    نويسنده:  محمد مجتهد شبستري

     

     

     مصاحبه با روزنامه آلماني زود دويچه سايتونگ

     

     رابطه ميان حکومت و دين از موضوعات اساسي اسلام مدرن به شمار ميرود و محمد مجتهد شبستري که از روحانيون ايران مي باشد، دهها سال در اين زمينه انديشيده است.

      

    روزنامه زود دوچه: ناقدين سرشناسي مانند نجله کِـلِک و اَيان هيرزي علي يا نويسنده اي بنام رالف جيوردانو بر اين نظراند که اسلام به دموکراسي ، حقوق بشر و بويژه به حقوق زنان کوچکترين ربطي ندارد.

     

    محمد شبستري: اين را من نميتوانم بپذيرم. شريعت که حقوق مربوط به اخلاق اسلامي است، به اصلاحات نيازمند است؛ اين سخن درستي است. اما اين بدان معنا نيست که براي دست يافتن به عدالت بيشتري از جمله براي زنان اسلام کنار گذاشته شود. تمامي اديان مشمول تحول بوده اند. چرا اسلام از اين قائده مستثناء شود؟

     

    -        ميدانيم که در مراکش در سال 2004 قانون خانواده ي مترقي اي به تصويب رسيد. اما در بسياري از کشورها، از جمله در ايران، هيچ اصلاحاتي صورت نمي گيرند، نه در حقوق خانواده و نه در حقوق جزائي.

     

    -        اين صحت دارد، حتّا گاهي عقب گرد نيز مشاهده ميشود. اما اين بدان معنا نيست که نظام حقوقي اصولاً اصلاح ناپذير باشد. اينکه اصلاحات به ميزان کافي به پيش نمي رود دلائل سياسي دارد. قدرتمندان بزرگترين مانع اينگار اند.

     

    -        در کشورهائي که بعنوان امپراطوري مسيحي، حکومت يهودي يا جمهوري اسلامي معرفي شده باشند، وابستگان ساير اديان خود بخود از حقوق عامّه برخودار نيستند.

     

    -        اين صحّت دارد، اما آيا مسلمانها حتماً بايد حکومت خود را بعنوان حکومت اسلامي اعلام کنند؟ آنها اين امکان را نيز دارند که براي خود يک حکومت دموکراتيک ايجاد کنند، حکومتي که بر حقوق بشر  متّکي باشد. بايد ديد که خواست آنها چيست و اين موضوع به دين ربطي ندارد. و اصلاً بايد ببينيم مقصود از نظام اسلامي چيست؟


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 12:4 توسط kd| |

    مصاحبه ی زنده با ماركس در جهنم!

    نوشته: پربي ‌پروا

    پرده كنار مي‌رود. نور معمولي. در سمت چپ، ماركس با ريش توپي و لپ‌هاي سرخ، بر روي صندلي كهنه‌اي، لميده است. در سمت راست، يك پدر روحاني با تيپ اسقف‌هاي انگليكان، بر روي صندلي پر زرق و برقي نشسته و با كاغذهايي ور مي‌رود. عينك ته استكاني او، مجبورش مي‌كند كاغذها را به چشم خود نزديك كند. روي ديوار روبرو با حروف درشت نوشته شده: HELL CHANNEL

    سه دستگاه دوربين متحرك را سه نفر مرتب جابجا مي‌كنند تا از صحنه تصويربرداری کنند. يك پارچ آب پر از يخ، جلوي ماركس قرار داده‌اند. پروژكتورها روشن مي‌شود و صدايي از پشت صحنه برمي‌خيزد: يك. دو. سه. نور. صدا. حركت.
    * * *
    مجري: به شبكه جهنم خوش آمديد. در برنامه امروز ، گفتگوي ويژه‌اي داريم با آقاي كارل ماركس. ايشان در سال 1818 پا به دنياي فاني گذاشتند. در سال 1845 تصميم گرفتند بجاي تفسير جهان، دست به تغییر جهان بزنند، به همين خاطر زدند از فرانسه بيرونشان كردند. بنابراين سه سال بعد بيانيه كمونيستي دادند و دوباره دربدر شدند تا كتاب «سرمايه» را به كمك رفيق سرمايه‌دار خویش بنام فردریک انگلس، درآوردند و مدعي شدند كه مصيبت سرمايه‌داري، جز مرگ چاره ندارد. بالاخره در سال 1883 ايشان دار فاني را وداع گفتند و به اينجا پيش ما شتافتند. اينجا هم چون پرونده ی شان خيلي سنگين بود، هنوز چند قدم برنداشته، از پل صراط سقوط نموده و به اعماق جهنم تشريف بردند. تلاش‌هاي ميانجي گرانه ی پدران روحاني مكاتب الهيات رهایی بخش آمريكاي لاتين نيز سودي نبخشيد و ايشان عضو ابدي جهنم اسفل‌السافلين شدند. سرانجام با وجود اشتغالات فراوان كه همه ما از آن خبر داريم، ايشان قبول كردند كه دقايقي از وقت خود را در اختيار ما قرار دهند.
    مجري (روبه ماركس): مرسي كه تشريف آورديد.
    ماركس: صاحب تشريف باشيد.
    مجري: اولين سئوال را «سركارل ريموند پوپر» براي ما از بهشت فرستاده‌اند. ايشان مي‌پرسند: خوبت شد كه هم اردوگاه كمونيستي شوروي فرو ريخت و هم ماركسيسم به زباله‌داني تاريخ فرستاده شد؟
    ماركس: ابتدا لازم است از دست‌اندركاران اين برنامه خوب، تشكر كنم. اگر ما اين برنامه خُنك را نداشته باشيم، اصلاً نمي‌توانيم گرماي جهنم را تحمل كنيم. دو سه روزي تلويزيون ما خراب شده بود و تا مأموران «زير هشت» آمدند درست كنند، نمي‌دانيد ما چه كشيديم!
    مجري: خوشحاليم كه جنابعالي هم جزو هواداران برنامه ما هستيد.
    ماركس: اما درباره سئوال آقاي «پوپر» بايد بگويم ايشان، شخص معلوم‌الحالي است! اوائلش مريد ما بود، و اين، خيلي براي ما كيف داشت (آخر از قديم گفته‌اند يك مريد الاغ از هفت پارچه آبادي، بيشتر مي‌ارزد!) اما بعداً فكر كرد كه چرا نبايد يك دكان فلسفي راه بيندازد و براي خودش مريد جمع كند. همين كار را هم كرد و چند تا عوام هم مثل خودش، دورش را گرفتند و اينطوري شد فيلسوف!  (ادامه)

    نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 0:48 توسط kd| |

    طرد مبنايي ترور در آموزه‌هاي قرآني

    حسين علوي‌مهر*

      منبع: زمانه

    كنشهاي انساني داراي معنا و مسبوق به فرايندي ذهني و نظري هستند كه آنها را شكل و ساختي خاص مي‌بخشد. ترور به مثابه ابزاري براي دستيابي به اهدافي كه فعلاً موجود نيستند، در تاريخ جوامع مختلف بسيار اتفاق افتاده است، لذا همواره يكي از ابعاد شناخت و چاره‌انديشي براي رفع آن، متوجه پشتوانه ذهني و نظري حامي آن مي‌باشد. با توجه به فضاي متشنج بين‌المللي و كوششهاي سازماندهي‌شده در تيره جلوه دادن آموزشهاي اسلامي و تربيت قرآني، لازم است موضوع ترور به‌عنوان مساله‌اي جهاني از منظر قرآن و سيره بزرگان دين، تحليل و ارزيابي شود. نويسنده نوشتار زير اين موضوع را بررسي نموده است.

     

    ترور و تروريسم يكي از مباحث پررونق محافل سياسي و حقوقي دنيا و مجامع بين‌المللي است. شنيدن اين واژه ذهن را متوجه خشونت، قتل و جنايت مي‌كند. غرب به ويژه امريكا از طريق رسانه‌هاي تبليغاتي و كمپاني‌هاي بزرگ يهودي در دنيا به گونه‌اي عمل نموده كه مسلمانان را متهم به ترور كرده‌اند. اين مساله هر ناظري را به تأمل وا مي‌دارد.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:36 توسط kd| |

    كاركردهاي آشكار و پنهان تروريسم

    گفت‌وگو با دكتر احمد نقيب‌زاده

     منبع: زمانه

    از آنجا كه يكي از  چارچوبهاي متداول ترسيم  و تحليل امنيت‏، امنيت ملي است، تحليل ترور  و تروريسم، از زاويه تأثيرات آن بر دولت ــ ملت، بهتر مي‌تواند كاركردهاي آشكار و پنهان آن را نمايان سازد. بررسي كنش و واكنش دولتها در قبال تهديدات تروريستي نشان مي‌دهد كه آنها ضمن ترس از پيامدهاي امنيتي اين‌گونه تهديدات‏، بعضاً خود به عنوان سازمان‌دهنده و هدايتگر‏، نقش كارگزاري فعاليتهاي ضدامنيتي را دارند. در اين گفت‌وگو دكتر احمد نقيب‌زاده، استاد دانشگاه تهران، مقولات ترور و تروريسم را از اين زاويه‏، طرح و تحليل كرده است. گفتني است، حوزه مطالعاتي وي «جامعه‌شناسي روابط بين‌الملل» مي‌باشد و آثاري چون سياست و حكومت در اروپا، تاريخ ديپلماسي و روابط بين‌الملل، درآمدي بر جامعه‌شناسي و تاثير فرهنگ ملي بر سياست خارجي ايران از تاليفات ايشان است.

     

    l جناب آقاي دكتر نقيب‌زاده به‌نظر شما مي‌توان پسوند «ايسم» را براي ترور به كار برد؟

    o ترور به معناي ايجاد وحشت مي‌باشد و پسوند «ايسم» هم كه به آن اضافه شده تقريباً يك مكتب را به‌وجود آورده است؛ يعني كساني‌كه قائل‌اند براي رسيدن به هدف بايد به خشونت متوسل شد و ترس و رعب به‌وجود آورد، طبعاً براي توجيه اين انديشه استدلالهايي هم مي‌آورند. اين انديشه را بيشتر گروههاي ماركسيستي انقلابي مطرح مي‌‌‌ساختند. آنها اظهار مي‌كردند ساختار قدرت طوري است كه بدون خشونت از بين نخواهد رفت و وظيفه نيروهاي پيشرو (مثلاً پرولتاريا) است كه اين قدرت حاكم را بشكنند تا نيروهاي انقلابي بتوانند حركت كنند. پس از مدتي به‌تدريج اين روش گسترش پيدا كرد و گروههاي غيرماركسيست را هم دربرگرفت. بدين ترتيب، اكثر كساني كه مي‌خواستند با حكومتهاي غالب مبارزه كنند از اين شيوه استفاده كردند. بنابراين ترور كاملاً مي‌تواند يك مكتب هم تلقي شود؛ يعني مي‌توان پسوند «ايسم» را براي آن به كار برد....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:28 توسط kd| |

    خرده‌گفتمان روشنفکران دینی

     دکتر عباسعلی رهبر*

    منبع: زمانه

     «تغییرات» در هر جامعه‌ای با جابجایی و جایگزینی نیروهایی سازنده ساختارها و روابط آن همراه است. بدین ترتیب کلیتی از هر یک از نیروهای متشکل به تشخیص و تثبیت جایگاه خود اقدام می‌کنند. در ایران معاصر از زمان ارتباط با اروپاییان و سپس سایر کشورهای غربی، گروهی جدید که به تدریج در قالب یکی از نیروهای قابل توجه در عرصه‌های سیاسی ــ اجتماعی ظاهر گردیدند روشنفکران بودند. حضور نرم‌افزاری آنها در تحولات کشور حتی در جایگاه نخبگان نیز هیچ‌گاه نتوانست به عنوان نیرویی غالب، از پایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار شود. پیوستگی لاینفک عنصر دین در فرهنگ ایرانیان، موجب شد تاملات روشنفکران متوجه حوزه و قلمرو دین شود و بدین ترتیب روشنفکران دینی به تدریج مطرح گردیدند. اکنون یک سوال اساسی در مورد آنها این است که چرا این گروه نتوانستند در سطحی فراگیر، گفتمانی مسلط را ساماندهی و رهبری نمایند و همواره بیش از «خرده‌گفتمان» ظهور و بروز نداشته‌اند؟ این مقاله در جستجوی پاسخ این سوال است.

     

    تا پیش از دوران مدرنیته فلسفه شناخت «موجود به ما هو موجود» بود و در دوران جدید «شناخت و شناخت‌شناسی» موضوع محوری فلسفه شد. دامنۀ این تحول به دایره معرفت دینی و بحثهای کلامی هم کشیده شد و تاثیر تامل‌پذيري در رویکرد الهیاتی داشت. بحثهایی نظیر هرمنوتیک، زبان‌شناسی، تأویل و تفسیر و حدود فاهمۀ بشر و حتی بحثهای جامعه‌شناسی معرفت محصول همین تحول بود. این تحولات به ایران هم وارد شد و بحثهای کلامی و فلسفی متکی بر نظریه‌های شناختی مدرن گفتمان جدیدی در حوزه معرفت دینی پدید آورد. در حقیقت طرح الهیاتي مبتنی بر فلسفه و معرفت‌شناسی جدید در حوزه کلام اسلامی پروژه‌ای است که بسیاری از روشنفکران دینی آن را دنبال می‌کنند. این پروژه از یک‌سو با هدف عرفی‌سازی دین مطرح شد و از سوی دیگر نتیجه تحول در عرصه اندیشه فلسفی بود....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:0 توسط kd| |

    ئیسلام و قورئان له‌ ئه‌ندێشه‌ى (گۆته‌)دا

    سه ر چاوه : یه کگرتوو

    ن:( کاترینا ممسی( و: گۆران عه‌لى مه‌ولود:
     ئاماژه‌:

    یوهان وڵفانگ فۆن گۆته‌ ؛ (Johan Wolfgang Von Goethe) ؛

    گه‌وره‌ترین شاعیرى ئه‌ڵمانییه‌ که‌ به‌ به‌رهه‌مه‌ فره‌ و گرانبه‌هاکانى جێگایه‌کى له‌ نێو گه‌وره‌ شاعیرانى جیهاندا قۆرخ کردووه‌. یه‌کێک له‌ رووداوه‌ سه‌رسوڕهێنه‌ره‌کانى ژیانى کارتێکردنى بووه‌ له‌ کولتور و ژیارى ئیسلامى و ئێرانى و هه‌روه‌ها دیوانى (رۆژئاوایى - رۆژهه‌ڵاتى) ئه‌و که‌ له‌ نێو که‌سانى خاوه‌ن ئه‌ده‌بدا به‌نرخترین به‌رهه‌مى ئه‌و دێته‌ هه‌ژمار، به‌رهه‌مى گه‌شتى رۆحانى ئه‌وه‌ بۆ رۆژهه‌ڵات. ئه‌وه‌ى دواتر ده‌یخوێننه‌وه‌ گوڵبژێرێکه‌ له‌ وتارى خاتوو (ممسین) که‌ کارتێکردنى گۆته‌ له‌ ئیسلام و به‌تایبه‌ت له‌ قورئان پیشان ده‌دات. خاتوو (ممسین) له‌ ئێستادا مامۆستاى زانکۆى ئیستانفۆردى کالیفۆڕنیایه‌ و کتێبێکى به‌ ناونیشانى (گۆته‌ و ئیسلام)ى له‌ ساڵى (2001)دا بڵاو کردۆته‌وه‌.

    چۆنێتى ته‌عامول و په‌یوه‌ندیى گۆته‌ له‌گه‌ڵ ئیسلامدا هێنده‌ سه‌یر و سه‌رسوڕهێنه‌ره‌ که‌ شایسته‌یه‌ به‌ شێوازێکى زانستى و ورد ئه‌و که‌شه‌ هه‌ڵسه‌نگێنین. خۆشه‌ویستى گۆته‌ بۆ ئیسلام ده‌روونى بووه‌ و له‌ بنه‌ما ئاساییه‌کان به‌ده‌ربووه‌. گۆته‌ له‌ قۆناغه‌ جیاوازه‌کانى ژیانیدا خۆشه‌ویستیى بۆ ئیسلام ده‌ربڕیوه‌.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 11:17 توسط kd| |

    به‌ره‌و دیالۆگی نێوان ئاینه‌كان

    سه ر چاوه : یه کگرتوو


    محه‌مه‌د فه‌تحوڵا گوله‌ن

    و. له‌ ئینگلیزییه‌وه‌: محه‌مه‌د جه‌میل

      خه‌ڵكى  ئێستا خه‌ریكى باس ء خواسى ئاشتى و ژینگه‌ و دادگه‌رى و لێبورده‌یى و دایه‌لۆگن. به‌داخه‌وه‌ مادده‌گه‌رایى- كه‌ ئێستا زاڵه‌ - هاوسه‌نگى نێوان مرۆڤه‌كانى له‌گه‌ڵ یه‌كترى و له‌گه‌ڵ سروشتدا تێكداوه‌. هارمۆنییه‌ت و ئاشتى ته‌نها كاتێك دێته‌ ئاراوه‌ كه‌ جیهانى مادده‌ و رۆح ته‌با بن.

    ئاین بۆ ته‌بایى نێوان پێچه‌وانه‌كانى وه‌كو: ئاین ـ زانست، ئه‌م دونیا و ئه‌و دونیا، سروشت ـ كتێبه‌ ئاسمانییه‌كان ،جه‌سته‌ ـ رۆح، تێده‌كۆشێ، مادده‌گه‌رایى زانستییانه‌ قه‌بووڵ ده‌كات و له‌ شوێنى شیاوى خۆى داده‌نێت، به‌م جۆره‌ كۆتایى به‌و ململانێ درێژخایه‌نه‌ ده‌هێنێت.

    زانسته‌ سروشتییه‌كان كه‌ ئه‌سڵ وایه‌ خه‌ڵك به‌ره‌و خواى گه‌وره‌ ئاراسته‌ بكه‌ن، كه‌چى ئێستا بوونه‌ته‌ ئامرازێك بۆ ئاراسته‌ كردنى خه‌ڵكى به‌ره‌و ئاقارى بێ باوه‌رِى. له‌به‌رئه‌وه‌ى ئه‌م باره‌ له‌ رۆژئاوادا له‌و په‌رِیدایه‌ و كاریگه‌رى زۆرى له‌سه‌ر مه‌سیحییه‌ت هه‌بووه‌، دایه‌لۆگى نێوان ئیسلام ـ مه‌سیحییه‌ت شتێكه‌ هه‌ر ده‌بێ بێته‌ بوون. ئیسلام جه‌خت له‌وه‌ بكاته‌وه‌ كه‌ به‌ر له‌ رۆژى دوایى حه‌زره‌تى مه‌سیح ده‌گه‌رِێته‌وه‌ سه‌ر زه‌وى، ئه‌مه‌ش ئه‌وه‌ ده‌گه‌یه‌نێ به‌هاكانى وه‌كو خۆشه‌ویستى، ئاشتى، برایه‌تى ، لێبورده‌یى، هتد.. دووباره‌ په‌ره‌ ده‌سه‌ننه‌وه‌، به‌هۆى ئه‌وه‌ى حه‌زره‌تى عیسا و سه‌رجه‌م پێغه‌مبه‌رانى یه‌هود ئه‌م دروشمانه‌یان به‌رزكردبووه‌وه‌، ده‌بێ دایه‌لۆگى نێوان ئیسلام و مه‌سیحییه‌ت و یه‌هودیه‌ت بێته‌ ئاراوه‌.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 11:14 توسط kd| |
    دينداري و نسل جوان امروز
    منبع: نیشتمان


    * تداوم ساخت استبدادي باعث رشد فرهنگ تابعيت و سرشتهاي غيرمشاركتي در فرهنگ مي شود به گونه ي كه اطاعت و انقياد بيشتر بر ترس و تسليم و تملق مبتني است تا اعتماد و رضامندي، كه يك رابطه دوگانه اي برقرار مي كند.
    * هيچيك از ما عنصر ايمان را عنصري ثابت نمي دانيم شايد با تعبير و تعريف دين شناسان معاصر هم توافق داشته باشيم كه صاحب ايمان را صاحب بيقراري مي دانند يا عقيده را منزلگاهي مي دانند براي دستيابي به مراتب بالاتري از حقيقت.
    * جامعه وقتي مستقر مي شود كه اصل تغيير را در هويتها بپذيرد.

    از دغدغه هاي اصلي انسان مؤمن تأثير تغييرات اجتماعي بر ايمان و آرمانهاي ديني اوست. و او در برابر پرسشهايي از اين دست قرار دارد كه آيا اين تغييرات يا تحولات اجتماعي، از جمله جوان شدن يك جامعه باعث كاهش دينداري يا تغيير شكل و صورت آن مي شود؟ هيچيك از ما عنصر ايمان را عنصري ثابت نمي دانيم شايد با تعبير و تعريف دين شناسان معاصر هم توافق داشته باشيم كه صاحب ايمان را صاحب بيقراري مي دانند يا عقيده را منزلگاهي مي دانند براي دستيابي به مراتب بالاتري از حقيقت. با توافق بر سر اين مسأله مي خواهم بگويم كه از يك منظر جامعه شناسانه مواجه با چه واقعيتهايي هستيم.
    اگر بخواهيم تصويري صريح از جامعه امروزمان را ترسيم كنيم، بدون شك يكي از اصلي ترين عناصر آن، «جواني جمعيت» خواهد بود. جمعيت جوان ۱۵ تا ۲۴ ساله ما از مرز ۲۰‎/۵ درصد از سال ۷۵ گذشته و با شتاب زيادي هم به پيش مي رود.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 0:43 توسط kd| |

    (ڕه‌واندنه‌وه‌ی ته‌مومژه‌کان): ئیسلام دین و ده‌وڵه‌ته‌


    گله‌و گازانده‌یه‌ك یا ڕه‌خنه‌و سه‌ركۆنه‌یه‌ك كه‌ له‌ ئێمه‌ی مسوڵمان ئه‌كرێت، ئه‌وه‌یه‌ كه‌ ئیسلام و سیاسه‌ت یا ئیسلام و ده‌وڵه‌ت ئاسمان و ڕێسمانی به‌ینه‌.. ئیسلام له‌ كوێ‌ و ده‌وڵه‌ت له‌ كوێ‌! ئیسلام ئیسلامه‌و ده‌وڵه‌تیش ده‌وڵه‌ت!ئه‌وان پێیان وایه‌ ئیسلام ته‌نها ئه‌بێ‌ له‌ كونجی مزگه‌وت كورت هه‌ڵببڕدرێت! ئیسلام له‌ كوێ‌ ئه‌توانێت ده‌گه‌ڵ‌ سیاسه‌ت ئاوێته‌ بێ‌ و حوكمی تاكو كۆمه‌ڵی كۆمه‌ڵگا بكات..! ئه‌مه‌و به‌چه‌ندین قسه‌ هه‌م خۆیان ئه‌ترسێنن و هه‌م خه‌ڵكیش، كه‌ پێیان وایه‌ ئیسلام هیچ پڕۆژه‌یه‌كی حوكمگێڕانی له‌ باراندا نییه‌، بۆیه‌ حانێك كه‌ جله‌وی حوكمی ده‌ ئه‌ستۆ گرت، ئه‌وا ئه‌بێ‌ قناره‌و ته‌ختی له‌ سێداره‌دان ساز كات و سه‌ران بپه‌ڕێنێ‌ و قاچان بقرتێنێ‌!!ئێمه‌ش بۆ ڕه‌واندنه‌وه‌ی ئه‌م ته‌مو مژه‌ نا ڕه‌وایه‌، وه‌ك باقی ته‌مو مژه‌كانی تر به‌ پشتیوانی خوا ئه‌یپوكێنینه‌وه‌


    ادامه مطلب
    نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 13:8 توسط kd| |
    ته‌زکییه‌ی نه‌فس
     ئه‌و هۆكارانه‌ی ده‌بنه‌ هۆی زیادبوون و پته‌ویی ئیمان له‌و فیتنه‌ و‌ ئاژاوانه‌دا كه‌ ڕوو له‌ مسوڵمانان ده‌كه‌ن
     مردوو كه‌ ده‌خرێَته‌ گۆڕِه‌وه،‌ چی به‌سه‌ر دێت؟
     زێده‌ڕه‌وی‌ (الغلو) له‌ ئیسلامدا
     زیندانی کردن له‌ ئیسلامدا
     گێڕانه‌وه‌ی حوکمی خوا (الحاکمیة‌)
     ئاشكراكردنی تاوانه‌كان
     حه‌ڤده‌ بنچینه‌ له‌ (إنصاف) و دادگه‌ری
     ده‌مارگیـریی مه‌زهه‌بی
     حوکمی ڕووکردنه‌ هه‌نده‌ران
     له‌ سووده‌كانی نوێژی به‌كۆمه‌ڵ
     شوێنكه‌وتنی سوننه‌ت و چه‌مكێك له‌ هه‌قیقه‌تی شیعه‌
     دیاری
     سه‌د ئامۆژگارى بۆ گه‌نجان
     سه‌د ئامۆژگاری بۆ گه‌نجان (به‌شی دووه‌م)
     سه‌د ئامۆژگاری بۆ گه‌نجان (به‌شی سێیه‌م).
     پێکه‌وه‌جۆشدانی خه‌ڵك
     سه‌ركۆنه‌ی خۆتان بکه‌ن‌ پێش ئه‌وه‌ی سه‌ركۆنه‌‌ کرێن
     ڕه‌وشته‌كانی ئاخاوتنی ئیسلامی
     مردن!!!
      زۆر به‌ په‌له‌ بۆ هه‌موو هونه‌رمه‌ندان.. ئاهه‌نگێكی زۆر قه‌شه‌نگ و ڕازاوه‌..
     سه‌د ئامۆژگاری بۆ گه‌نجان (به‌شی چواره‌م)
     سه‌د ئامۆژگاری بۆ گه‌نجان (به‌شی پێنجه‌م)
     هۆكاره‌كانی زیادبوون و كه‌مبوونی ئیمان و باوه‌ڕ
     ژنهێنان مایه‌ی چاوڕوونی و ئۆخژنی دڵه‌كانه‌
     ئاخرشه‌ڕی
     زوهد و دونیانه‌ویستی
     ته‌وبه‌یه‌كی به‌كۆمه‌ڵ له‌ سه‌ماخانه‌یه‌كدا!
     به‌خشین له‌ ڕێگه‌ی خوادا
     مانگی شه‌عبان، فه‌زڵ و گه‌وره‌یی و ڕووداوه‌كانی
     چل ڕێگه‌ بۆ وازهێنان له‌ گۆرانی و مۆسیقا
     پێویستییه‌کانی برایه‌تیی ئیسلامی
     ته‌نگانه‌ و ئازاره‌كانی مردن هات؛ فلاشێكی كاریگه‌ر له‌سه‌ر مردن سه‌یر بكه‌!
     چه‌ند كرده‌وه‌یه‌ك ئه‌تخه‌نه‌ به‌هه‌شته‌وه‌
     دیمه‌نێك له‌ گۆڕه‌پانی مه‌حشه‌ر
     کارنامه‌ی ڕۆژی دوایی
    نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 12:44 توسط kd| |
    په‌روه‌رده‌ و بانگه‌واز ۱
     هۆكاره‌كانی سه‌ركه‌وتن (به‌شی یه‌كه‌م)
     هۆكاره‌كانی سه‌ركه‌وتن .. به‌شی دووه‌م.. (سه‌ركه‌وتن لای خواوه‌یه‌).
     هۆكاره‌كانی سه‌ركه‌وتن .. به‌شی سێیه‌م‌ (چۆن و به‌ چ شێوه‌یه‌ك بگه‌ڕێینه‌وه‌ بۆ ئایینه‌كه‌مان؟)
     پرسیاره‌كان:
     چۆن به‌ره‌ی ناوخۆییمان تۆكمه ‌و یه‌كگرتوو ده‌بێت و ئه‌و هه‌نگاوانه‌ كامانه‌ن بۆ به‌هێزبوون و پته‌وبوونیان؟
     شه‌ڕكردن له‌ پێناوی نیشتماندا.
     كۆمه‌ڵی سه‌ركه‌وتوو (الطائفة المنصورة‌) كێن و سیفاتیان چییه ‌و شوێن و جێگه‌یان كوێیه‌؟
    نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 12:25 توسط kd| |
    په‌روه‌رده‌ و بانگه‌واز۲
     حوكمی هه‌ندێك له‌و دوعا و پاڕانه‌وانه‌‌ی له‌ كاتی ته‌عزێ ‌و جه‌نازه‌دا ده‌وترێن
     بنه‌ما و ڕێكخه‌ره‌كانی فه‌رمان به‌ چاكه ‌و جڵه‌وگیری له‌ خراپه‌ (به‌شی یه‌كه‌م)
     بنه‌ما و ڕێكخه‌ره‌كانی فه‌رمان به‌ چاكه ‌و جڵه‌وگیری له‌ خراپه‌ (به‌شی دووه‌م)
     بنه‌ما و ڕێكخه‌ره‌كانی فه‌رمان به‌ چاكه ‌و جڵه‌وگیری له‌ خراپه‌ (به‌شی سێیه‌م)
     بنه‌ما و ڕێكخه‌ره‌كانی فه‌رمان به‌ چاكه‌و جڵه‌وگیری له‌ خراپه‌ (به‌شی چواره‌م)
     بنه‌ما و ڕێكخه‌ره‌كانی فه‌رمان به‌ چاكه‌و جڵه‌وگیری له‌ خراپه‌ (به‌شی پێنجه‌م)
     بنه‌ما و ڕێكخه‌ره‌كانی فه‌رمان به‌ چاكه ‌و جڵه‌وگیری له‌ خراپه‌ (به‌شی شه‌شه‌م)
     بنه‌ماكانی فه‌رمان به‌ چاكه‌و جڵه‌وگیری له‌ خراپه‌... به‌شی حه‌وته‌م (پرسیاره‌كان).
    نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 12:17 توسط kd| |
    په‌روه‌رده‌ و بانگه‌واز۳
     پێشه‌كی
     ١. پێگه‌و مه‌كانه‌تی بانگه‌واز.
     ٢. ڕێگا‌و مه‌به‌ستی بانگه‌واز.
     ٣. چه‌ند خاڵێك له‌ ڕێگه‌ی بانگه‌وازدا.
     ٤. پێناسه‌ی به‌سیره‌ت و حیكمه‌ت.
     ٥. شێوازو ڕێوشوێنێ پێغه‌مبه‌ر (صلی الله علیه وسلم) له‌ بانگه‌وازیدا بۆ لای خوا.
     ٦. حاڵه‌ته‌كانی بانگه‌واز له‌گه‌ڵ خه‌ڵكیدا
     ٧. لایه‌نێكی دیكه‌ له‌ لایه‌نه‌كانی حیكمه‌ت و دانایی له‌ بانگه‌وازدا
     ٨. بانگكردنی كه‌سێك ڕاستی خۆش ئه‌وێت و مه‌به‌ستێتی
     ٩. بانگكردنی كه‌سێك شاره‌زایه‌ به‌ هه‌ق به‌ڵام بێئاگایه لێی‌
     ١٠. بانگكردنی كه‌سێك دژ و پێچه‌وانه‌یه‌ به‌ هه‌ق
     ١١. كورته‌ی ئه‌و سوودانه‌ی له‌م بابه‌ته‌ وه‌رده‌گیرێن
     چۆن بانگه‌واز بكه‌ین بۆ لای خوا؟
      پرسیارێك سه‌باره‌ت به‌ بانگه‌واز: هۆكاره‌كانی ته‌مه‌ڵی و چوونه‌دواوه‌ له‌ بانگه‌واز بۆ لای خوا چییه‌؟
    نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 12:10 توسط kd| |
    په‌روه‌رده‌ و بانگه‌واز ۴
     ١. ده‌روونی مرۆڤ و سروشتی هه‌ڵه‌شه‌یی و تاڵووكه‌
     ٢. په‌له‌كردنی گه‌لانی بێباوه‌ڕ له‌سه‌ر پێغه‌مبه‌رانیان بۆ هاتنی سزا و تۆڵه‌ی خوا
     ٣. په‌له‌كردنی به‌نده‌ ئیمانداره‌كان‌
     ٤. ئه‌ركی شه‌رشانی بانگخوازان چاره‌سه‌ركردنی هه‌ڵه‌شه‌ و په‌له‌كردنه‌ له‌ بانگه‌وازدا
     5. نه‌وه‌ی ڕوخاو و شكستخواردوو سه‌رناكه‌وێت به‌ڵكوو سه‌ركه‌وتنی لێوه‌ هه‌ڵئه‌قوڵێت.
     پرسیاره‌كان
     ئه‌و شوێنانه‌ی كه‌ باشن په‌له‌یان تێدا بكرێت.
     ڕێگه‌كانی چاره‌سه‌ركردنی هه‌ڵه‌شه‌و په‌له‌ په‌لی.
     ده‌ستپێشخه‌ری بۆ كاری خێرله‌ گه‌ڵ ترسی ئه‌وه‌ی كه‌ تووشی خلیسكان و لادان ببیت.
     جیاوازی له‌ نێوان حیكمه‌ت و ئاسانكاری له‌ كارو باری بانگه‌وازدا.
     په‌له‌ كردن و ورد نه‌بوونه‌وه‌ له‌ جێبه‌جێكردنی فه‌توا ببێته‌ هۆی شڵه‌ژاون و په‌رێشانی.
     حاڵی كه‌سێك سكاڵای ململانێ له‌ گه‌ڵ نه‌فس و ده‌روونی خۆی ده‌كات.
     حاڵی لاوانی دوودڵ و ڕاڕا.
     ژیاننامه‌ی پێغه‌مبه‌رو قۆناغه‌كانی بانگه‌واز.
    نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 12:6 توسط kd| |

    انسان مدرن در جستوجوي معنا

    نويسنده: كارل گوستاو يونگ


    منبع: ماهنامه سياحت غرب/ مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما/ سال چهارم/ شماره سيو هشتم/ شهريور 1385

     چكيده:

    انسان مدرن دركنار جهان قرار دارد، نسبت به گذشته و تاريخ احساس بينيازي ميكند و خود را درنقطه اوج وكمال ميبيند. از نگاه او، گذشته متروك است و همين غرور فريبنده باعث شده است كه انسان مدرن از دين و اعتقادات فاصله بگيرد و به آرمانهايي چون توسعه تكنولوژي، دموكراسي اجتماعي و تضمين منافع اقتصادي دل ببندد. اما وقوع تحولاتي چون احساس پوچي از درون و بروز جنگ جهاني در بيرون باعث شد تا اين انسان در يك وضعيت عدم اطمينان فروبيفتد. راه برون رفت از اين وضعيت، به اعتقاد نويسنده، توجه دوباره انسان به ارزشهاي ديني است. البته نه آن دين مادي شده انسان مدرن، بلكه ديني كه منشا الهامات و فيوضات الهي باشد.  انساني كه وي را مدرن ميخوانيم- يعني انساني كه نسبت به زمان حاضر بلاواسطه آگاه است- به هيچوجه انسان معتدلي نيست. او بيشتر مثل انساني ميماند كه روي قلهاي ايستاده است و خود را كاملاً جداي از جهان ميداند و در جايي قرار دارد كه آينده بيپايان پيش روي او است و بالاي سرش آسمانها هستند؛ و در پايين، همة بشريت با تاريخي با همه ابهامات دوران باستان قرار دارد. انسان مدرن در تنهايي خود درمييابد كه شيوههاي زندگي سنتي، براي او خستهكننده است. از منظر تاريخي هم ارزشها و تلاشهاي عوالم پيشين ديگر نفعي به حال وي ندارند. بنابراين، او تبديل به فردي «غير تاريخي» در عميقترين مفهوم خود شده است و خودش را از توده انسان­ها كه تماماً در هالهاي از سنتها ميزيند، دور ميكند. در حقيقت، او تنها موقعي سراسر مدرن است كه كاملاً دركنار دنيا قرار گيرد و همة آن چيزهايي كه متروك شدهاند، در پشت سر وي قرار گيرند و اعتراف ميكند كه در مقابلش هم يك وضعيت تهي و خنثي قرار دارد؛ وضعيتي كه در آن امكان رشد چيزي وجود ندارد. جملات وي ممكن است انديشيده ادا شوند، ولي بيمحتوا هستند وتا ابتذال صرف تنزل مييابند.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 14:18 توسط kd| |
    خشونت؛ احكام اسلامى و كنوانسيون هاى بين المللى

    نويسنده: مسعود راعى

    منبع: ماهنامه معرفت، شماره 58


    مقدمه

    در بررسى بنيان ها و شاخص هاى جامعه مدنى، مواردى همچون ليبراليسم، قانون گرايى و قانون مدارى، پلوراليسم، سكولاريسم و مدارا و تساهل نيز در جمله ساختار آن ذكر شده اند.1 تساهل و تسالم از جمله پيامدهاى پلوراليسم و يكى از مبانى نظرى جامعه مدنى است.

    سابقه طرح اين بحث ها، بخصوص از زاويه دينى به عصر نوزايى برمى گردد. عملكرد بسيار بد ارباب كليسا، ايجاد دادگاه هاى تفتيش عقايد (انگيزيسيون) و برخوردهاى نابخردانه با علم و دستاوردهاى آن، زمينه جدّى ايجاد مذهب پروتستان را فراهم كرد. پيدايش اين مذهب در مسيحيت با جنگ هاى خونين مذهبى همراه شد. خشونت پيروان هر يك از دو مذهب پروتستان و كاتوليك و عدم تسامح و بردبارى نسبت به يكديگر، موجب از بين رفتن سرمايه هاى زيادى شد. وجود اين نوع جنگ ها در كنار مشكلات جدى اربابان كليسا و پيدايش انديشه اى به نام «پلوراليزم» و چند قرائتى از دين مسيحيت، زمينه ساز انديشه جديدى گشت. آنچه مى توانست به جمع اين عوامل بپيوندد و روند شكل گيرى آن انديشه را تسريع بخشد، محورى شدن ماديت، سودجويى و دنياطلبى بود كه نتيجه آن كاستن از غيرت دينى مسيحيان و تبديل آن به ولنگارى دينى بود. در يك نگاه اجمالى، مى توان عوامل مذكور را از مهم ترين عوامل پيدايش انديشه تساهل و عدم خشونت نام برد.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 14:13 توسط kd| |
    دین و معنویت در پروسه جهانی شدن

    گفت‌وگو با مصطفی ملکیان

    منبع: روزنامه همبستگی، سال اول، شماره 78، پنجشنبه 22 دیماه ۱۳79

    ○ برخی اعتقاد دارند که پدیده جهانی شدن، به معنای ایجاد وحدت در نگرش‌های دینی هم خواهد بود. به نظر شما تعریف جهانی شدن چیست؟ دین را چگونه تعریف می‌کنیم و ارتباط میان این دو را چگونه ارزیابی می‌نمایید؟ آیا در پروسه جهانی شدن، دین تضعیف می‌شود یا تقویت؟

    ● در باب ارتباط دین و جهانی شدن، طبعاً به ساحت عملی و تحقق تاریخی دین توجه دارید. به نظر می‌آید بهتر است تعریفی که از دین ارائه می‌کنیم، تعریف مصداقی یا Ostensive باشد. مراد از دین در این گفت‌وگو، ادیان زنده جهانند. سه دین غربی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام، شش دین شرقی، یعنی آیین هندو، بودا، دائو، آیین کنفوسیوس، آیین شینتو و آیین جین و دینی که تقریباً در برزخ شرق و غرب است، یعنی آیین زرتشت. هرکدام از این دَه دین برای پیروان خود سه کارکرد دارند:

    1. از جهان هستی و موضع انسان در آن توصیفی به دست می‌دهد.

    2. براساس این توصیف شیوه زندگی خاصی را توصیه می‌کنند.

    3. آن توصیف و این شیوه زندگی را در قالب یک سلسله اعمال نمادین که همان عبادیات هستند، متجلی می‌کنند.

    در واقع همه ادیان این سه کارکرد را به نظر من دارند. این تنها اختصاص به ادیان زنده جهان ندارد، آنهایی که زنده نیستند، نیز این سه فونکسیون را دارا بوده‌اند. اگر دقت فرموده باشید، من ابتدائاً دین را تعریف مصداقی کردم و سپس کارکردهای آن را برشمردم و اما Globalization یا جهانی‌شدن. جهانی‌شدن یعنی یک جهان‌نگری خاصی یا یک شیوه زندگی خاصی چنان تعمیم پیدا کند که همه مردم روی زمین را دربر بگیرد و پوشش دهد. جهان‌نگری تعبیر کردم، برای اینکه بیشتر به بُعد نظری ناظر باشد و شیوه زندگی تعبیر کردم برای اینکه به بُعد عملی هم التفات کند.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 14:1 توسط kd| |

    حكومت ديني و سكولاريزم 2

    منبع: منبع: سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

    نقـد

    كچوئيان: بعضي از ابعاد مطالب ايشان براي بنده، بيشتر روشن شد. نكته‌اي فقط در باب سخن اول ايشان مي‌گويم كه فرمودند سخنان ديگران را حمل بر احسن كنيد. اما نمي‌دانم چرا دربارة ما حمل به احسن نكردند بلكه برعكس در ادامه فرمودند كه ما مطلعيم و بيش از اينها مقام علم و آگاهي داريم؟! نمي‌دانم ايشان چگونه چنين تلقي از بحث داشتند كه بنده مي‌گويم سياست به حقيقت كاري ندارد؟!

    اين بحث، يك بحث معرفتي است. هر حوزه از حوزه‌هاي معرفت و هر مسئله در جايگاه خاصي قرار مي‌گيرد و به نحو خاصي هم با آن مواجه مي‌شود. بحث اين است كه عقلانيت ابزاري در غرب به صورت مبناي يك تمدن در آمده است اما كسي مانند ماكس وبر مي‌گويد: «چنين نيست كه همه انسانها در اين عالم بايد از آن تبعيت كنند چون اين يك انتخاب ارزشي است.» به اعتقاد من، خود «حقيقت» نيز همين‌گونه است و بحث اين نيست كه حقيقت با سياست كاري ندارد. اتفاقاً در سياستي كه مورد ادعاي ماست حقيقت با سياست كار دارد ولي بحث اين است كه در فلسفه سياسي، بايد جايي اثبات شود كه ما از حقيقت تبعيت مي‌كنيم و ملزم به آن نيز هستيم. اين، يك الزام هنجاري است و بايد در جايي با ادّله‌اي كه گفته مي‌شود اثبات گردد.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 13:55 توسط kd| |
    حكومت ديني و سكولاريزم۱

    منبع: سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

    شناسنامه:

    عنوان: حكومت ديني و سكولاريزم (جلسه اول)

    نوع فعاليت: کرسي نظريه پردازي و نقد انديشه - شماره 2

    زمان برگزاري: 8/2/84

    مکان برگزاري: سالن همايش دفتر تبليغات اسلامي

    نظريه‌پرداز: دکتر مصطفي ملکيان

    هيئت نقد: حجت الاسلام والمسليمن محمد تقي سبحاني و دکتر حسين كچوئيان

    مقدمه

    ميراحمدي: اين جلسه، دوّمين نشست از سلسله كرسي‌هاي نظريه‌پردازي و نقد انديشه است. در ابتدا جناب آقاي دكتر ملكيان، نظرية خود را پيرامون «حكومت ديني و سكولاريزم» مطرح مي‌كنند و سپس از نظريات هيئت نقد و بررسي، جناب آقاي دكتر سبحاني و جناب آقاي دكتر كچوئيان استفاده مي‌شود. پس از بحث و گفتگو در اين زمينه از نقطه نظرات و ديدگاههاي اساتيد حاضر در جلسه نيز بهره‌مند خواهيم شد.

    اما پيش از شروع بحث، تذّكر دو نكته ضروري است:

    اوّل - همانگونه كه واقفيد هدف اصلي اين نشست‌ها ايجاد زمينه و فرهنگ لازم جهت نقد و بررسي ديدگاهها و انديشه‌هاست. لذا تلاش ما فراهم ساختن شرايطي است كه در آن، نقد سالم و عالمانه پيرامون موضوع مورد بحث صورت گيرد و نظريه‌اي از باب نمونه، با توجه به اهميت آن، به نقد و بررسي گذاشته شود. طبيعي است كه در يك جلسه نمي‌توان به تمام ابعاد و لايه‌هاي اين نظريه و ديگر نظريه‌ها پرداخت. قطعاً چنين انتظاري، معقول به نظر نمي‌رسد. با اين وجود فرصت مغتنمي است كه برخي از ابعاد و جنبه‌هاي يك نظريه، بررسي شود و حداقل، زمينه لازم براي نقد آنها فراهم گردد. اين خود يك امر ميمون و مبارك است.

    دوّم - از اين نكته كه مي‌توان به عنوان هدف دوم اين نشست ياد كرد بررسي و نقد نظريه «حكومت ديني و سكولاريزم» است. بي‌ترديد اين، يكي از موضوعات بسيار مهم ارزيابي مي‌شود كه اميد است با اجتناب از طرح مباحث غيرضرور و حاشيه‌اي و رعايت زمانبندي مورد نظر بتوان بحث را مفيدتر دنبال نمود.

     


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 13:52 توسط kd| |

    رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن

    مصطفی ملکیان

    منبع: روزنامه اعتماد ملی، شماره 193، پنجشنبه 6 مهر 1385 و خبرگزاری قرآنی ایران

    ايكنا: از ديدگاه ملكيان، بررسی جايگاه زن در قرآن، بررسی حقوق زن در قرآن، موضع قرآن در مواجه با تساوي زن و مرد، گزارش زنان از جهان هستي، مقايسه تصوير قرآن از زن با تصوير زن از خود و نگاه قرآن به امور، معاني گوناگون رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن است.

    مصطفي ملكيان، نويسنده و محقق حوزه فلسفه و كلام، در مصاحبه اختصاصي با ايكنا، با بيان مطلب فوق گفت: به نظر من از اصطلاح «رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن» چند معناي مختلف ممكن است مراد شود، كه بايد اين‌ها از هم تفكيك شوند؛ يكي اين‌كه مراد از رويكرد فمينيستي به قرآن و تفسير قرآن به معناي بررسي جايگاه زن در اين كتاب مقدس است؛ در اين‌جا رويكرد فمينيستي به معناي رويكرد به قرآن براساس مساله زن است. اين‌كه قرآن، واقعيت جسماني، ذهني و رواني او را چگونه تصوير مي‌كند، چه تصويري از ارتباطات زن با عالم طبيعت، با انسان‌هاي ديگر، با خودش و با خدا در اين كتاب از او ارائه شده است. بر اساس اين رويكرد بايد مجموعه سخنانی كه قرآن تصريحاً و تلويحاً درباره زنان گفته استخراج كنيم.‌ نويسنده كتاب «راهي به رهايي» با اشاره به معناي دوم «رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن»، گفت: در معناي دوم، رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن يعني...


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 13:43 توسط kd| |

    تقـــــوا

    سعدالدین صدیقی ــ لارستان

    پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    در واپسین لحظات ماه مبارک رمضان قرار گرفته‌ایم، بندگان مخلص خداوند تجربه‌ها و جلوه‌های متنوعی را از بندگی و عبودیت در‌این ماه به نمایش گذاشته‌اند. امیدواریم که ما نیز با دست پر از خوان گسترده‌ی نعمت‌های خداوندی برخاسته و توشه‌ای مناسب برای حرکت در مسیر کمالات به دست آورده باشیم. ثمره ی‌این ماه مبارک تقواست. در‌این نوشتار سعی شده است مفهوم تقوا مورد بحث قرار گیرد، ارزش و مکانت آن شناخته و به صفات متقین اشاره شود. امید است که نفس‌های ما بعد از طی مرحله‌ای از عبادت خالصانه و آگاهانه، آمادگی امتثال اوامر و اجتناب نواهی را دریافته، به وادی تقوا رهنمون گشته و در "دستیابی به سعادت" جدی، کوشا و مطمئن با عزم و اراده، گام در مسیر کمالات نهد باشد که مؤمنین به امید خدا در‌این ماه مبارک متأدب به آداب شرعی و متصف به صفات متقین و متخلق به اخلاق اسلامی گردند. آمین


    ادامه مطلب
    نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 11:26 توسط kd| |
    تعدد زوجات  يا زنا و فحشا ء ؟!

    رئوف اصلاح جو / كارشناس علوم اسلامي

    منبع: نوگرا
    اصل و اساس وضعیت عمومی ازدواج در اسلام انتخاب یک همسر با هدف تحقق آرامش و محبت و دلسوزی و مدیریت منزل و محرم اسرار یکدیگر بودن است و با اساس قرار دادن آن است که ارکان زندگی مشترک استوار و پابرجا  و زندگی آرام و سا لمی برای همسران فراهم می گردد ، به همین خاطر است که علما گفته اند :"ازدواج مجدد فردی که دارای همسری شایسته و پرهیزکار است و نیازهای انسانی اورا برآوده می نماید از این جهت که خود را در معرض گناه و بی عدا لتی قرار می دهد کاری شایسته ، عاقلانه و مطلوب نیست . اما نباید فراموش کرد که پاره ای از اسباب و اعتبارات فردی و انسانی و اجتماعی ( که بعدا مورد بحث قرار خواهند گرفت ) وجود دارند که زمینه ی تعدد زوجات را فراهم می نمایند .

    نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 11:55 توسط kd| |
    مرد دو برابر زن ارث نمي برد !!!

    رئوف اصلاح جو / كارشناس علوم اسلامي

    منبع: نوگرا

    واضح ومبرهن است كه مبارزه با آداب ورسوم اجتماعي مشكل ترين نوع مبارزه است كه صبر زيادي را مي طلبد ودر واقع مبارزه با افكار وعقايد آسانتر از مبارزه با عرف و آداب و رسوم جامعه است و تغيير كلي آداب و رسوم جامعه در عصر رسا لت یکی از شاهکارهای نبی رحمت است .  قبل از اسلام زن ، نه تنها صاحب ارثي از دارايي متوفي نمي شد بلكه خود ارثي بود كه  بجاي مي ماند و ديگران آن را تصاحب مي كردند، اما خا لق هستي  با كشيدن خط بطلان بر این رسومات جاهلي چنین مي فرمايند


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 11:1 توسط kd| |
    زن از ديدگاه اسلام و ساير ملل

    رئوف اصلاح جو / كارشناس علوم اسلامي

    منبع : نوگرا

    جهان را محکمی از امهات است               نهادشان امین ممکنات است

    اگر این نکته را قومی نداند                       نظام کار و بارش بی ثبات است

                                                                                          " اقبال لاهوری "

    سنت خداوند جهانيان و پروردگار عا لميان  بر اين جاريست كه قانون زوجيت را بر تمام مخلوقات حاكم گردانيده است(ومن كل شِِيي خلقنا زوجين) در ادبيات عرب دو چيز راكه مكمل همديگر باشند زوج ميگويند واين قانون را در جهان هستي از اتم  تاكهكشان ها ،  مشاهده ميكنيم، خداوند زن ومرد را زوج يكديگر می داند ، يعني مكمل هم هستند . زن بدون مرد و مرد بدون زن معني ندارد . از همينکه اسلام زن و مرد را  زوج همدِِِِِِِِيگر قرار داده است ، به منزلت زن در اسلام پي مي بريم . قبل از آنكه به مقام و حقو ق زن در اسلام پرداخته شود ، لازم است ابتدا به صورت گذرا صفحاتي از تاريخ زندگانی بشر را ورق بزنيم تا ارزش و منزلت زن را در ميان ملل وتمدنهاي قبل از اسلام مورد بررسی قرار دهیم .


    ادامه مطلب
    نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 10:57 توسط kd| |
     

    توشه ای از روزه

    استاد مصطفي مشهور

    منبع: نوگرا

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (البقره/١٨٣)

          یعنی : ای کسانی که ایمان دارید !روزه بر شما مقرر شد چنانکه بر اسلافتان مقرر بود ، شاید پرهیزگاری کنید . روزه انسان را به لباس تقوی ملبس می سازد و همچون سپری او را از ارتکاب فساد و فتنه باز می دارد .امتیازی که این عبادت در مقایسه با عبادات دیگر دارد این است که خالص برای خداست از ابو هریره روایت است که حضرت محمد (ص) فرمود که خداوند می فرماید :


    ادامه مطلب
    نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 22:13 توسط kd| |
     

    روزه ، تقوي ، دعوت

    شهيد سيد قطب

    منبع: نوگرا

    طبیعی بود که روزه بر ملتی فرض شود که جهاد در راه خدا بر او فرض می شود تا برنامه خود را در زمین پیاده و تثبیت کند و بدین وسیله سرپرستی مردم را به دست گیرد ، و گواه بر مردم باشد .چه روزه جولانگاه نمایش اراده مصمم و استوار است و فرصتی است که در آن انسان با پروردگار خود پیوند فرمانبرداری و پرستش می یابد همچنین روزه جولانگاهی است که در آن انسان بر همه نیازهای تن چیره می شود و برتری میگیرد ،و فشار و سنگینی خواسته های مادی جسم را تحمل می کند وناراحتی های حاصله را به جان پذیرا می گردد و همه اینها بدان خاطر است که می خواهد خود را فدای چیزی کند که در پیش خدا می جوید وآن رضایت ونعمتی است که بدو وعده فرموده است .



    ادامه مطلب
    نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 22:12 توسط kd| |
    رمضان ماه متعادل شدن

    محمود ویسی

    منبع : پایگاه اطلاع رسانی اصلاح

    رمضان، ماه روزه، ماه صبر، ماه جهاد، ماه متعادل شدن و متعادل ساختن از راه رسید، رمضان، ماه سوز، ماه ساز، ماه سوختن، ماه ساختن، ماه پویایی و شکوفایی ماه بالندگی و پایندگی، ماه از حضیض ذلت درآمدن و بر تارک افلاک نشستن، ماه وارستگی از اسارتهای درونی و بیرونی، ماه نو شدن، ماه دوباره متولد شدن، ماه از خودِ موجود فاصله گرفتن و به خودِ مطلوب رسیدن، ماه تحول در احوال و رسیدن به احسن الحال، ماه رهایی از آشفتگی‌های روحی، فکری، اخلاقی، فرهنگی و... ماه توبه و انابه و سبک شدن از بار گناهان و معاصی ماه تقدیر و برنامه ریزی، ماه قدرشناسی، ماه قدر خدا و پیامبر و قرآن را شناختن و دانستن، ماه خود را شناختن و به منزلت شایسته رسیدن، ماه بر سر سفره کریمانه کریم کار‌ساز نشستن و از کرم او بهره‌مند شدن، ماه تمرین بندگی و تزکیه یافتن، ماه صیقل و جلا دادن دل به یاد خدا، ماه توکل و تقوا که "من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب" و "و من یتوکل علی الله فهو حسبه".


    ادامه مطلب
    نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 23:26 توسط kd| |

    با تشکر از کیله شین عزیز

    بۆ دابه‌زاندنیی نامیلكه‌ی " ڕۆژوو له ئیسلامدا" ئێره بچركێنن.

    نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 22:58 توسط kd| |
    صوفي‌ كيست‌؟ تصوف‌ چيست‌؟

    معناي‌ صوفي‌
    دانشوران‌ بر سر مبدأ اشتقاق‌ كلمه‌ي‌ صوفي‌ قيل‌ و قال‌ بسيار مي‌كنند. ولي‌ نظر من‌ ابن‌ است‌ كه‌ درباره‌ي‌ مفهوم‌ دقيق‌ آن‌ دليلي‌ براي‌ جدال‌ وجود ندارد. اكنون‌ نظري‌ سريع‌ و اجمالي‌ به‌ كوششهاي‌ مختلفي‌ كه‌ علماي‌ لغت‌ و فرهنگ‌نويسان‌ در اين‌ باره‌ به‌ عمل‌ آورده‌اند مي‌افكنيم‌:
    1. بعضي‌ مي‌گويند صوفيان‌ به‌ واسطه‌ي‌ پاكي‌ (صفا)ي‌ دلشان‌ و به‌ خاطر خلوص‌ عملشان‌ (آثار) ملقب‌ به‌ صوفي‌ شده‌اند. به‌ قول‌ بشر بن‌ حارث‌ «صوفي‌ آن‌ است‌ كه‌ دلش‌ نسبت‌ به‌ خدا بي‌ريا (با صفا) باشد». اما اگر بپذيريم‌ كه‌ كلمه‌ي‌ صفوي‌ از «صفا» مشتق‌ مي‌شود بايد صورت‌ درست‌ اين‌ كلمه‌ صفوي‌ باشد نه‌ صوفي‌!
    2. گروه‌ ديگري‌ تصور مي‌كنند صوفيان‌ از اين‌ نظر صوفي‌ نام‌ گرفته‌اند كه‌ در حضور خداوند در مرتبه‌ي‌ (صف‌) اول‌ قرار دارند و اين‌ بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ سير آرمانهاي‌ ايشان‌ و حركت‌ قلبشان‌ و توقف‌ سر آنها به‌ سوي‌ اوست‌.


    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:22 توسط kd| |
    منشاءِ تصوف‌ از كجاست‌؟

    بدون‌ مقدمه‌ و به‌ سادگي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌: تصوف‌ و عرفان‌ در همه‌ي‌ اديان‌ و مذاهب‌ و حتي‌ مكاتب‌ فلسفي‌ كم‌ و بيش‌ وجود دارد. و پس‌ از اين‌ همه‌ تحقيقات‌ كه‌ درباره‌ي‌ پيداشدن‌ صوفي‌گري‌ و درويشي‌ و عرفان‌ انجام‌ شده‌، هنوز هيچ‌كس‌ نتوانسته‌ بگويد كه‌ منشأ اصلي‌ تصوف‌ اسلامي‌ و ايراني‌ چيست‌ و يا كجاست‌؟ اين‌ امر، به‌ چند دليل‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ كه‌ در ادامه‌ به‌ آن‌ مي‌پردازيم‌....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:20 توسط kd| |

    تاریخچه تصوف

    در اسلام درپایان قرن اول هجری از تصوف سخن گفته شده است حسن بصری ( 110-53 هجری )از صوفیان اولیه تصوف اسلامی است . در قرن دوم هجری – قمری درجهان اسلام گسترش یافت و د رقرن سوم ، مرحله جدیدی از سیر تکامل تصوف شروع شد . روحیه زهد و عرفان تعدیل یافت طرائق و مضامین و مراحل مختلف دیگری در آن به وجود آمد . تعدد طریقتهای آن باعث تسریع گسترش تصوف در سرزمینهای مختلف اسلامی شهر در ایران نیز طرائق مختلفی پدید آمد که درفاصله قرن ششم تا نهم قمری فرقه های مذهبی را تشکیل داده اند که د رجریانات تاریخی نیز موثر واقع شدند . فرقه های کبرویه ، سهروردیه ، نور بخشیه و صفویه و ... نمونه ای از این فرقه ها بودند ، درمیان این فرقه ها تنها فرقه ای که توانست تشکیل حکومت سیاسی – مذهبی دهد صفویه بود .
    تصوف از دیر باز به صورت یکی از اشکال زندگی مذهبی وجود داشته است آنچه بسیار مهم است قوام یافتن تدریجی آن و رهبری برخی از حرکتهای مذهبی و سیاسی ادوار تاریخی و یا حداقل تاثیر در آن حرکتها بوده است خصیصه بارز اغلب این طرائق نفوذ در توده مردم بوده است آنان توانستند که در فاصله قرنهای ششم تا نهم هجری از نوعی وحدت مذهبی و اجتماعی سخن گویند بدین گونه حرکتهای مذهبی وسیاسی نضج می گیرد و برخی از طریقه ها علیه حکام وقت و ظلم وتعدی آنان به پا می خیزند شیوخ و خانقاه های آنان مدتها پناهگاه کسانی بودند که از تظلم دستگاه حاکمه به ستوه آمده بودند .


    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:16 توسط kd| |

    تصوف چيست؟

    ابوسعيد ابوالخير گفت: تصوف دو چيز است، يك سو نگريستن و يكسان زيستن.

    و گفت اين تصوف عزتي است در دل، و توانگري است در درويشي، و خداوندي است در بندگي، سيري است در گرسنگي، و پوشيدگي است در برهنگي، و آزادي است در بندگي، و زندگاني است در مرگ، و شيريني است در تلخي.

    و در ميان مشايخ اين طايفه، اصلي بزرگ است كه اين طايفه همگي يكي باشند و يكي همه - ميان جمله صوفيان عالم ، هيچ مضادت و مباينت و خود دويي   نباشد، هر كه صوفي است، كه صوفي نماي بي معني در اين داخل نباشد. و اگر چه در صور الفاظ مشايخ از راه عبارت تفاوتي نمايد، معاني همه يكي باشد. چون از راه معني در نگري، چون همه يكي اند، همه دست ها يكي بـُوَد و همه نظرها يكي بود. .....


    ادامه مطلب
    نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:13 توسط kd| |