فکری - فرهنگی - سیاسی - اجتماعی - خبری
زاد و زندگي بررسی کتاب «آرمان و واقعيت اسلام» خسرو ناقد در دو دههی اخیر تعداد بیشماری کتاب بهزبانهای مختلف دربارهی اسلام و سرزمینهای اسلامی در کشورهای غربی منتشر شده که از لحاظ وسعت نشر و بخش و تنوع موضوع تاکنون بیسابقه بوده است؛ و احتمال میرود که در سالهای پایانی قرن بیستم نیز گسترش بیشتری یابد و حتی در سدهی آینده هم این روند ادامه پیدا کند. اما متأسفانه بخش اعظم این آثار توسط خبرنگاران، روزنامه نگاران و یا نویسندگان دون مایهای نوشته شده است که شناختی اندک و خام از مشرق زمین و بهویژه از اسلام دارند. اینان اغلب پس از سفر یا اقامت نسبتاً کوتاهی در یکی از کشورهای شرقی کتابی بهرشتهی تحریر میکشند و از سر تفنن بهداوری دربارهی ملت ها و سرزمین هایی مینشینند که عمق ریشه های ستبر فرهنگ و تمدنشان بهآغاز تاریخ مکتوب انسان میرسد...(ادامه) سید حسین نصر هنر اسلامي مبتني بر معرفتي است كه خود سرشت روحاني دارد؛ معرفتي كه استادان سنتي هنر اسلامي آن را «حكمت» نام نهادهاند1. چون در سنّت اسلامي، با صبغة عرفاني روحانيت آن، خردمندي و روحانيت از هم جداييناپذيرند و وجوه مختلف يك حقيقت به حساب ميآيند، حكمتي كه هنر اسلامي بر آن استوار است چيزي جز جنبة خردمندانة خود روحانيت اسلامي نيست. اين قول مشهور توماس قديس كه «هنر بدون حكمت هيچ نيست» (ars sine scienta nihil)، بيترديد به عيانترين وجهي در مورد هنر اسلامي صدق ميكند. اين هنر بر علمي باطني مبتني است كه به ظواهر اشياء نظر ندارد، بلكه ناظر بر حقيقت دروني آنهاست. هنر اسلامي به مدد اين علم و به واسطة برخورداري از بركت محمدي، حقايق اشياء را كه در «خزاين غيب» قرار دارد در ساحت هستي جسماني متجلّي ميسازد. اگر به سردر بنايي چون مسجد شاه در اصفهان، با آن نقوش هندسي و اسليمي شگفتانگيزش بنگريم، درحاليكه تجلّي جهان معقول را در دنياي اشكال محسوس پيش رو داريم، بر اين حقيقت گواهي ميدهيم...(ادامه) سید حسین نصر نگارنده در این نوشته، بر تأثیر تکنولوژیهای مدرن بر اکوسیستم و زیستگاههای بشری تأکید دارد. تخریب محیط، در اثر تکنولوژی مدرن، از جدیترین تهدیدهای پیش روی بشر است. تکنولوژیهای مدرن، همچنین جایگزین شیوههای سنتی تولید کالاهایی شدهاند که کاربرد روزانه دارند. این جایگزینی، در سلامت معنوی بشر عواقب مهمی دارد. در بحث از تأثیر تکنولوژی مدرن بر جهان اسلام، پیشنهادهایی برای حفظ ابعاد مختلف تمدن اسلامی مطرح خواهم کرد. تکنولوژی مدرن در این مقاله ناظر به تکنولوژیهایی است که در عصر انقلاب صنعتی و دورهی پس از آن، عمدتاً در غرب شکل گرفته و اکنون در سراسر دنیا رواج دارند. این بحث دو بعد بسیار متفاوت دارد: بعد نخست مربوط به وضعیت واقعی موجود در دنیا، یعنی آنچه اکنون در جریان است؛ بعد دیگر ناظر به آنچه ما معتقدیم، باید موجود باشد البته تا آنجا که به جهان اسلام مرتبط است...(ادامه)
اسلام سنتى (2)
اسلام و انديشه مدرن (2) سید حسین نصر علي رغم وجود خشونت در بسياري از نقاط جهان، از ايرلند گرفته تا حوزه درياي آرام و در حالي كه بسياري از مذاهب از مسيحيت گرفته تا هندوييسم درگير آن هستند، جهان غرب اسلام را بيش از هر مذهب ديگري به خشونت پيوند مي دهد. تسلط مسلمانان بر اسپانيا، جنگ هاي صليبي، كه آغاز آن از سوي مسلمانان نبود، و استيلاي امپراطوري عثماني بر اروپاي شرقي، خاطره اي تاريخي از اسلام به دست مي دهد كه با قدرت و خشونت همراه است. به علاوه، جنبش هايي كه در چند دهه گذشته در خاورميانه به وجود آمده اند، به خصوص آن هايي كه به نام اسلام و در پي حل مشكلات جهان اسلام هستند، بدون آن كه مسلمانان در ظهورشان نقشي داشته باشند، به نوعي اين تصوير را در غرب رواج داده اند كه اسلام همراه با خشونت است...(ادامه) کاریکاتورهایی در زمینه اعدام صدام خسرو ناقد گوناگونی مطبوعات و گسترش انتشار نشریات متنوع و متفاوت و به طور کلی جایگاه شایستهء رسانه ها در تنویر افکار و ایجاد فضای مناسب برای گفت و گو و برخورد سالم و سازندهء نظرات و همچنین اهمیتی که رسانه های گروهی در ارتقاء سطح آگاهی و تعالی فرهنگ و دانش عمومی دارند، بی گُمان یکی از مهمترین عوامل توسعهء فرهنگی و از نشانه های پویایی و تحرک هر جامعه است. بدیهی است که توسعهء فرهنگی – به معنای گستردهء آن که در برگیرندهء گشایش و گسترش گفت و گو های فلسفی و فرهنگی و ادبی و هنری است – نه تنها عامل اصلی رشد خودآگاهی جمعی، بلکه زمینه ساز توسعهء سیاسی و اقتصادی و پیشرفت علوم و در واقع نخستین پیش شرط حل بنیادی مسایل و رفع مشکلات فراگیر جامعه است. البته این همه زمانی میسر و متحقق می گردد که از یک سو صاحبان قدرت و دولت، با قانون گرایی و قانون گذاری و سعه صدر به رسانه های گوناگون و نقش آنان در جامعه بنگرند و به ویژه، رسانه های گروهی را نه به مثابهء «دشمنان بالقوه» یا بلندگوی تبلیغاتی نظام حکومتی، بلکه به عنوان رکنی اساسی در کنار و همطراز قوای مقننه و مجریه و قضاییه باور کنند و به رسمیت بشناسند...(ادامه) بهگُمانم يكی از راههای بازشناخت رفتار حكومتهای راديكال و افراطی از روشهای دولتهای آزاد و دموكرات، چگونگی شيوهی برخورد آنها با مطبوعات و ديگر رسانههای مستقل و واکنشی است که در برابر انتقادهای منتقدان از خود نشان میدهند. بهبيانی ديگر، نگرش متفاوت دولتهای در جوامع در حالِ گذار بهجريان آزاد اطلاعرسانی و روش آنها در برخورد با رسانهها و نقش و جايگاهی كه برای «ركن چهارم» دموكراسی درنظر میگيرند، يكی از بارزترين معيارهايی است كه میتوان براساس آن درباره نزديكی يا دوری اين نظامها بهاصول دموكراسی داوری كرد. شايد حتی با برجسته كردن سلوك و سياستهايی كه نظامهای تماميتخواه در قبال رسانهها در پيش میگيرند، وجه تمايز آنها را با روش و منش دولتهای دموكرات در جوامع باز بتوان بهتر نشان داد. گوناگونی مطبوعات و گسترش انتشار نشريات متنوع و متفاوت و بهطور كلی جايگاه شايسته رسانههای گوناگون در تنوير افكار و ايجاد فضای مناسب برای گفتوگو و برخورد سالم و سازنده نظرات و همچنين اهميتی كه رسانههای گروهی در ارتقای سطح آگاهی و تعالی فرهنگ و دانش عمومی دارند، بىگمان يكی از مهمترين عوامل توسعه فرهنگی و از نشانههای پويايی و تحرك هر جامعه است...(ادامه) انحصار مطلق دستگاه های تبلیغاتی و مهار و ممیزی رسانه های همگانی و کنترل شبکه های خبر رسانی، یکی از ارکان نظام های تمامیت خواه / توتالیتر است تا به وسیلهء آن به شعور و آگاهی توده ها و تصور آنان از دوست و دشمن شکل دهد و در مسیری دلخواه هدایت کند. روايت يك روز در جامعهي ما ... !!! اول صبح ، پر انرژي و با انگيزهي فراوان سركار ميروي، خدا خدا ميكني امروز كمتر حالت گرفته شود و كارها مطابق روال عادي خود پيش برود اما ساعتي نميگذرد كه آرزويت نقش بر آب گشته و با رفتار ناشايست و خودخواهانه و گاهي فريبكارانهاي مواجه ميشوي، چه فرقي ميكند چه كسي اين رفتار را انجام داده است؟! يك دوست، يك همكار و يا يك بيگانه. شايد در طول بقيهي ساعات كاري باز هم با معجوني رنگارنگ از ناملايمات، كوتاهيها، بيعدالتيها، پارتيبازيها و ... مواجه شوي و گاهي نيز زرق و برق ظاهر نتايج اين كارها وسوسهات كند كه تو نيز ... . وقت كاري به اتمام ميرسد و ميخواهي براي رفع خستگي ساعتي در منزل استراحت كني، بعد از 20 دقيقه احساس ميكني زلزله آمده و شيشهي پنجرهها و حتي خود خانهات ميلرزد، هراسان از خواب ميپري، اما ميفهمي كه خدا را شكر زلزله نيست!! صداي ضبط صوت پسر نوجوان همسايه است كه ميخواهد بزرگشدن خود را اينگونه به رخ بكشد ! هر جوري شده با اين صداي گوشخراش كنار ميآيي و باز به خواب ميرويي ، اما دوباره و درست هنگاميكه يواش يواش چشمانت گرم خواب شده است با صداي بوقهاي ممتد اتومبيلي در كوچه از خواب بيدار ميشوي، رانندهي محترمي را ميبيني كه راحتترين راه را براي صدا زدن يكي از همسايههايتان انتخاب كرده است : بوق ... بوق ... بوق ... بووووق !!! عطاي خواب نيمروزي را به لقايش ميبخشي و براي خريد روزنامه از خانه بيرون ميزني، هنوز سردرد خواب نصفه و نيمهات ترا ول نكرده كه اتومبيلي از كنارت عبور ميكند و لطف كرده، تمام آب چاله يا بهتر بگويم گودال كوچه را را به سر و رويت ميپاشد !!! و به اعتراض تو هم توجهي نميكند، لابد فكر ميكند حق اعتراض نداري و البته خدا نكند كه چنين فكر كند ، حق نداري از خانه بيرون بيايي !!! سوار تاكسي ميشوي، در رديف جلو نشستهاي و در فكر و خيال خود غوطهور هستي كه راننده جلوي مسافري ترمز ميكند و او را در كنار تو مينشاند! صحنهي جالبي است ! دو نفر در صندلي جلو نشستهاند يكي از آنها كاملا به در و ديگري به دنده و راننده چسبيده و هر دو مسافر هم مجبورند تا رسيدن به مقصد همچون دو دوست ديرين همديگر را در آغوش بكشند. كمي به وضعيت جديد عادت ميكني كه پشت چراغ قرمز چشمت به بچههاي گدايي ميافتد كه بايد از همين كودكي عزت نفس خود را در برابر مبلغي ناچيز بفروشند، اينبار از ته عصباني هستي، نه كمكي از دستت برميآيد كه انان را از اين كار بازداري و نه حجم مشكل را آنقدر اندك ميبيني كه بتواني به تنهايي از عهدهي آن برآيي. در افكار عدالتجويانهات غوطهوري كه به ناگاه خود را در ميان ابرها و در فضايي رؤيايي ميبيني ! نترس چيزي نشده !! اين ابرها و يا بهتر بگويم دودها، دود سيگار جناب راننده است كه عاصي از زمين و زمان، با ديدن كودكان گداي سر چهارراه به ياد مشكلات خود ميافتد؛ مشكلاتي كه شايد يكي از همانها باعث شده در رديف جلو بهجاي يك نفر، دو نفر مسافر سوار كند. دود سيگار اذيتت ميكند اما تحمل ميكني زيرا شايد راننده تحمل اعتراض تو را نداشته باشد و كاربه جاهاي باريك بكشد !! از تاكسي پياده ميشوي، يكي از معدود بارهايي است كه راننده از تو كرايهي اضافي نگرفته است. به طرف دكهي روزنامهفروشي ميروي، اما هر چه ميگردي روزنامهي مورد علاقهات را نمييابي. روزنامهفروش ميگويد: ... مگر خبر نداري، ديروز توقيفش كردن، ديگه چاپ نميشه ... !! ميخواي يكي ديگه وردار ... !! نميداني در جواب روزنامهفروش چه بگويي. در پيادهرو مردم كه اكثريتشان جوان هستند را ميبيني، با قيافههايي عجيب و غريب و رفتارهايي عجيب و غريبتر، هم دختر و هم پسر. يك لحظه به اين فكر ميكني كه اگر قرار باشد پدران و مادران فرداي جامعه ، اين پسران و دختران باشند پس واي به حال فرزندان آنها و جامعهاي كه قرار است فرزندان آنها بسازند، نميداني تقصير را به پاي چه كسي بنويسي اما اطمينان داري كه مقصر اصلي دختران و پسران بزك كرده و خودباختهي خيابانهاي شهرت نيستند. به خانه ميرسي و تمام وقايع امروز را در ذهنت مرور ميكني و به علامتهاي سئوال متعددي كه شكل گرفتهاند فكرميكني، به جامعهاي ميانديشي كه به آشفتهبازاري تمام عيار ميماند و به مردمي كه همچون كبك سر در برف فروبردهاند ، و به خودت كه در اين ميان نظارهگري ! و اگر مواظب نباشي تو نيز منجمد ميشوي همچون مغز كبك هايي كه سر در برف فروبردهاند. فردا نيز روز ديگري است همچون امروز و ديروز. ميخواهي چكار كني؟ تكرار يا تغيير؟ تصميم با خود توست، فردا تو را خواهم ديد. (ڕهواندنهوهی تهمومژهکان): ئیسلام دین و دهوڵهته سایت نیشتمان یکی از سایت های باارزش و پرمحتواست که هرچند از فعالیت آن زمان زیادی نگذشته اما با تلاش و کوشش فراوان گردانندگان آن توانسته است جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص دهد. معرفی نیشتمان از زبان نیشتمان : ماڵپهڕی نیشتمان به ئامانجی تێكۆشان بۆ كرانهوه و دهربڕینی بیر و ڕا جوراوجۆرهكان له سهردهمی دیالۆگ و ئاخافتن بۆ سازكردنی كۆمهڵگایهكی مهدهنی و پێكهوه ژیانێكی هێمنانه دهس به كاری راگهیاندن دهكات. گزیده ای از چند مقاله ی نیشتمان را در زیر مشاهده می کنید. روچنه برای نیشتمان عزیز آرزوی موفقیت می کند. نیشتمان ( کوردی) : http://www.nishtman.com/kurdi/ نیشتمان ( فارسی): http://nishtman.com/farsi/ با تغییرمحل ساختمان مدرسه پاکستانی ها در تهران عملا امکان اقامه نمازجمعه اهل سنت ایران در پایتخت ازمیان رفته است. یکی از برادران اهل سنت در تماس با خبرنگار هفته نامه "هاوار" ضمن اعلام این خبر افزود: علیرغم پیگیری های مکرر در سالهای پس از انقلاب بخصوص توسط نمایندگان سنی مجلس ششم، تاکنون اجازه تاسیس مسجد خاص اهل سنت در تهران صادر نشده است به همین دلیل اهل سنت ساکن پایتخت ناچارا برای اقامه نماز جمعه یا سایر نمازهای واجب به سفارتخانه کشورهای اسلامی و در این اواخر به مدرسه پاکستانی ها در تهران مراجعه می کردند وی در ادامه افزود: البته با فشاربرخی محافل و جابجایی این مدرسه به محلی غیرقابل دسترس برای همگان، متاسفانه امکان عمل به این واجب الهی در مکانی مناسب و سرپوشیده از میان رفت. او همچنین گفت:اهل سنت ساکن در "ام القرای" جهان اسلام تصمیم گرفته اند که از هفته آینده نماز جمعه خود را در یکی از پارکهای تهران اقامه نمایند که در صورت ممانعت از این امر بعنوان اعتراض نماز خود را مقابل دفتر سازمان ملل برپاخواهندنمود. سرود مرگ دیکتاتور بگذار حنجره ای خسته بخواند در گوش چرکین زمان تا تنفس سیال رود...از کوچ اجباری ۱۸۲۰۰۰پرستو در سردترین شب زمستان از پرواز گیج کرکسکان. .. و از گریه هایی که در گلو ماند. از دود ... از آتش...از انفال... از دجیل ...از کرکوک... از نگاه های غمگینی که به آرامی در پی مرگ دیکتاتور بود و من نمی دانم اکنون گریه اش از خوشحالی ست یا که یاد عزیزانش... بگذار از امروز بخواند... از نجوای مرگ دیکتاتور و از امیدی که در پی سازندگی ست و کودکی که در پی فردایش... آه ه ه ه سزا این بود و چه کم سزایی. "روچنه به امید مرگ دیکتاتورها و پرواز پرنده ی آزادی ست" در رابطه با حکم دادگاهی صدام حسین گفت و گو با: روزنامه ايران آيا مفهوم «روشنفکری» را میتوان در سرتاسر تاريخ فکری ايران دارای مصاديقی دانست، يا اين مفهوم يکسره تازه است، و با تاريخ فرهنگی ما نسبتی ندارد؟ خب تا چه مفهومی از «روشنفکر» داشته باشيم. اگر «روشنفکر» را مفهومی يکسره جديد بدانيم که در زمان تاريخی مشخصی کلمهای برای آن ساخته شده و برای اشخاص معينی مورد استفاده قرار گرفته و میگيرد، و مصاديق آن تنها در آن دوره وجود دارند، نه. اما اگر برای اين مفهوم ويژگيهايی در نظر میگيريم که میتواند گروهی اجتماعی را وصف کند که کار مشخصی را در جوامع بشری انجام میدهند، آنگاه اين مفهوم با اينکه جديد است میتواند به کار توصيف و تشخيص همهی گروههايی بيايد که چنين کاری را در دورههای مختلف و در جوامع مختلف انجام میدهند. از اين ديدگاه، ديدگاه جامعهشناختی، روشنفکران در همهی دورههای تاريخی و جوامع بشری وجود داشتهاند و در تحولات اجتماعی جوامع کاری اساسی انجام دادهاند ...(ادامه) آرش نراقی (۱) گفتوگوى اختصاصى حياتنو با احسان شريعتي گفتوگوی محمد میلانی با مصطفی ملکیان جناب آقای ملکیان! با تشکر از اینکه دعوت ما را برای این گفتوگو پذیرفتید. اجازه بدهید بحث را اینگونه آغازکنم که سنت علمی روشنفکری ما در چه طیفها و ابعادی خلاصه میشود. به این مفهوم که ما تقریباً از ابتدای دههی شصت به بعد با امواج مختلف تفکرها و نحلههای متعدد فکری و علمی اعم از تفکرات غرب و تفکرات جامعهی اسلامی در ابعاد گستردهی کلمه مواجه شدیم؛ ناگهان بهطور خیلی جدی «پوپر» ظهورکرد و شدیداً برای ما اهمیت پیدا کرد، از «مارکس» تأویلهای جدیدی ارایه شد، «نیچه» جایگاه ویژهای پیدا کرد. جنابعالی در دههی هفتاد از اولین کسانی بودید که «مکینتایر» را بهصورت جدی وارد فضای فکری جامعهی ما کرد. «جان راولز»، «هایک»، «هابرماس» هرکدام به انحاء مختلف وارد فضای فکری ایران شدند. از مسلمانان هم میتوانم به «نصر حامد ابوزید» و «حسن حنفی» اشارهکنم...(ادامه) گفتگو با حسن يوسفی اشکوری درباره روشنفکری دينی و تجدد خواهی مبنای روشنفکری شناخت و آگاهی است. مبنای دين ايمان است. روشنفکری دينی چه سهمی از شناخت و چه سهمی از ايمان دارد؟ آيا می توان شناخت و ايمان را با يکديگر ممزوج کرد. اگر ممکن بود چرا در طول تاريخ روشنفکری به معنی جديد در ايران پديد نيامد؟ حسن يوسفی اشکوری:در هفت هشت ده سال اخير اين سوال بطور جدی مطرح شده است که آيا روشنفکری دينی پارادوکسيکال نيست؟ جمع روشنفکری و دينداری چگونه ممکن است؟ تا آنجا که من به ياد می آورم نخستين کسی که اين سوال را در انداخت و در ايران هم خيلی بازتاب پيدا کرد، آقای آرامش دوستدار بود که در "درخشش های تيره" و آثار ديگر، محور بحثش همين است. بعد هم اين بحث، توسط دکتر جواد طباطبايی در ايران تحت عنوان امتناع انديشه پيگيری شد. بعضی از متفکران ديگر هم اين بحث را مطرح کرده اند. در واقع از نظر آنان جمع روشنفکری و دينداری ممکن نيست. نمی شود هم روشنفکر بود هم ديندار. ...(ادامه) روشنفکرکيست؟ مسئوليتش چيست؟ و چه کارکردی در جامعه دارد؟ اين نوشتار با طرح اين پرسش، فراخوانی است به تمامی کسانی که دغدغهی هميشگیشان، يافتن پاسخهايی برای سؤالاتی با مضمون جستوجوی دلايل عقبماندگی، توسعهنيافتگی و عدم وجود عدالت اجتماعی و آزادیهای مدنی در جامعه است. سؤالاتی که حداقل در دورهی زمانی 150 سالهی آشنايی با عوارض و ظواهر مدرنيسم خود را نشان دادهاند و به دليل ناکامی ملت ايران در احراز حقوق اجتماعی و مدنی شايسته است در صدر پرسشهای قابل طرح در جامعهی فکری ايران قرارگيرند. و از طرفی چالشی است فراروی کسانی که خود را پاسخگوی اين پرسشها میدانستهاند درحالیکه همچنان نتيجهگيری زاينده و درخوری از بحث به دست ندادهاند و اگر هم سعی در گشودن اين گرههای کور کردهاند، يا پاسخهايشان بسيار کلی و انتزاعی بوده است ـ تا آنجا که هيچگونه راه برونرفتی از معضلات عديدهی فرهنگی و اجتماعی در آنها وجود نداشته ـ و يا عملا از ارايهی هر نوع پاسخی سرباز زدهاند...(ادامه) مسعود بهنود سروش کنار مصباح به گزارش سرویس خبری روچنه صبح روز چهارشنبه در شهرستان بانه دختری ۱۸ ساله بر اثر خودسوزی جان سپرد. خانم الف صبح روز چهارشنبه پس از بیرون رفتن اعضای خانواده تصمیم خود را به آتش کشید و متاسفانه اعزام ایشان به بخش سوانح سوختگی مرکز استان نیز ثمری نبخشید و در شامگاه همان روز بر اثر شدت سوختگی جان به جان آفرین تسلیم کرد . از علت اصلی این خودسوزی خبری به دست نیامده اما نزدیکان متوفی اختلافات خانوادگی متوفی با والدین بخصوص مادرش را از علل اصلی اقدام به خودکشی ایشان عنوان می کنند. درآمد: در سالهاي پس از انقلاب، ناسيوناليسم و مليگرايي اگرچه ميتوانست همچون پايههاي تثبيت دولتي انقلابي عملكند اما ايدئولوژي جديد، ميانهاي با ناسيوناليسم نيافت؛ چه آنكه مليگراياني كه در دولت موقت حضور داشتند نيز متفاوت از ايدئولوژي مسلط ميانديشيدند و اگرچه ساختار حكومت جديد بر پايهي تمركزگرايي برقرار شد، اما نامبردن از مليگرايي و حتي گفتن و شنيدن از "مصدق" بهعنوان نماد مليگرايي، به جرمي نانوشته تبديل شد. از اينرو بود كه مليگرايي وطني و ناسيوناليسم قومي از يكجنس شناخته شد و مقولهاي در مقابل ايدئولوژي حاكم. در 28 سال گذشته، اسلاميت و ايرانيت همراه با يكديگر هميشه حاضر بودند اما اگرچه اسلاميت اجازه يافت تا هراز چندگاهي مرزهاي ايرانيت را نيز كنار زند، ايرانيت در جمهوري اسلامي نميبايست و نتوانست عرصهي عرض اندامي جدا از اسلاميت بيابد. اگرچه سمبلهاي مليگرايي ديگر چندسالي است كه به ابزاري براي جلب توجه نخبگان و افكار عمومي تبديل شده است....(ادامه) نگاه كلي عکس روز به نقل از نيويورك تايمز: هرچند سالهاست از سانسور شديد در كره شمالي سخن گفته ميشود، واقعيت موجود در اين كشور، زماني آشكار گرديد كه عكس ماهوارهاي وزارت دفاع در يازده اكتبر فاش شد. در اين عكس، هر دو كره (شمالي و جنوبي) در شب نشان داده شدهاند.قسمت جنوبي آن از يك ساحل به ساحل ديگر كاملا روشن است كه نشان ميدهد نه تنها نور كه ديگر تجهيزات عصر مدرن (اطلاعاتي) نيز در اين كشور فعال هستند و در مقابل، قسمت شمالي كه در سياهي فرو رفته بود.كشوري فقير كه تلويزيون و راديو به شدت در آنجا تحت كنترل بوده و تنها فركانسهاي دولتي را دريافت ميكند. موبايل از سال 2004 در اين كشور ممنوع شد. در ماه مي كميته حمايت از روزنامهنگاران در نيويورك، كره شمالي را در ليست ده كشوري كه بيشترين سانسور را در جهان دارند، قرار داد. به گونهاي كه كره شمالي بالاتر از كشورهايي مانند برمه، سوريه و ازبكستان قرار گرفت. نظر شما چیست؟ عيد فطر از شرق تا غرب عالم ويرجينيا آمريكا
ايران- بندر تركمن
ميدان ويتوريو امانوئل ـ روم
عراق
سارايوو
ساحل غربي رامالله
مهاجر مسلمان ـ قبرس
اندونزي
بوسني انسان مدرن در جستوجوي معنا نويسنده: كارل گوستاو يونگ چكيده: انسان مدرن دركنار جهان قرار دارد، نسبت به گذشته و تاريخ احساس بينيازي ميكند و خود را درنقطه اوج وكمال ميبيند. از نگاه او، گذشته متروك است و همين غرور فريبنده باعث شده است كه انسان مدرن از دين و اعتقادات فاصله بگيرد و به آرمانهايي چون توسعه تكنولوژي، دموكراسي اجتماعي و تضمين منافع اقتصادي دل ببندد. اما وقوع تحولاتي چون احساس پوچي از درون و بروز جنگ جهاني در بيرون باعث شد تا اين انسان در يك وضعيت عدم اطمينان فروبيفتد. راه برون رفت از اين وضعيت، به اعتقاد نويسنده، توجه دوباره انسان به ارزشهاي ديني است. البته نه آن دين مادي شده انسان مدرن، بلكه ديني كه منشا الهامات و فيوضات الهي باشد. انساني كه وي را مدرن ميخوانيم- يعني انساني كه نسبت به زمان حاضر بلاواسطه آگاه است- به هيچوجه انسان معتدلي نيست. او بيشتر مثل انساني ميماند كه روي قلهاي ايستاده است و خود را كاملاً جداي از جهان ميداند و در جايي قرار دارد كه آينده بيپايان پيش روي او است و بالاي سرش آسمانها هستند؛ و در پايين، همة بشريت با تاريخي با همه ابهامات دوران باستان قرار دارد. انسان مدرن در تنهايي خود درمييابد كه شيوههاي زندگي سنتي، براي او خستهكننده است. از منظر تاريخي هم ارزشها و تلاشهاي عوالم پيشين ديگر نفعي به حال وي ندارند. بنابراين، او تبديل به فردي «غير تاريخي» در عميقترين مفهوم خود شده است و خودش را از توده انسانها كه تماماً در هالهاي از سنتها ميزيند، دور ميكند. در حقيقت، او تنها موقعي سراسر مدرن است كه كاملاً دركنار دنيا قرار گيرد و همة آن چيزهايي كه متروك شدهاند، در پشت سر وي قرار گيرند و اعتراف ميكند كه در مقابلش هم يك وضعيت تهي و خنثي قرار دارد؛ وضعيتي كه در آن امكان رشد چيزي وجود ندارد. جملات وي ممكن است انديشيده ادا شوند، ولي بيمحتوا هستند وتا ابتذال صرف تنزل مييابند. نويسنده: مسعود راعى منبع: ماهنامه معرفت، شماره 58 در بررسى بنيان ها و شاخص هاى جامعه مدنى، مواردى همچون ليبراليسم، قانون گرايى و قانون مدارى، پلوراليسم، سكولاريسم و مدارا و تساهل نيز در جمله ساختار آن ذكر شده اند.1 تساهل و تسالم از جمله پيامدهاى پلوراليسم و يكى از مبانى نظرى جامعه مدنى است. سابقه طرح اين بحث ها، بخصوص از زاويه دينى به عصر نوزايى برمى گردد. عملكرد بسيار بد ارباب كليسا، ايجاد دادگاه هاى تفتيش عقايد (انگيزيسيون) و برخوردهاى نابخردانه با علم و دستاوردهاى آن، زمينه جدّى ايجاد مذهب پروتستان را فراهم كرد. پيدايش اين مذهب در مسيحيت با جنگ هاى خونين مذهبى همراه شد. خشونت پيروان هر يك از دو مذهب پروتستان و كاتوليك و عدم تسامح و بردبارى نسبت به يكديگر، موجب از بين رفتن سرمايه هاى زيادى شد. وجود اين نوع جنگ ها در كنار مشكلات جدى اربابان كليسا و پيدايش انديشه اى به نام «پلوراليزم» و چند قرائتى از دين مسيحيت، زمينه ساز انديشه جديدى گشت. آنچه مى توانست به جمع اين عوامل بپيوندد و روند شكل گيرى آن انديشه را تسريع بخشد، محورى شدن ماديت، سودجويى و دنياطلبى بود كه نتيجه آن كاستن از غيرت دينى مسيحيان و تبديل آن به ولنگارى دينى بود. در يك نگاه اجمالى، مى توان عوامل مذكور را از مهم ترين عوامل پيدايش انديشه تساهل و عدم خشونت نام برد. گفتوگو با مصطفی ملکیان منبع: روزنامه همبستگی، سال اول، شماره 78، پنجشنبه 22 دیماه ۱۳79 ○ برخی اعتقاد دارند که پدیده جهانی شدن، به معنای ایجاد وحدت در نگرشهای دینی هم خواهد بود. به نظر شما تعریف جهانی شدن چیست؟ دین را چگونه تعریف میکنیم و ارتباط میان این دو را چگونه ارزیابی مینمایید؟ آیا در پروسه جهانی شدن، دین تضعیف میشود یا تقویت؟ ● در باب ارتباط دین و جهانی شدن، طبعاً به ساحت عملی و تحقق تاریخی دین توجه دارید. به نظر میآید بهتر است تعریفی که از دین ارائه میکنیم، تعریف مصداقی یا Ostensive باشد. مراد از دین در این گفتوگو، ادیان زنده جهانند. سه دین غربی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام، شش دین شرقی، یعنی آیین هندو، بودا، دائو، آیین کنفوسیوس، آیین شینتو و آیین جین و دینی که تقریباً در برزخ شرق و غرب است، یعنی آیین زرتشت. هرکدام از این دَه دین برای پیروان خود سه کارکرد دارند: 1. از جهان هستی و موضع انسان در آن توصیفی به دست میدهد. 2. براساس این توصیف شیوه زندگی خاصی را توصیه میکنند. 3. آن توصیف و این شیوه زندگی را در قالب یک سلسله اعمال نمادین که همان عبادیات هستند، متجلی میکنند. در واقع همه ادیان این سه کارکرد را به نظر من دارند. این تنها اختصاص به ادیان زنده جهان ندارد، آنهایی که زنده نیستند، نیز این سه فونکسیون را دارا بودهاند. اگر دقت فرموده باشید، من ابتدائاً دین را تعریف مصداقی کردم و سپس کارکردهای آن را برشمردم و اما Globalization یا جهانیشدن. جهانیشدن یعنی یک جهاننگری خاصی یا یک شیوه زندگی خاصی چنان تعمیم پیدا کند که همه مردم روی زمین را دربر بگیرد و پوشش دهد. جهاننگری تعبیر کردم، برای اینکه بیشتر به بُعد نظری ناظر باشد و شیوه زندگی تعبیر کردم برای اینکه به بُعد عملی هم التفات کند. حكومت ديني و سكولاريزم 2 منبع: منبع: سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نقـد كچوئيان: بعضي از ابعاد مطالب ايشان براي بنده، بيشتر روشن شد. نكتهاي فقط در باب سخن اول ايشان ميگويم كه فرمودند سخنان ديگران را حمل بر احسن كنيد. اما نميدانم چرا دربارة ما حمل به احسن نكردند بلكه برعكس در ادامه فرمودند كه ما مطلعيم و بيش از اينها مقام علم و آگاهي داريم؟! نميدانم ايشان چگونه چنين تلقي از بحث داشتند كه بنده ميگويم سياست به حقيقت كاري ندارد؟! اين بحث، يك بحث معرفتي است. هر حوزه از حوزههاي معرفت و هر مسئله در جايگاه خاصي قرار ميگيرد و به نحو خاصي هم با آن مواجه ميشود. بحث اين است كه عقلانيت ابزاري در غرب به صورت مبناي يك تمدن در آمده است اما كسي مانند ماكس وبر ميگويد: «چنين نيست كه همه انسانها در اين عالم بايد از آن تبعيت كنند چون اين يك انتخاب ارزشي است.» به اعتقاد من، خود «حقيقت» نيز همينگونه است و بحث اين نيست كه حقيقت با سياست كاري ندارد. اتفاقاً در سياستي كه مورد ادعاي ماست حقيقت با سياست كار دارد ولي بحث اين است كه در فلسفه سياسي، بايد جايي اثبات شود كه ما از حقيقت تبعيت ميكنيم و ملزم به آن نيز هستيم. اين، يك الزام هنجاري است و بايد در جايي با ادّلهاي كه گفته ميشود اثبات گردد. منبع: سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی شناسنامه: عنوان: حكومت ديني و سكولاريزم (جلسه اول) نوع فعاليت: کرسي نظريه پردازي و نقد انديشه - شماره 2 زمان برگزاري: 8/2/84 مکان برگزاري: سالن همايش دفتر تبليغات اسلامي نظريهپرداز: دکتر مصطفي ملکيان هيئت نقد: حجت الاسلام والمسليمن محمد تقي سبحاني و دکتر حسين كچوئيان مقدمه ميراحمدي: اين جلسه، دوّمين نشست از سلسله كرسيهاي نظريهپردازي و نقد انديشه است. در ابتدا جناب آقاي دكتر ملكيان، نظرية خود را پيرامون «حكومت ديني و سكولاريزم» مطرح ميكنند و سپس از نظريات هيئت نقد و بررسي، جناب آقاي دكتر سبحاني و جناب آقاي دكتر كچوئيان استفاده ميشود. پس از بحث و گفتگو در اين زمينه از نقطه نظرات و ديدگاههاي اساتيد حاضر در جلسه نيز بهرهمند خواهيم شد. اما پيش از شروع بحث، تذّكر دو نكته ضروري است: اوّل - همانگونه كه واقفيد هدف اصلي اين نشستها ايجاد زمينه و فرهنگ لازم جهت نقد و بررسي ديدگاهها و انديشههاست. لذا تلاش ما فراهم ساختن شرايطي است كه در آن، نقد سالم و عالمانه پيرامون موضوع مورد بحث صورت گيرد و نظريهاي از باب نمونه، با توجه به اهميت آن، به نقد و بررسي گذاشته شود. طبيعي است كه در يك جلسه نميتوان به تمام ابعاد و لايههاي اين نظريه و ديگر نظريهها پرداخت. قطعاً چنين انتظاري، معقول به نظر نميرسد. با اين وجود فرصت مغتنمي است كه برخي از ابعاد و جنبههاي يك نظريه، بررسي شود و حداقل، زمينه لازم براي نقد آنها فراهم گردد. اين خود يك امر ميمون و مبارك است. دوّم - از اين نكته كه ميتوان به عنوان هدف دوم اين نشست ياد كرد بررسي و نقد نظريه «حكومت ديني و سكولاريزم» است. بيترديد اين، يكي از موضوعات بسيار مهم ارزيابي ميشود كه اميد است با اجتناب از طرح مباحث غيرضرور و حاشيهاي و رعايت زمانبندي مورد نظر بتوان بحث را مفيدتر دنبال نمود. رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن مصطفی ملکیان منبع: روزنامه اعتماد ملی، شماره 193، پنجشنبه 6 مهر 1385 و خبرگزاری قرآنی ایران ايكنا: از ديدگاه ملكيان، بررسی جايگاه زن در قرآن، بررسی حقوق زن در قرآن، موضع قرآن در مواجه با تساوي زن و مرد، گزارش زنان از جهان هستي، مقايسه تصوير قرآن از زن با تصوير زن از خود و نگاه قرآن به امور، معاني گوناگون رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن است. مصطفي ملكيان، نويسنده و محقق حوزه فلسفه و كلام، در مصاحبه اختصاصي با ايكنا، با بيان مطلب فوق گفت: به نظر من از اصطلاح «رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن» چند معناي مختلف ممكن است مراد شود، كه بايد اينها از هم تفكيك شوند؛ يكي اينكه مراد از رويكرد فمينيستي به قرآن و تفسير قرآن به معناي بررسي جايگاه زن در اين كتاب مقدس است؛ در اينجا رويكرد فمينيستي به معناي رويكرد به قرآن براساس مساله زن است. اينكه قرآن، واقعيت جسماني، ذهني و رواني او را چگونه تصوير ميكند، چه تصويري از ارتباطات زن با عالم طبيعت، با انسانهاي ديگر، با خودش و با خدا در اين كتاب از او ارائه شده است. بر اساس اين رويكرد بايد مجموعه سخنانی كه قرآن تصريحاً و تلويحاً درباره زنان گفته استخراج كنيم. نويسنده كتاب «راهي به رهايي» با اشاره به معناي دوم «رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن»، گفت: در معناي دوم، رويكرد فمينيستي در تفسير قرآن يعني...
9-1- سيد حسين نصر در هجده فروردين 1312 در خانوادهاي صاحب منصب در تهران زاده شد. پدرش، دكتر سيد ولياللّه نصر، پزشكي مشهور، پژوهشگر ادبي، نمايندهي پارلمان، وزير فرهنگ و رئيس دانشكدهي ادبيات دانشگاه تهران بود. از طرف مادري، نوادهي شيخ فضلاللّه نوري، روحاني مشهور ضد مشروطه است. نصر پس از پايان نيمهي اول تحصيلات متوسطهي خود در ايران، به آمريكا رفت و در آنجا در سال 1333/1954 از مؤسسهي تكنولوژي ماساچوست در رشتهي فيزيك درجهي فوق ليسانس گرفت. سپس به دانشگاه هاروارد رفت و در آنجا در سال 1335/1956 در رشتهي زمين شناسي و ژنوفيزيك درجهي ليسانس و د رسال 1337/1958 در رشتهي فلسفه و تاريخ علوم درجهي دكترا گرفت. پس از آن به ايران بازگشت و به عنوان دانشيار تاريخ علوم و فلسفه به كار پرداخت. (درسهاي او از جمله عبارت بود از تاريخ فلسفه و فرهنگ اسلامي، تاريخ علوم، نقد متنهاي فلسفي به زبان خارجي و...) ...(ادامه)







![]()




بر کسی پوشيده نيست که در جوامع در حال توسعه امکان دسترسی عموم مردم بهرسانههای نوشتاری (مکتوب) کمتر از کشورهای توسعهيافته است و عامهی مردم اصولاً چندان رغبتی بهمطالعه نشان نمیدهند و کلاً فرهنگ کتابخوانی و خريد روزنامه و نشريه نيز هنوز همهگير و جزو عادات روانهی مردم نشده است. از اينرو پرداختن بهجايگاه و کارکرد رسانههای گروهی و بهخصوص بررسی نقش و مسئوليت رسانههای فراگيری چون راديو و تلويزيون که اغلب در اين جوامع دولتی و يا در اختيار نهادهای وابسته بهدولتاند، از اهميت بسيار برخوردار است. در هر حال، نمیتوان از تأثير گسترده و نفوذی که رسانههای صوتی و تصويری بر افکار عمومی چنين جوامعی بجا میگذارند غافل شد؛ تا جايی که منبع کسب خبر و داوری در مورد رويداهای جاری و مسايل اجتماعی و سياسی و چگونگی وضعيت اقتصادی کشور، کمابيش از مجرای اغلب تنگ و يکجانبهی اين رسانهها و از راه شنيدن راديو و تماشای تلويزيون صورت میگيرد. بنابراين رسانههای گروهی گوناگون بهنسبت درجه اهميت و فراگير بودنشان، نقشی مفيد يا مُخَرب در فرايند شکلگيری جامعهی مدنی میتوانند داشته باشند...(ادامه)
برای مثال نمونهء بارز اِعمال چنین سیاستی را به خوبی در سیاست مطبوعاتی نازیهای آلمان در دوران سلطهء رایش سوم و اظهارات صریح و بی پردهء هیتلر در این مورد می توان پیگیری کرد. این مسئله به حدی برای نازیها مهم و حیاتی بود که هیتلر شخصاً هفته ای یکبار بعد از خوردن شام به بازبینی و نظارت گزارش ها و فیلم های خبری می پرداخت و دستوراتی را که لازم می دانست به مسئولان می داد. این گزارش ها که هر هفته زیر عنوان «اخبار هفتگی آلمان» از رادیو پخش و در سینماها پیش از شروع فیلم اصلی به معرض نمایش گذاشته می شد، در واقع مهمترین ابزار تبلیغاتی نازیها محسوب می شد که با آن تقریباً سرتاسر سرزمین های تحت تسلط خود را زیر پوشش تبلیغاتی داشتند. در آن دوران با فقدان تلویزیون و نبود سازمانی چون صدا و سیما، تنها راه دسترسی گسترده به توده های مردم، رادیو و پردهء سینما بود...(ادامه)




گوایه ئیسلام به زهبری شمشێر هاتۆته پێش!
له سۆنگهی ئهوه كه ئیسلام، ئایینێكه خوای باڵا دهست بۆ ئاشتی و تهبایی و پێكهوه جۆشدانی بهندهكانی ههناردوویهتی، وه گێڕاویهتی به مایهی چاوو ڕوونی و ڕۆشنكردنهوهی دڵهكان. بۆیه ههر له سهرهتاوه سێزده دانه ساڵ بههیچ جۆرێك ئهم ئیسلامه خۆی له قهرهی شهڕو شۆڕو شۆڕش و شمشێر نزیك نه ئهكردهوه. ههمیشه خهڵكهكهی لهوه ئاگادار ئهكردهوه، كه با خهڵكی یهكسان بن، با ئازاد بن، با كهس، كهس نهچهوسێنێتهوه، با كهس ڕقی له یهكتر نهبێتهوه، با بهرزی و نزمی له كۆمهڵگادا نهبێت، با قڕی و پڕی له شارا نهبێت، با هێندێ قڕ و هێندێ پڕ نهبن..با هێندێكتان لێتان نهڕژێ و هێندێكیشتان لهبهرتان نهبڕێ.. به هێندێكتان ئاغاو هێندێكتان مسكێن نهبن.. سێزده دانه ساڵ ئهو ئیسلامه پاكو بێ گهرده له ڕێگهی ئهو پێغهمبهره هێژا و نهبهرده، تۆوی تهبایی و ئازادی و برایهتی و شادی له نێو یارانی دهست پاك و دهم پاكیدا ئهڕواند.. ئیسلامیش بۆیه ئیسلامه، چون ساغی و سهلامهتی و سهر بهرزی بهندهی پێوه بهنده.
ادامه مطلب

گلهو گازاندهیهك یا ڕهخنهو سهركۆنهیهك كه له ئێمهی مسوڵمان ئهكرێت، ئهوهیه كه ئیسلام و سیاسهت یا ئیسلام و دهوڵهت ئاسمان و ڕێسمانی بهینه.. ئیسلام له كوێ و دهوڵهت له كوێ! ئیسلام ئیسلامهو دهوڵهتیش دهوڵهت!ئهوان پێیان وایه ئیسلام تهنها ئهبێ له كونجی مزگهوت كورت ههڵببڕدرێت! ئیسلام له كوێ ئهتوانێت دهگهڵ سیاسهت ئاوێته بێ و حوكمی تاكو كۆمهڵی كۆمهڵگا بكات..! ئهمهو بهچهندین قسه ههم خۆیان ئهترسێنن و ههم خهڵكیش، كه پێیان وایه ئیسلام هیچ پڕۆژهیهكی حوكمگێڕانی له باراندا نییه، بۆیه حانێك كه جلهوی حوكمی ده ئهستۆ گرت، ئهوا ئهبێ قنارهو تهختی له سێدارهدان ساز كات و سهران بپهڕێنێ و قاچان بقرتێنێ!!ئێمهش بۆ ڕهواندنهوهی ئهم تهمو مژه نا ڕهوایه، وهك باقی تهمو مژهكانی تر به پشتیوانی خوا ئهیپوكێنینهوه
ادامه مطلب
نیشتمان ههوڵ دهدات تیشك بخاته سهر ئهو كێشه ئاڵۆز و بنهرهتیانهی كه كۆمهڵگای كوردی بۆ قۆناغهكانی ئێستا و دواتر پێویستی پێیهتی.
نیشتمان باوهڕیكی قووڵی به پلۆرالیزمی فیكری و ئازادی دهربڕینی بیروڕا ههیه و ههر بۆیهش تێدهكۆشێ كه ببێته سهكۆیهك بۆ ئهوهی خاوهنی بۆچوونه جیاجیاكان بتوانن لێرهدا رای خۆیان سهبارهت به كێشهكان دهرببڕن به مهرجێك بێرێزی به كهس و لایهن و رێبازی كهسانی دیكه نهكرێ.
نیشتمان دژی ههر چهشنه تووندڕهویهكی ئیدئۆلۆژێكی و كرداریی له ژێر ناوی مهزههب، نهتهوهگهریی و ...یه و خوازیاری پهرهپێدانی ڕووحی به یهكهوه ژیان ،میانهڕهوی له بیر و كردهوه ، لێبووردهیی و خوێندنهوهی بهرانبهره.
نیشتمان له بوواری فیكری دا خوازیاری بهڵگههێنانهوهیه و "مهسڵهحهتی مهنتیق و لۆژیك" وهپێش "مهنتیق و لۆژیكی مهسڵهحهت" دهخات.
ههوڵی بێوچانی نیشتمان له پێناو"كهمكردنهوهی ئێش و ئازارهكان"ی گهلی كورد به پێداگرتن له سهر "نووسینهوهی حهقیقهتهكان"ـه.
یهكێك له سهرهكیترین ئامانجهكانی ئێمه خزمهت به فهرههنگی رهسهنی كوردهواری و زمانی شیرینی كوردییه؛ زمان رهمزی بوونی نهتهوهیه و یهكێك له گهوره بهڵگهكانی سرووشتیی یهزدانه.
هیوادارین به ناردنی بابهت،ههواڵ، رهخنه و پێشنیاره به نرخهكانی خۆتان له گهیشتن به لانیكهمی ئهم ئامانجانه یارمهتیمان بدهن.





عبدالکریم سروش را باید به یک معنا پایان پروژه روشنفکری دینی دانست. اما این «پایان» به معنای «شکست» و «مرگ» پروژهی سروش، و کاروبار روشنفکری دینی نیست. این «پایان» به معنای «کمال» آن پروژه در سروش است. پروژهی روشنفکری دینی در سروش به عمیقترین سطح خود آگاهی رسید. امروز ما نیک در میبابیم که مهمترین رسالت پروژهی روشنفکری دینی بسط و تعمیق پروژهی مدرنیت و در صدر آن سرعت بخشیدن به پروژهی «سکولاریزاسیون» بوده است. پروژهی «سکولاریزاسیون» به بیان ساده عبارتست از به رسمیت شناختن امر عرفی/عقلی/طبیعی. البته روشنفکران دینی در کار دفاع و تعمیق سکولاریزاسیونی بوده اند که مآلاً به نفی امر مقدس نمیانجامد، یعنی امر عرفی را در کنار امر قدسی به صلح مینشاند. سکولاریزاسیون مورد دفاع ایشان را میتوان «سکولاریزاسیون حداقلی» نامید..(ادامه)
احمدرضا غفاری
دکتر عبدالکريم سروش درس آموخته فلسفه و عرفان را نسل جوان انقلابی ايران از آن روز شناخت که در مناظره با سران حزب توده و سازمان چريک های فدائی در تلويزيون در کنار مصباح يزدی برای دفاع از ارزش های دينی و عرفانی نشسته بود.
اينک بعد 24 سال، روحانيون حکومتگر در ايران و محافظه کاران همرأی آنان، انديشه هائی را برگزيده اند که مصباح يزدی معرف و مبشر آن است و دکتر سروش در مقابل آن.
سروش عليه مصباح
دکتر سروش در آخرين نامه خود، مصباح يزدی، تئوريسين خشونت و سخت گيری بر جوان را "يزدی ياوه گو" ناميد و نشريه ای که در قم ناشر افکار مصباح يزدی است دکتر سروش را "فريبکاری که به جبهه دشمنان صهيونيستی و استکباری پيوسته است" لقب داد...(ادامه)


![]()
درنگهايي دربارهي اقوام ايراني و ساختار سياسي مطلوب
(دكتر بابك اميرخسروي)
تنوع قومي در ايران در نفس خود تهديد نيست تا احياناً لازم باشد براي رفع و دفع آن به تدبير نشست و اقدامكرد؛ زيرا اين امر، يك واقعيت عيني "تاريخي ـ جامعهشناختيِ" ايران، از بدو پيدايش آن است. از همان آغاز، اقوام آريايي ماد و پارس و پارت بههنگام اسكان و استقرار در نجد ايران، با ديگر اقوام آريايي و غيرآريايي پيش از خود و ساكنان اين سرزمين درهمآميختند و بهويژه تحتتاثير تمدنهاي پيشرفتهتري نظير عيلاميها، در منطقهي خوزستان و مانناها در اطراف درياچهي اروميه، قرارگرفتند. مانناييها و عيلاميها، از لحاظ فرهنگ و تمدن اثرات مهم و ماندگاري از خود بر دولت مادها و هخامنشيان برجاي گذاشتند.
بعدها نيز، با حملهي اعراب به ايران و اسكانشان در سراسر كشور و سپس با هجوم قبايل و طوايف گوناگون ترك و تركمان و تاتار و مغولها، اين درهمآميزي عمق و گسترش بيشتري يافت و سيما و تركيب خوني-تباري ايرانيان را دچار تغييرات و دگرگونيهاي ژرفتري كرد. بافت مردمشناسي كنوني ما، بازتاب اين اختلاط و آميزشهاست و بيگمان پويايي و شادابي آن متأثر از آن ميباشد...(ادامه)
مروري بر 28 سال قومگرايي در ايران
(مريم شباني)
تنوع قومي؛ تهديد يا فرصت؟
(يوسف عزيزي بنيطُرُف)
متأسفانه هنوز برخي از جريانهاي سياسي، تنوع و تكثر قومي در ايران را تهديدي براي كشورمان بهشمار ميآورند و حتي شمار اندكي از آنها منكر چنين تنوعي هستند. اينان ميكوشند با نوعي پيشداوري و سرسختي، ذهنيت خود را بهجاي عينيت بنشانند اما رويدادهاي ساليان اخير در مناطق مختلف كشور نشان داد كه حقيقت تاريخي تنوع قومي در ايران، واقعيت جغرافيايي مبرمي است كه ذهنيتهاي متصلب نميتوانند تا ابد آنرا ناديده بگيرند و البته اگر چنينكنند، هم خود و هم تمامي كشور را به مخاطره خواهند افكند.
تاريخ چه ميگويد؟
پارهاي از مورخان براين باورند كه پيش از يورش آرياييان، اقوامي در اين سرزمين زندگي ميكردند كه همزيستي مسالمتآميز و متحدي داشتند و قلمرو خود را با نوعي نظام فدراتيو اداره ميكردند.
احسان يارشاطر در اينباره ميگويد: "آرياييهايي كه از هزارهي دوم پيش از ميلاد بهتدريج بهطرف ايران سرازير شدند، خود را با بومياني متمدنتر از خود، از جمله ايلاميان، روبهرو ديدند كه برخي خط داشتند و نقشهاي ظريف آنان بر ظروف سفالين و پيكرهها و اشيايي كه در گورها با مُردگان به خاك ميسپردند (در سيلك و شوش و تپّهحصار و مارليك و جز اينها) حكايت از قرنها سير در طريق تمدن ميكرد. اما زماني كه آرياييها به ايران حملهور شدند بوميان ايرانزمين با گذشت زمان به كهولت رسيده بودند و نيروي دروني آنها رو به كاهش نهاده بود...(ادامه)










منبع: ماهنامه سياحت غرب/ مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما/ سال چهارم/ شماره سيو هشتم/ شهريور 1385
ادامه مطلب
مقدمه
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب




نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت
14:9 توسط kd| |
سید حسین نصر
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:54 توسط kd| |
متفکران مسلمان و مدرنیسم
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:49 توسط kd| |
ارتباط هنر و معنویت اسلامی
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:46 توسط kd| |
پژواك در فضاي تهي
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:43 توسط kd| |
اسلام، مسلمانان و تکنولوژی مدرن
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:42 توسط kd| |
اسلام سنتى (1)
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:39 توسط kd| |
اسلام و انديشه مدرن (1)
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:36 توسط kd| |
توهم خشونت
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
20:26 توسط kd| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت
16:13 توسط kd| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت
16:6 توسط kd| |
اخبار روز
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت
15:35 توسط kd| |
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت
8:46 توسط kd| |
خسرو ناقد
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت
8:29 توسط kd| |
خسرو ناقد
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت
8:26 توسط kd| |
خسرو ناقد
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت
8:24 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
18:55 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
13:13 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
13:8 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
12:44 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
12:25 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
12:17 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
12:10 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
12:6 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
11:49 توسط kd| |
نماز جمعه اهل سنت تهران مقابل دفتر سازمان ملل برپا خواهد شد.
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
11:33 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت
15:54 توسط kd| |
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت
8:28 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت
8:21 توسط kd| |
سنت روشنفکری در ایران
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت
20:35 توسط kd| |
عبدالکریم سروش و کمال پروژهی روشنفکری دینی
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت
20:31 توسط kd| |
نسبت روشنفکرى و دين
انتشار مجدد و كامل مصاحبه دكتر سيد جوادطباطبايي استاد دانشگاه در آمريكا با روزنامه همشهري و نقد ايشان بر جريان روشنفكري ديني، پاسخها و نقدهاي گوناگوني را بر نظريات ايشان در مطبوعات و سايتهاي اينترنتي به دنبال داشت. به همين مناسبت به گفتوگو با احسان شريعتي فلسفه پژوه و فرزند دكتر علي شريعتي برجستهترين روشنفكر دينباور ايراني پرداختيم. احسان شريعتي پس از بيست و چهار سال دوري از ايران و زندگي در فرانسه، تابستان سال جاري به ايران سفر كرد. وي در اين گفتوگو به بازخواني انديشههاي پدرش در موضوعات مطروحه پرداخته است.اين مصاحبه در فرانسه انجام شده است .
عدهاي بر اين باورند كه روشنفكري عبارت است از «اعتقاد به استقلال عقل» آيا اين تعريف را كامل ميدانيد؟
آگاهي به معناي كلي، مترادف با آزادي است كه به نوبه خود، متضمن استقلال است ...(ادامه)
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت
20:29 توسط kd| |
روشنفکری دینی و سنت علمی در ایران
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت
20:26 توسط kd| |
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت
20:23 توسط kd| |
تلنگری به جريان روشنفکری در ايران
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت
20:15 توسط kd| |
نامه دکتر سروش، پايان راه روشنفکری دينی
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت
20:5 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه :
نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت
11:1 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت
21:21 توسط kd| |
نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت
12:4 توسط kd| |
نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت
12:2 توسط kd| |
نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت
11:35 توسط kd| |
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
14:29 توسط kd| |
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
14:27 توسط kd| |
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
14:18 توسط kd| |
خشونت؛ احكام اسلامى و كنوانسيون هاى بين المللى
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
14:13 توسط kd| |
دین و معنویت در پروسه جهانی شدن
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
14:1 توسط kd| |
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
13:55 توسط kd| |
حكومت ديني و سكولاريزم۱
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
13:52 توسط kd| |
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
13:43 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت
6:21 توسط kd| |





