تبليغاتX
رۆچنه
رۆچنه

فکری - فرهنگی - سیاسی - اجتماعی - خبری

نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 22:58 توسط kd| |

ماموستا هه‌ژار، شهريار ملك سخن

 

روچنه

 

1

چند روز پيش مصادف بود با يكصدمين سال تولد شهريار شاعر ترك زبان ايران كه به همين مناسبت كنگره‌اي عظيم در تجليل و نكوداشت ايشان برگزار شد و همزمان شبكه‌هاي سيما حجم وسيعي از برنامه‌هاي خود را به معرفي و تقدير از اين شاعر ترك زبان اختصاص دادند كه در نوع خود بي‌نظير و كم‌سابقه بود.

هيچ كس با تجليل از شاعران و هنرمندان مخالف نيست و حتي اين از وظايف جامعه است كه فرهيختگان و نخبگان خويش را قدر بشناسد و به يادشان يادبود‌ها برگزار كند، اما آنچه مورد نظر اين نوشتار است تبعيض و بي‌عدالتي‌اي است كه در گزينش اين شاعران و هنرمندان جهت تقدير بر ملت كرد مي‌رود.

2

كمتر كسي است كه نداند كردستان گنجينه‌ي علم و فرهنگ و هنر و ادب است و در هر كدام از زمينه‌هاي مذكور صاحب شخصيت‌هاي بارز و والايي است كه آوازه‌ي برخي از آنان، مرزها را هم درنورديده و جهاني شده‌است.

هه‌ژارها، هيمن‌ها، نالي‌ها، محوي‌ها، قانع‌ها، مولوي‌ها، پيرميردها و هزاران هزار شخصيتي كه هر يك بسان آفتابي آسمان ادب كردستان را نوراني كرده‌اند، از توجهات اينگونه‌اي كه به يك شاعر غير كرد مي‌شود بارها محروم گشته‌اند و هرگاه نيز تشكلي با سرمايه و بضاعتي اندك قصد تجليل از يكي از مشاهير كرد را داشته است با انواع محدوديت‌ها و كارشكني‌ها مواجه‌ شده است.

جالب آن‌جاست كه روز تولد شهريار را نيز روز ملي شعر پارسي ! نام نهاده‌اند، نامگذاري‌اي كه بيشتر به يك لطيفه مي‌ماند تا يك كار علمي و تحقيقي. لابد بايد منتظر بود تا روز تولد سعدي، مولوي و يا حافظ را نيز روز ملي شعر تركي بنامند!.

3

با نگاهي اجمالي به زندگي اكثريت قريب به اتفاق شاعران كرد درمي‌يابيم كه ايشان حتي در عمل به اعتقادات ديني و خدمت به فكر و انديشه‌ي اسلامي نيز گوي سبقت را از ديگر شاعران و اديبان ملل ديگر ربوده‌اند و حداقل در اشعار خود مكان ويژه‌اي را به مناجات خدا و مدح رسولش اختصاص داده‌اند، اما باز ملّيِّت آنان مهر ممنوعي است بر پيشانيشان تا ايشان را از تمامي حقوق خود حتي پس از مرگشان نيز بي‌بهره بگرداند.

4

يكي از شاعران فرهيخته‌ي كرد كه براستي آنگونه كه شايسته است شناخته نشده و خدماتش به جامعه نيز به طرز خوبی معرفي نشده است، استاد عبدالرحمن شرفكندي ، مشهور و متخلص به " هه‌ژار" است كه در سن 24 سالگي مفتخر به دريافت عنوان " شاعر ملي كرد" از جانب قاضي محمد گشت.

دامنه‌ي خدمات اين استاد بزرگوار به ملت كرد منحصر نشده و فارس و عرب را نيز در برگرفته و قلمفرسايي اين شخصيت بي‌نظير در عر‌صه‌هاي تفسير، ترجمه، شعر، فرهنگ‌نويسي، تاريخ‌نگاري و اتوبيوگرافي؛ ما را ناخودآگاه به اين اذعان وا‌مي‌دارد كه به تأسي از قاضي محمد، رهبر آزاده‌ي كردستان، هه‌ژار را " شاعر ملي كرد" بناميم.

5

به‌جاست حال كه از حمايت‌هاي دولتي در تجليل از شاعران كرد محروم هستيم، در حد توان خويش قدمي در راستاي تقدير و بزرگداشت سرمايه‌هاي ادبي‌مان برداريم و همه با هم در حركتي نمادين روز دوم اسفند ( مصادف با روز وفات ماموستا هه‌ژار، شهريار ملك سخن) را "روز ملي شعر كردي" اعلام كنيم و هر سال در راستاي تقدير از شاعران كرد قدم‌هايي در حد توان برداريم.

روچنه

 

نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 20:28 توسط kd| |

عکس روز

نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:31 توسط kd| |
صوفي‌ كيست‌؟ تصوف‌ چيست‌؟

معناي‌ صوفي‌
دانشوران‌ بر سر مبدأ اشتقاق‌ كلمه‌ي‌ صوفي‌ قيل‌ و قال‌ بسيار مي‌كنند. ولي‌ نظر من‌ ابن‌ است‌ كه‌ درباره‌ي‌ مفهوم‌ دقيق‌ آن‌ دليلي‌ براي‌ جدال‌ وجود ندارد. اكنون‌ نظري‌ سريع‌ و اجمالي‌ به‌ كوششهاي‌ مختلفي‌ كه‌ علماي‌ لغت‌ و فرهنگ‌نويسان‌ در اين‌ باره‌ به‌ عمل‌ آورده‌اند مي‌افكنيم‌:
1. بعضي‌ مي‌گويند صوفيان‌ به‌ واسطه‌ي‌ پاكي‌ (صفا)ي‌ دلشان‌ و به‌ خاطر خلوص‌ عملشان‌ (آثار) ملقب‌ به‌ صوفي‌ شده‌اند. به‌ قول‌ بشر بن‌ حارث‌ «صوفي‌ آن‌ است‌ كه‌ دلش‌ نسبت‌ به‌ خدا بي‌ريا (با صفا) باشد». اما اگر بپذيريم‌ كه‌ كلمه‌ي‌ صفوي‌ از «صفا» مشتق‌ مي‌شود بايد صورت‌ درست‌ اين‌ كلمه‌ صفوي‌ باشد نه‌ صوفي‌!
2. گروه‌ ديگري‌ تصور مي‌كنند صوفيان‌ از اين‌ نظر صوفي‌ نام‌ گرفته‌اند كه‌ در حضور خداوند در مرتبه‌ي‌ (صف‌) اول‌ قرار دارند و اين‌ بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ سير آرمانهاي‌ ايشان‌ و حركت‌ قلبشان‌ و توقف‌ سر آنها به‌ سوي‌ اوست‌.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:22 توسط kd| |
منشاءِ تصوف‌ از كجاست‌؟

بدون‌ مقدمه‌ و به‌ سادگي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌: تصوف‌ و عرفان‌ در همه‌ي‌ اديان‌ و مذاهب‌ و حتي‌ مكاتب‌ فلسفي‌ كم‌ و بيش‌ وجود دارد. و پس‌ از اين‌ همه‌ تحقيقات‌ كه‌ درباره‌ي‌ پيداشدن‌ صوفي‌گري‌ و درويشي‌ و عرفان‌ انجام‌ شده‌، هنوز هيچ‌كس‌ نتوانسته‌ بگويد كه‌ منشأ اصلي‌ تصوف‌ اسلامي‌ و ايراني‌ چيست‌ و يا كجاست‌؟ اين‌ امر، به‌ چند دليل‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ كه‌ در ادامه‌ به‌ آن‌ مي‌پردازيم‌....


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:20 توسط kd| |

تصوف‌ و طريقه‌هاي‌ آن‌

 

به‌ نقل‌ از مورخين‌ پس‌ از سركوبي‌ خرم‌دينان‌، به‌ويژه‌ در منطقه‌ كردستان‌ و غرب‌، تصوف‌ بر بستر اعتقادي‌ كردان‌ به‌ قول‌ و فعل‌ مشايخ‌ و بزرگان‌ خود در ميان‌ آنها راه‌ يافت‌ و اكراد از سده‌ سوم‌ هجري‌ با تصوف‌ آشنا شدند.

صوفيان‌ دينور از شهرت‌ بسزايي‌ در سرزمين‌هاي‌ اسلامي‌ برخوردار بودند و از مشايخ‌ معروف‌ آنها در سده‌ سوم‌ هجري‌ «ممشاد دينوري‌» را مي‌توان‌ نام‌ برد. طريقت‌ «سهروردي‌» و موسس‌ طريقت‌ نوربخشيه‌، «سيدمحمد نوربخش‌» است‌. امروزه‌ در كردستان‌ دو طريقت‌ رواج‌ داردكه‌ مركزشان‌ در اورامان‌، مكري‌، سليمانيه‌، شمدينان‌، فرپوت‌ و... است‌. ......


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:18 توسط kd| |

تاریخچه تصوف

در اسلام درپایان قرن اول هجری از تصوف سخن گفته شده است حسن بصری ( 110-53 هجری )از صوفیان اولیه تصوف اسلامی است . در قرن دوم هجری – قمری درجهان اسلام گسترش یافت و د رقرن سوم ، مرحله جدیدی از سیر تکامل تصوف شروع شد . روحیه زهد و عرفان تعدیل یافت طرائق و مضامین و مراحل مختلف دیگری در آن به وجود آمد . تعدد طریقتهای آن باعث تسریع گسترش تصوف در سرزمینهای مختلف اسلامی شهر در ایران نیز طرائق مختلفی پدید آمد که درفاصله قرن ششم تا نهم قمری فرقه های مذهبی را تشکیل داده اند که د رجریانات تاریخی نیز موثر واقع شدند . فرقه های کبرویه ، سهروردیه ، نور بخشیه و صفویه و ... نمونه ای از این فرقه ها بودند ، درمیان این فرقه ها تنها فرقه ای که توانست تشکیل حکومت سیاسی – مذهبی دهد صفویه بود .
تصوف از دیر باز به صورت یکی از اشکال زندگی مذهبی وجود داشته است آنچه بسیار مهم است قوام یافتن تدریجی آن و رهبری برخی از حرکتهای مذهبی و سیاسی ادوار تاریخی و یا حداقل تاثیر در آن حرکتها بوده است خصیصه بارز اغلب این طرائق نفوذ در توده مردم بوده است آنان توانستند که در فاصله قرنهای ششم تا نهم هجری از نوعی وحدت مذهبی و اجتماعی سخن گویند بدین گونه حرکتهای مذهبی وسیاسی نضج می گیرد و برخی از طریقه ها علیه حکام وقت و ظلم وتعدی آنان به پا می خیزند شیوخ و خانقاه های آنان مدتها پناهگاه کسانی بودند که از تظلم دستگاه حاکمه به ستوه آمده بودند .


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:16 توسط kd| |

تصوف چيست؟

ابوسعيد ابوالخير گفت: تصوف دو چيز است، يك سو نگريستن و يكسان زيستن.

و گفت اين تصوف عزتي است در دل، و توانگري است در درويشي، و خداوندي است در بندگي، سيري است در گرسنگي، و پوشيدگي است در برهنگي، و آزادي است در بندگي، و زندگاني است در مرگ، و شيريني است در تلخي.

و در ميان مشايخ اين طايفه، اصلي بزرگ است كه اين طايفه همگي يكي باشند و يكي همه - ميان جمله صوفيان عالم ، هيچ مضادت و مباينت و خود دويي   نباشد، هر كه صوفي است، كه صوفي نماي بي معني در اين داخل نباشد. و اگر چه در صور الفاظ مشايخ از راه عبارت تفاوتي نمايد، معاني همه يكي باشد. چون از راه معني در نگري، چون همه يكي اند، همه دست ها يكي بـُوَد و همه نظرها يكي بود. .....


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 21:13 توسط kd| |

پاپ بر طبل جنگ مي‌كوبد

يادداشتي بر سخنان توهين آميز پاپ

 

روچنه

 

ماجرا از اين قرار است: " ژوزف راتزينگر" ملقب به " پاپ بنديكت شانزدهم" روز سه شنبه‌ي هفته‌ي گذشته (12سپتامبر) در سخناني با عنوان " ايمان،خرد و دانشگاه – خاطرات و واكنش‌ها" در دانشگاه رگنسبورگ آلمان مدعي شده است كه اسلام برخلاف مسيحيت كمتر از منطق پيروي مي‌كند. وي با اشاره به محتواي كتاب " امپراطوري بيزانس" و سخنان مانوئل دوم پلالوگوس امپراطور دوره‌ي بيزانس در قرن چهاردهم، با اعلام اين پرسش كه « به من نشان دهيد كه حضرت محمد (ص) چه چيز جديدي آورد؟» موارد موهني را به پيامبر گرامي و دين اسلام نسبت مي‌دهد و مفهوم جهاد در اسلام را به عنوان « گسترش دين با زور شمشير» زير سئوال برد.

اين اظهارات موجي از محكوميت و اعتراض را برانگيخته كه دامنه‌ي آن رو به گسترش است.

 

1)

با توجه به نقل اجمالي ماوقع سئوالاتي چند مطرح مي‌شود:

1- انگيزه‌ي پاپ از بيان اين سخنان چيست؟

2- پيامدهاي اين اظهارات چه مي‌تواند باشد؟

3- شيوه‌ي اعتراض به چنين اعمال توهين‌آميز بهتر است چگونه باشد؟

4-هدف نهايي از طراحي چنين سناريوهايي كه توهين به مقدسات مسلمانان و متعاقباً اعتراض و راهپيمايي مسلمانان در محكوم كردن آن، دو بخش ثابت و تكراري آن هستند چه مي‌تواند باشد؟

 

2)

هنوز چند ماهي از ماجراي كاريكاتورهاي توهين‌آميز به ساحت پيامبر اسلام نگذشته و اثرات شديد آن بر سياست، اقتصاد و فرهنگ كشورهاي درگير در اين ماجرا بخصوص دانمارك باقي است. كاريكاتورهايي كه وجه مشترك اساسي‌اي با سخنان اخير پاپ داشتند كه آن هم نسبت دادن خشونت و تروريسم به دين اسلام است. بي‌گمان پاپ بنديكت شانزدهم تشنجهايي كه به هنگام انتشار كاريكاتورها در جهان ايجاد شد، آن هم در وضعيتي كه طرف آغاز كننده‌ي ماجرا يك كاريكاتوريست بود، را از ياد نبرده است. اما اينبار شخص توهين‌كننده خود ايشان به عنوان رهبر مسيحيان كاتوليك جهان است و بي‌شك مسئوليت هرگونه تشنج و بحران و ايجاد وقفه و گسست در روند گفتگوي اديان و نيز مشروعيت بخشي به اقدامات تروريستي بر عليه مسلمانان بر عهده‌ي اوست و اين براي يك پاپ به عنوان يكي از بالاترين شخصيتهاي ديني جهان – در خوشبينانه‌ترين حالت – نشان از عدم صلاحيت و بي‌تجربگي دارد، هر چند پاپ كنوني قبل از اينكه به اين مسئوليت برسد چند بار اظهارات مشابهي را بيان كرده بود.

 

3)

 نكته‌ي مهم اينكه نمي‌توان پذيرفت كه پاپ از تأثير سخنان خود بر جهان اسلام بي‌اطلاع بوده ، چه اگر اينگونه باشد بايد در صلاحيت و آگاهي ايشان از موقعيت خويش ترديد كرد. در بررسي انگيزه‌ي پاپ از اظهار چنين سخناني مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

1- آگاهي نادرست از دين اسلام و زندگي پيامبر (ص): كه اين مي‌تواند هم به عدم مطالعه‌ي ايشان برگردد و هم بازتابي باشد از تأثير اعمال خشونت‌بار گروههاي تندرو به‌ظاهر اسلامي.

2-ايجاد آمادگي ذهني و همراهي افكار عمومي جهان مسيحت با هرگونه تحرك سياسي _ نظامي بر عليه جهان اسلام.

3- تهييج گروههاي تندرو مسلمان نما به انجام اعمال خشونت آميز بر عليه دنياي مسيحيت، كه در اين صورت ادعاها و سخنان پاپ در خصوص وجود خشونت در دين اسلام به واقعيت پيوسته و گروههاي تندرو با اين اعمال خود – همچون گذشته – سوخت ماشين‌هاي تبليغاتي و تسليحاتي غرب را به سهولت تأمين خواهند كرد.

 

4)

با اين اوصاف و عليرغم اعلام تأسف پاپ از سخنانش، تظاهرات و اعتراضات به شيوه‌اي بسيار احساسي ادامه دارد و مسلمانان جهان غافل از سلاح اصلي انديشه‌ي اسلامي با تظاهرات و اعلام محكوميت‌هاي صوري و تكراري به اين توهين‌ها واكنش نشان مي‌دهند.

نگارنده مخالف ابراز مخالفت و انزجار با روشهاي دموكراتيك نيست و اعتراض و تظاهرات مسالمت‌آميز را نفي نمي‌كند اما تأكيد مي‌كنم كه نبايد از دايره‌ي حكمت ،موعظه‌ي حسنه و جدال احسن خارج شد. شايسته است حال كه از جانب رهبر مسيحيان كاتوليك جهان چنين توهين‌هايي ابراز مي‌شود ، ايشان و هر انسان مدعي ديگر را به گفتگو و مناظره‌اي علمي دعوت كرد تا همگان را به اين اقرار واداشت كه دين اسلام ،دين سلامت و صلح و آرامش است، معجزه‌اش كتاب است و در همان كتاب بارها به پيامبرش تذكر داده كه وي مامور ابلاغ است و نبايد در پذيرش دين بر آنان سخت بگيرد و هيچ اجباري در پذيرش دين نيست. ديني است كه با اعتقاد به اصول گفتگوي اديان و احترام متفابل ، نام پيامبران ديگر را بر سوره‌هاي قرآنش نهاده تا به پيروانش بياموزد كه بايد پيروان ديگر پيامبران را نيز محترم بدارند و به انديشه و باور آنان توهين نكنند، حتي پا را فراتر نهاده و مؤمنان را از دشنام دادن بت‌هاي مشركان برحذر مي‌دارد.

 

5)

مكرر مي‌كنم كه برداشتهاي نادرست گروههاي تندرو از دين اسلام و اعمال خشونت‌بار ايشان اصلي‌ترين عامل ايجاد اين ذهنيت است كه خشونت و اسلام با هم مرتبط هستند و كشتار و خونريزي از روشهاي گسترش اسلام است. اينجاست كه بايد از سران اين گروههاي تندرو پرسيد كه اقدامات آنان تاكنون چه نفع و بهره‌اي براي اسلام داشته است؟ آيا جز اين است كه مردم را روزبه‌روز از برنامه‌ي حيات‌بخش و پيشرفته‌ي اسلام متنفر كرده‌است و بهانه‌ي هجوم همه‌جانبه‌ي دشمنان اسلام را فراهم آورده است؟ آيا وقت آن نرسيده كه در تفكر خود تجديد نظر كنند و با فهمي شايسته از آيات قرآن و  احاديث صحيح پيامبر (ص) خدمت به مردم را سرلوحه‌ي كار خود قرار دهند؟

 

6)

مفهوم جهاد و نيز ماجراي غزوات پيامبر(ص) و فتوحات صدر اسلام از مباحثي است كه فهم و دقت مطلوب همراه با دانش همه‌جانبه را مي‌طلبد تا با مبنا قراردادن آيات قرآن، زنگار جعل و تاريخ‌سازي را از چهر‌ه‌ي تاريخ و انديشه‌ي اسلامي زدوده و گوهر راستين اسلام و مردان تاريخ ساز صدر آن را هويدا سازد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 22:29 توسط kd| |
جنبش دانشجویی

نويسنده: شهریار زرشناس

ناشر: باشگاه اندیشه

ويراست اول: تیر 84

 

 

مجموعه حاضر قصد دارد به بررسي سير و تاريخچه جنبش دانشجويي قبل و بعد از انقلاب در ايران بپردازد. از سوي ديگر باتوجه به اينكه طرح اين مبحث بدون ارائه چشم‌اندازي هرچند مختصر از كليات و ويژگي‌هاي نظام آموزش عالي مدرن در غرب و نيز تاريخچه حضور آن در ايران، امري ناممكن و نارساست؛ از اين رو در آغاز بحث گزارشي از مختصات و ويژگي‌هاي اين نظام آموزشي در غرب و صورت وارداتي آن در ايران ارائه می­گردد.

 

 

 

 

اين مجموعه شامل سرفصل‌هاي زير مي‌باشد: 

- نظام آموزش عالي شبه‌مدرن و جنبش دانشجويي در ايران

- مروري كوتاه بر جنبش دانشجويي ايران

- بيان اجمالي ادوار جنبش دانشجويي ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي

- ويژگي‌هاي كل دوره­ی اول و دوم جنبش دانشجويي ايران

- ويژگي‌هاي عمومي دوره­ی دوم جنبش دانشجويي ايران 1313 - 1320

-  كودتاي 28 مرداد و ركود و انفعال موقت جنبش دانشجويي

- حماسه‌ي 15 خرداد و دهه‌ي سياه انقلاب سفيد

- ويژگي‌هاي جنبش دانشجويي در نيمه اول دهه پنجاه

- نقطه‌ي اوج دوره‌ي پنجم جنبش دانشجويي

 

(دريافت كتاب (اندازه فايل:  447 كيلوبايت

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 20:26 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 10:21 توسط kd| |

فروتنی در پيشگاه حقيقت دينی ؛ مروری بر انديشه های جان هيک          فروتنی در پيشگاه حقيقت دينی ؛ مروری بر انديشه های جان هيک
جان‌ هيك‌، بي‌ترديد از تاثيرگذارترين‌ و برجسته‌ترين‌ فيلسوفان‌ دين‌ در جهان‌ معاصر به‌ شمار مي‌آيد. هيك‌ با تاثيرپذيري‌ از انديشه‌هاي‌ فلسفي‌ كانت‌ تلاش‌ دارد تا از طريق‌ ايده‌ كثرت‌گرايي‌ ديني‌، مبنايي‌ براي‌ گفت‌وگو و همزيستي‌ اديان‌ پي‌ريزي‌ كند.
هيك‌ در 1922 در يوركشاير انگلستان‌ زاده‌ شد و نخستين‌ آموزش‌هاي‌ ديني‌ را در حلقه‌ كشيشان‌ پرسبيتري‌ فراگرفت‌. اگرچه‌ - آن‌ گونه‌ كه‌ خود وي‌ نقل‌ مي‌كند - در آغاز زندگي‌اش‌ به‌ رهيافتي‌ مطلق‌گرا از مسيحيت‌ گرايش‌ داشت‌، اقامت‌ در ادينبورگ‌ و ايجاد فرصت‌ پژوهش‌ و مطالعه‌ در فلسفه‌ دين‌ و ديدار با پيروان‌ اديان‌ ديگر در آن‌ سامان‌ و بعدها در "آكسفورد"، ذهنيت‌ وي‌ را تغيير داد. در اين‌ هنگام‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ درگرفته‌ بود و هيك‌ كه‌ به‌ واسطه‌ جنگ‌، درس‌ و بحث‌ را رها كرده‌ بود، به‌ جرگه‌ معترضان‌ اين‌ فاجعه‌ پيوست‌. او در سال‌ 1953 ميلادي‌ رسما به‌ كسوت‌ كشيشان‌ پرسبيتري‌ درآمد. سپس ‌، به‌ سمت‌ استادي‌ در امريكا منصوب‌ شد ؛ نخست‌ در دانشگاه‌ "كورنل‌" و سپس‌ در مدرسه‌ "پرينستون‌". در همين‌ مدرسه‌ بود كه‌ انديشه‌هاي‌ كثرت‌گرايانه‌ ديني‌ و الهيات‌ آزادمنشانه‌ وي‌ موجي‌ از مناقشه‌ها و بحثها را برانگيخت‌.
هيك‌ مدت‌ پانزده‌ سال‌ كرسي‌ فلسفه‌ دين‌ در دانشگاه‌ "بيرمنگام‌" انگليس‌ را در دست‌ داشت‌. او در اين‌ زمان‌ چه‌ به‌ لحاظ‌ دانشگاهي‌ و چه‌ از نظر ارتباطات‌ محلي‌ و اجتماعي‌ تاثير بسزايي‌ بر پيرامون‌ خود گذاشت‌. وي‌ تاكنون‌ سخنراني‌هاي‌ زيادي‌ در سطح‌ جهان‌ انجام‌ داده‌ و كتاب‌ها و مقالات‌ بي‌شماري‌ در باب‌ فلسفه‌ دين‌، كثرت‌گرايي‌ ديني‌، معناي‌ حيات‌، گفت‌وگوي‌ اديان‌، اخلاق‌ جهاني‌، رهايي‌ و رستگاري‌ و... نگاشته‌ است‌.
جان‌ هيك‌ به‌ نثري‌ روان‌، روشن‌ و درعين‌ حال‌ استوار مي‌نويسد. او هم‌اينك‌ عضو "مؤسسه‌ پژوهش‌هاي‌ پيشرفته‌ در هنر و علوم‌ اجتماعي‌" در دانشگاه‌ بيرمنگام‌ است‌.

فلسفه‌ اديان‌ و كثرت‌گرايي‌ ديني‌

جان‌ هيك‌، شاخص ترين‌ نظريه‌پرداز كثرت‌گرايي‌ ديني‌ و بسترساز گفت‌وگوي‌ ميان‌ اديان‌ در غرب‌ بوده‌ است‌. مشاهده‌ و بررسي‌ سير زندگاني‌ او نشان‌ از تحول‌ ژرف‌ اعتقادي‌ و دروني‌ وي‌ همگام‌ با گسترش‌ نظريه‌ها و انديشه‌هايش‌ مي‌دهد. بدين‌ معنا كه‌ او نخستين‌ گام‌ اساسي‌ را در نقد تفسيرهاي‌ انحصارگرايانه‌ ديني‌ از اعتقادات‌ مسيحي‌ برداشت‌. هيك‌ كه‌ در آغاز زندگي‌ - به‌ تعبير خودش‌ - يك‌ مسيحي‌ از نوع‌ انجيلي‌ و بنيادگرا بود و به‌ تبع‌ آن‌، حقانيت‌ را تنها از آن‌ مسيحيت‌ مي‌دانست‌، بعدها چنان‌ دستخوش‌ تغيير شد كه‌ از آن‌ به‌ نوگروي‌ ديني‌ به‌ مسيحيت‌ نام‌ مي‌برند...( ادامه)

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 22:0 توسط kd| |

د.خداوند نامهاي‌ بي‌شماري‌ دارد، انتشارات‌ ماكسيميليان‌، لندن‌، 1980

هيك‌ در اين‌ كتاب‌ به‌ بحث‌ درباره‌ كثرت‌گرايي‌ ديني‌ مي‌پردازد. به‌ نظر وي‌ نگرش‌ كثرت‌گرايانه‌ با حسي‌ توام‌ با احترام‌ ژرف‌ با اديان‌ ديگر مواجه‌ مي‌شود. او در اين‌ كتاب‌ به‌ بررسي‌ مجدد دكترين‌ تجسد در مسيحيت‌ روي‌ مي‌آورد. هيك‌ در اين‌ كتاب‌ مدعي‌ مي‌شود كه‌ ارتباط‌ حقيقي‌ با خداوند از طريق‌ سنتهاي‌ ديني‌ مختلف‌ شكل‌ مي‌گيرد و در نهايت‌ هر ديني‌ راهي‌ به‌ سوي‌ آن‌ حقيقت‌ متعالي‌ است‌.

2. شر و خداي‌ عشق‌. انتشارات‌ پالگرا و مك‌ ميلان‌، 1985

اين‌ كتاب‌ مروري‌ بر نظريه‌ تئوديسه‌ (دفاع‌ از خير و قدرت‌ مطلق‌ خداوند با توجه‌ به‌ وجود شر) در غرب‌، يعني‌ از زمان‌ سقراط‌ تا سده‌ بيستم‌ است‌. هيك‌ به‌ نقد آراي‌ سنت‌ اگوستين‌ مبني‌ بر توهم‌ وجود شر و سپس‌ به‌ بيان‌ انديشه‌هاي‌ ايرنئوس‌ مي‌پردازد. از نظر ايرنئوس‌ وضعيت‌ آغازين‌ انسان‌ در بهشت‌ حاكي‌ از يك‌ تماميت‌ كودكانه‌ بوده‌ تا يك‌ تماميت‌ كامل‌. بنابراين‌ طبق‌ نظريه‌ ايرنئوس‌ انسان‌ پس‌ از هبوط‌ وضعيت‌ بهتري‌ نسبت‌ به‌ انسان‌ ساكن‌ در بهشت‌ داشته‌ است‌. بي‌شك‌ اين‌ نكته‌ مخالف‌ با انديشه‌هاي‌ رايج‌ مسيحي‌ است‌.

3. خوانش‌هاي‌ كلاسيك‌ و معاصر در فلسفه‌ دين‌، چاپ‌ سوم‌، 1989

هيك‌ در اين‌ كتاب‌ به‌ مطالعه‌ و پژوهش‌ در آراي‌ انديشمندان‌ و فيلسوفان‌ كلاسيك‌ و معاصر در باب‌ دين‌ مي‌پردازدد...(ادامه)

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 21:50 توسط kd| |

دنیای وارونه

هر بار اون آدمی رو می بینم که وارونه توی آب ایستاده

همونجا می ایستم و شروع می کنم به خندیدن(هر چندکه نباید دیگران را مسخره کنم )

براین که شاید توی دنیای دیگه

توی یک شهر دیگه

شاید اون درست ایستاده و من وارونه ام!!!

(شل استاین)

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 19:18 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 0:7 توسط kd| |

عکس روز

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 1:9 توسط kd| |
رازي كه در گوش خلق نگفت
صد سال ناديدن مسئوليت شهروند
مسعود بهنود

در اوايل دهه‌ي چهل، پنجاه و اندي از جنبش مشروطه گذشته، در باشگاه معلمان تهران [مهرگان]، در زماني كه تلويزيون نبود و نه اينترنت، با آگهي كوچكي در روزنامه‌ي اطلاعات، عده‌ي زيادي گرد آمده بودند تا از زبان سيد‌حسنتقي‌زاده از مشروطيت بشنوند. تقي‌زاده فرتوت شده بود و ديگر فرصت و خيال نوشتن تاريخ مستقلي درباره‌ي مشروطيت نداشت، اما از گفتن درباره‌ي آن خسته نمي‌شد. شيريني كلامش شنونده را بر سر شوق شنيدن مي‌آورد. بعد هر جلسه، دو سه سؤال هم مطرح مي‌شد و تقي‌زاده جواب مي‌گفت. در پاسخ يكي از اين سؤال‌ها بود كه شنوندگان شنيدند گفت؛ مليحه نگذاشت. سكوتي حكم‌فرما بود. حاضران مي‌پرسيدند كدام مليحه نگذاشت مشروطه چنان كه بايد به بر نشيند؟

سخنران با تجربه، با خونسردي تمام گفت: مليحه نگفتم. و با سكوتي اضافه كرد: گفتم مديحه. ‌ ‌

پس به‌سخن افتاد. گفت: وقتي مشروطه شد، به‌خيال آن افتاديم كه حل شد همه مشكل ما. چون كه تمام مشكل را در تغيير قدرت مي‌ديديم؛ و هيچ‌كس ما را نگفت كه بايد خود را نيز تغيير دهيم. همه‌ي خيالمان اين بود كه قدرت را كوتاه‌كنيم، قدرت شاه را و هيچ به انديشه‌ي قامت خود نبوديم كه آن را هم بالا بريم.

پيرِ سال و ماه گفت: "مديحه نگذاشت." و تا جمله‌ي خود را معنا كند، افزود: منورالفكرها كه ما بوديم، خودمان نمي‌دانستيم تا به مردم هم بگوييم. پس همه‌ي دعوايمان با محمدعلي شاه بود. تغيير خودمان را از ياد برديم و از اين‌رو بود كه ....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 1:4 توسط kd| |
حق و تكليفِ‌ شركت در انتخابات
دکتر يوسف مولايي

يوسف مولايي داراي دكتراي حقوق بين الملل از دانشگاه لوون بلژيك و عضو انجمن مطالعات سازمان ملل است . او وكالت اميرانتضام و تعدادي از دانشجويان بازداشت شده را برعهده داشته و مقالات بسياري از جمله جهان مشمولي حقوق بشر و حق توسعه، تفسير ماده 4 معاهده NPT ، تحريم هاي نظامي در بحران و … را براي نشريات به رشته تحرير در آورده است.

 

اشاره : حقوق‌بشر و حقوق شهروندي در ادبيات عاميانه مترادف هم به‌كار گرفته مي‌شوند. از ديدگاه عموم، حقوق‌بشر و حقوق شهروندي ناظر به مجموعه‌اي از قواعد اصولي حقوقي است كه براي انسان در مقابل تعرضات دولت (حكومت) چتر حمايتي مي‌گشايد. از اين‌رو هر دو را از يك خانواده و جنس تلقي‌كرده و آثار حقوقي واحدي را بر هر دو بار مي‌كنند. هرچند حقوق‌بشر و حقوق شهروندي مشتركات زيادي با هم دارند، با اين وجود به‌لحاظ مباني منابع عملكرد، تاريخ تولد و پروسه‌ي تكاملي، اختلافات زيادي بين اين‌دو وجود دارد، تا آن‌جا‌كه مرزبندي بين اين دو اصطلاح را به هر بحثي تحميل مي‌كند. ‌ ‌

در چارچوب اين يادداشت با پرداختن به امر انتخابات تلاش خواهم‌كرد تا مرزبندي اين‌دو اصطلاح را آشكاركنم.

* * *

اصطلاح شهروند در قرن هفدهم وارد ادبيات حقوقي و سياسي شد. تحولات تاريخي ناشي از مبارزات اجتماعي مردم اروپا براي كسب حقوق برابر و رفع تبعيض و الغاي سنت‌هاي دوران فئوداليته موجب تولد اين اصطلاح در قرن هفدهم شد. در جامعه‌ي طبقاتي اروپا كه روحانيان، اشراف، شاه‌زادگان نجيب، فئودال‌ها و شواليه‌ها، تيول‌داران داراي عناوين و القاب بودند كه آنان را جزو طبقات ممتاز قرار داده و به‌كارگيري آن در مناسبات اجتماعي با نوعي تحقير ساير اقشار و افراد جامعه همراه بود، تحقيرزدايي از مناسبات اجتماعي بخشي از مطالبات جنبش مدني مردم اروپا در قرن هفدهم بود. اين اصطلاح كه بر بستر مبارزات مدني و سياسي مردم اروپا پرورش يافت در انقلاب كبير فرانسه به بخشي از نظام ارزشي قرن هجدهم ارتقا يافت تا آن‌جا كه انقلابيون فرانسه اعلاميه‌ي 26 اوت سال 1789 را باعنوان اعلاميه‌ي حقوق‌بشر و شهروند صادر نمودند. اين اعلاميه كه به‌عنوان ديباچه‌ي قانون‌اساسي 1791 فرانسه مورد قبول واقع شد، چنين آغازمي‌شود: "نمايندگان مردم فرانسه كه در مجلس ملي گردهم آمده‌اند با اين‌باور كه......


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:57 توسط kd| |
حقوق شهروندي؛ مسؤوليت مشترك دولت–ملت
كامبيز نوروزي

حقوق شهروندي از واژگاني است كه به‌تازگي به ادبيات سياسي و اجتماعي و حقوقي ايران وارد شده و به‌همين سبب نيز ناشناخته و مبهم است، همچنان‌كه واژه‌ي "حقوق‌بشر" به‌عنوان مفهوم گسترده‌تر "حقوق شهروندي" نيز، به‌رغم همه‌ي تكرار و تبليغي كه براي آن مي‌شود، در ايران به تعمق و تدقيق مورد مطالعه و ادراك قرار نگرفته است.حقوق شهروندي، بيش از هر چيز راجع به حقوقي است كه هر فرد به‌عنوان تابع يك دولت از آن برخوردار است. مصاديق حقوق شهروندي بسيار زياد است و از حق برخورداري از مسكن و آموزش و بهداشت مناسب شروع شده و تا حقوقي از قبيل حق دادرسي عادلانه ادامه مي‌يابد. اين‌كه اموري مانند حق آزادي بيان، حق آزادي مطبوعات، حق آزادي انتخاب‌شدن و انتخاب‌كردن را بايد در شمار حقوق شهروندي دانست يا اين‌كه، اين حقوق جنبه‌ي عمومي‌تري داشته و در همان مفهوم حقوق‌بشر قرار مي‌گيرند، مورد اختلاف است.بنا به تصور غالب در ايران، در تحقق و نقض حقوق شهروندي، دولت عامل اصلي است. در اين تلقي، اگر حقوق، ازجمله حقوق شهروندي، در جامعه محقق شده است، بايد آن‌را ناشي از ....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:53 توسط kd| |
حق شهروندي و حق بشري
دكتر محمد شريف

چه‌گونه مي‌توان تمامي انسان‌ها را به پذيرش مفهوم يكساني از حقوق بشر سوق داد؟ اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر چنين داعيه‌اي دارد. اين سند بر آن است كه حداقلي از حقوق را تعريف‌كند كه انتساب عنوان بشر به يك موجود، مستلزم برخورداري اين پديده از آن‌ها باشد. تلاش تمامي انسان‌دوستان و فعالان حقوق بشر نيز در راستاي تعميم حقوق مندرج در اين اعلاميه به تمامي مصاديق عنوان فوق يعني "بشر" است. با اين‌حال اگر با اين‌نكته موافق باشيم كه "هر جا جامعه‌‌اي هست، حقوق هم هست"، به‌ناچار بايد اين نتيجه را نيز بپذيريم كه حقوق به‌مثابه قاعده‌ي رفتار اجتماعي، مولود جامعه و براي ساماندهي آن است. پس اگر جوامع بشري از عام‌ترين قواعد حقوقي برداشت‌هاي ناهمگوني داشته باشند و برخي از آن‌ها با برداشت‌عام فوق از حقوق مندرج در اعلاميه‌ناسازگار باشند، چون نظام‌هاي حقوقي، مولودِ رايج‌ترين اراده‌ي اعضاي جامعه‌اي ويژه است، به‌ناچار بايد آن جامعه‌اي را مُحَقق قلمداد‌كنيم كه قاعده‌اي براي رفتار مألوف اعضا وضع‌كند كه......


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:50 توسط kd| |
شهروندي؛ از حقوق تا مسئوليت
دکتر پرويز پيران

 طرح مسأله– حكايت واقع
رابطه‌ي ساكنان يا مردماني كه در سرزميني روز به شب مي‌آورند، با حكومتي كه بر آن سرزمين حكم مي‌راند، از پگاه شكل‌گيري الگوهاي حكومت‌كردن، همواره موضوعي دلكش، پيچيده و پرفراز و نشيب و گاه دل‌آزار بوده است. اين موضوع در قالب سه مفهوم به‌هم پيوسته قابل طرح است. اولين مفهوم نمايندگي‌كردن (‌Representation)، دومي حساس‌بودن (‌Responsiveness) و بالاخره سومي پاسخ‌گويي (‌Accountability) است. هر سه مفهوم، امروزه اجزاي مفهوم "اداره‌كردن مردمي" است (‌Governance) كه به حكمراني ترجمه شده است (پيران، 8 :1379.) در پس هر سه مفهوم، همان رابطه‌اي نهفته است كه در آغاز مورد اشاره قرارگرفت. نمايندگي‌كردن، ناظر بر اين حقيقت است كه حكومت در هر سرزميني بايد نماينده و برگزيده‌ي ساكنان آن سرزمين باشد. حساس‌بودن، گوياي حقيقي ديگر است و آن اين‌كه حكومتي كه در هر سرزمين شكل گرفته است، بايد به مصالح و مسايل آن سرزمين و نيازها و رنج‌هاي مردمان آن سرزمين حساس باشد و بالاخره سومين مفهوم بر اين حقيقت استوار است كه.....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:46 توسط kd| |
 كدام حق؟ كدام مسؤوليت؟

پريسا كاكايي

از كوچه–پس‌كوچه‌هاي شهر كه مي‌گذري، ساختمان‌هاي خاكستري سر به فلك كشيده و بي‌قواره، با نقش‌هاي بي‌نقش، درست زماني كه روز تمام شده و تاريكي شب همه‌جا سرك مي‌كشد، آدم را به‌ياد شهر لندنِ داستان‌هاي چارلز ديكنز مي‌اندازد؛ با همان هويت اما از نوع امروزي. ماشين‌هاي درهم و برهم با رانندگاني كه معلوم نيست از كدام قانون تبعيت مي‌كنند، اتوبان‌هاي عريض با پل‌هاي عابر پياده دور از دسترس، كه ترجيح مي‌دهي توانايي‌ات را در دو و ميداني و پرش از مانع بسنجي و زندگي‌ات را كف دستت بگيري، فقط براي اين‌كه اين اندك فاصله را طي‌كني تا به خانه‌ات برسي. وقتي هم سعي مي‌كني از خط عابر پياده رد شوي، موتورسواري با سرعت به‌طرفت مي‌آيد و با يك فحش آبدار درست از جلوي نوك كفشت رد مي‌شود، آن‌قدر نزديك كه با خودت فكر مي‌كني، شايد خود مرگ فحاشي مي‌كرد. گاهي داستان به همين‌جا هم ختم نمي‌شود و مجبوري با جسم و رواني خسته از كار، براي خريدي مختصر سر قيمت‌هاي دل‌بخواهي فروشندگان، با آن‌ها چانه بزني، يا به مغازه‌دار محل بگويي موتورت را از پياده‌رو بردار كه.......


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:31 توسط kd| |
فایل ویژه :

11سپتامبر

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 0:1 توسط kd| |

گزارش حجتيه

جلد اول

تهيه و تنظيم: گروه تاليف باشگاه انديشه

ناشر: باشگاه انديشه

ویراست اول، پاییز 1384

 

 

چكيده:

 

انجمن حجتيه به عنوان يكي از تشكل هاي مذهبي با داعيه مبارزه با بهايي گرايي و ايجاد زمينه براي ظهور حضرت وليعصر توسط شيخ محمود حلبي در سال 1335 هجري شمسي تاسيس گرديد.

 

اين انجمن به علت مواضعي كه در مقابل انقلاب اسلامي گرفت با برخورد امام خميني در سال 1362 به ظاهر اعلام انحلال كرد اما به نظر مي رسد فعاليت اين حزب در قالب جريان و تفكر حجتيه كماكان ادامه يافته و با شكل گيري فضاي جديد با فرمي تازه به عضو گيري و فعاليت مي پردازد.

 

نظر به بازطرح و گسترش تفكر حجتيه در جامعه، مجموعه حاضر برآن است تا به جمع آوري تاريخچه و نظرات طرح شده درباره و پيرامون اين جريان و تفكر بپردازد. مجموعه حاضر به عنوان جلد اول اين تلاش تقديم خوانندگان مي گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

-----------------------------------------------------

● دينداري در چنبره ي جمود/ تاملي در تاريخچه ي انجمن حجتيه

● 60 سال فراز و نشيب، روايتي تازه از انجمن حجتيه/ فتاح غلامي

● انجمن حجتيه در بستر زمان/ گفت و گو با طاهر احمدزاده

● گذشته و حال «انجمن حجتيه»/ گفت و گو با عباس سليمي نمين

● بازشناسي مباني فكري انجمن حجتيه/ مرتضي فيروزآبادي

● انجمن حجتيه و ولايت فقيه/ تاج الدین محرابی

● روايت ديگري از انجمن حجتيه

● مدعيان مهدويت، القاعده ايران/ فتاح غلامی

 (دريافت كتاب (اندازه فايل:  814 كيلوبايت

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:5 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه

ائتلاف فتح و حماسرفاقت ما احتياج به اين حرف‌ها ندارد

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:15 توسط kd| |

 

12- اگر در ادبیات جدید و یک جریان وسیع از فلسفه‌ی جدید زمینه‌ی تفاهم مشترکى وجود داشته باشد که باید کشفش کنیم در همین جاست. آنچه فیلسوفان، و حتّا فیلسوفانى که در سنّت آفاقى گرایى قوام یافته اند، مدام بر آن تأکید ورزیده اند فقدان آن دسته از راه حلّ هاى یگانه و تصمیمهاى یگانه در امور عملى است که معرفتى گرایى خام وجود آنها را پیشبینى کرده است. این فیلسوفان، از این طریق، مبناى نظرى فراهم آورده اند براى چیزى که نویسندگان جدید (حتّا نویسندگان جدیدى که به خدا ایمان داشته اند). کمابیش، به عنوان خلائى در تجربه‌ی ما [آدمیان] از درک ارزش، احساس کرده اند، و، بیش از اینکه از آن به عنوان کثرت و فروکاهش ناپذیرى متقابل خیرات یاد کنند، آن را با تعبیر نیاز به هدف یا معنا یا کانون سامانبخشى که خود ما به زندگى میدهیم به بیان آورده اند. ذهن فقط پذیرنده نیست؛ فرافکننده هم هست...(ادامه)

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 18:58 توسط kd| |
 

 بخش نخست

 

8- این نکته، حتّا اگر مایه‌ی نومیدى کسانى باشد که پنداشته اند که نظریه پرداز ارزش، به مَدَدِ فرااخلاق، میتواند یکراست به سوى موضع بیطرفى تمام عیار گام بردارد، ما را در جهت صحیح بازسازى نظریه‌ی غیر معرفتى قرار میدهد. در واقع، چهارچوبى که من پیش نهاده ام او را کاملاً قادر میسازد که جان کلام خود را طرح کند. و این کار را لااقلّ به دو شیوه‌ی متمایز میتواند انجام دهد. شیوه‌ی اوّل این چهارچوب را میپذیرد و شیوه‌ی دوم عملاً مستلزم این چهارچوب است.

در شیوه‌ی اوّل میتواند از زبان اشخاص مورد بررسى خود استفاده کند امّااندکى سختگیرانه تر از عموم آنان بیندیشد ( کما اینکه اخلاق پردازانى مانند کسى مثل سوئیفت33 یا آریستوفانس34 سختگیرانه تر از عموم مى اندیشند، یا هر نظریه پرداز اخلاقى چه بسا سختگیرانه تر بیندیشد) و، با این کار، بکوشد تا آنان را به نگریستن به خود وا دارد؛ و چه بسا موجب شود که آنان مشغله ها و علائق خود را به شیوه هایى نامعهود ببینند...(ادامه)

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 18:56 توسط kd| |
 

حقیقت، جَعْل، و معناى زندگى 1

هیچ کس، براى دست یازیدن به یک کار، به امید نیاز ندارد؛ و هیچ کس نیز به یمْنِ پشتکار کامیاب نمی‌شود.

                                                                                                              «ویلیام خاموش1 »

 

بقای ِ ابدى، پس از مرگ، از تحقّق بخشیدن به هدفى که این بقاء همیشه براى آن هدف در نظر گرفته شده یکسره ناتوان است. و گرنه آیا رازى با بقای ِ همیشگى ِ من گشوده می‌شود؟ آیا این حیات ابدى به اندازه‌ی زندگى کنونى ما راز نیست؟

                                                                                                               «ویتگنشتاین 2 »

 

1- حتّا اکنون، در عصرى که چندان مستعدّ راز آشنایى نیست، هستند کسانى که می‌پرسند: معناى زندگى چیست؟ و بسیارى از آنان این فرض ساده‌ی صغیر فلسفی را دارند که، در این زمینه، چیزى هست که میتوان و باید شناخت. (میتوان گفت که اینان، در باب این نوع پرسش، معرفتى گرایند3.) و بیشتر همین کسان این فرضِ به همان اندازه نسنجیده را نیز دارند که کلِّ موضوعِ معنای زندگى مستلزم پاسخى مثبت به این پرسش است که: ...(ادامه)

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 18:54 توسط kd| |

   ناجی 

 

آن طرف:

صدایش مثل آهنگ خش داری به سختی ازگلویش بیرون می زد: احد، احد

سنگینی سنگ، رمقی برایش نمی گذاشت، نمی دانم از درد شلاق می نالید یا سنگ یا درد انسان بودن!؟

آفتاب بیرحمانه حمله می کرد، شلاق ناجوانمردانه بدن سیاهش را می آزرد و سنگ، وای بر آن سنگ... شاید امروز خجل باشد.!

و او ناله می کرد...در عمق درد دوباره شهادت می داد به یکتایی خدایش و به حق رسول  بودن پیامبرش.

نقطه ی اوج.

منجی آمد و بهای آزادیش را پرداخت. منجی.منجی. منجی. منجی .منجی.

نقطه ی رستگاری.

این طرف:

 انسانی زیر سنگ سنگین ناجوانمردی، زیر آفتاب داغ ، یوغ بر پا تا مرز مه آلود "رستگاری" لرزان و افتان گام می نهد... و انتظار...انتظار آمدن منجی.

سراسر این راه تنها امید آمدنش او را توان ادامه می داد.

 و گاه ترررررررررردید!

بارها از خود پرسیده که بهای آزادی من چیست؟

آیا منجی یادش خواهد ماند که آن را بپردازد؟

                                                                    هه ساره

نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 11:2 توسط kd| |
     سرویس خبری روچنه

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 17:3 توسط kd| |

                      عکس روز

                                       " خودکشی"

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:49 توسط kd| |
نیچه و نیهیلیسم پسامدرن(1)

سخنرانی شهریار زرشناس

ابتدا ذکر مقدمه­ای در خصوص تاریخ تفکر مدرن غربی ضروری است. ما از رنسانس به بعد، سه مرجع اصلي را می­توانیم از هم تمییز بدهیم که هر یک نقشی تاریخی در تکوین تفکر مدرن غربی و تمدن جدید داشتند. اول دکارت است. او مبانی فلسفی و مابعدالطبیعی و معرفت شناسی فلسفه اومانیستی را تبیین و حتی تدوین و فرموله کرد.

دكارت مظهر دوران تکوینی تمدن غربی است. با دکارت استارت اندیشه اومانیستی زده شد. اگر بخواهیم به تاریخ تمدن غرب نگاه کنيم و آن را به ادواری تقسیم کنیم، سه دورة متفاوت دیده می­شود که نیهیلیسم پسامدرن در متن این سه دوره دیده می­شود.

1. دوران تکویني 2. دوران بسط و شکوفایی اندیشه غربی که تقریباً از سال 1600م تا 1750 یا 1800 میلادی است كه مصادف است با عصر روشنگری. کانت برجسته­ترین فیلسوف اين دوره است. البته اندیشه اومانیستی در ماکیاول هم بود که سال 1527 میلادی درگذشت. ولي دکارت به عنوان مظهر و شاخص آن محسوب مي‌شود...(ادامه)


نیچه و نیهیلیسم پسامدرن(2)

 

سخنرانی شهریار زرشناس

آیا نیچه فیلسوفی ناامید و مأیوس است؟ نیچه در عین اینکه نیست‌انگاری را متبلور کرده، اما به نظر می‌رسد که می­کوشد راهی برای رهایی از این نیست انگاری پیدا کند. نيچه راه رهایی را در کتاب «حکمت شادان» بیان می­کند. او معتقد است با نحوی از اهداء روح دیونیزوسی در غرب، شاید بتوان از این نیست انگاری رها شد. اگر عنصر اصلي تکیة او به روح دیونیزوسی را مورد توجه قرار دهیم، آنگاه مفهوم گنگ «ابرمرد» نیچه برای ما آشکار می­شود.

نیچه گاهي از «ابرمرد» طوری سخن می­گوید که گویی او تجسم این نیست انگاری است و گاهي به گونه‌اي صحبت می­کند که گویی او نشانه عبور از نیست انگاری یا دوران مابعد نیست انگاری است. اگر به این نکته توجه کنيم که او در صحبت از مرگ غرب مدرن، در عین حال معتقد است که اگر ارزش­های دیونیزوسی احیا شوند امکان عبور از نیست انگاری وجود دارد، می­توان رابطه پنهان بین اندیشه دیونیزوسی و ابرمرد او را بهتر درک کرد...(ادامه)

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:43 توسط kd| |
فایده ی نیهیلیسم

تو خونه جزوه الکترو مغناطیس دستمه و روی مبل دارم فصل مگنتواستاتیک می خونم. فصل که تموم می شه به خاطر خستگی می خوام همونجا یه کم دراز بکشم. چشمم رو که روی هم می ذارم توی یه حالتی بین خواب وبیداری می رم. افکار مختلف و بی ربط به مغزم هجوم می آرن. همینطوری پشت سر هم و بدون امان: «وقتت داره می گذره»، «سه هفته بیشتر وقت نداری»، «این از الکترومغناطیس که هیچی بلد نیستی»، «الکترونیک هم تقویت کننده های توان رو نمی دونی»، «سیگنال تازه بحث فوریه رو خوندی»، «ریاضی که کلا رو هوایی»، «مدار تمام مسائل رو غلط حل می کنی»، «کنترل خطی رو چرا بی خیال شدی؟». دیگه سرم جا نداره. ولی این افکار ول کن نیستن. هنوز یکی نیومده اون یکی از راه می رسه. کاملا احساس می کنم که جمع شدم و روی مبل تو خودم مچاله شدم. اگه وضعیت من رو با یه آمپر می شد نشون داد، الآن اون آمپره در حال رد کردن ناحیه زرد و وارد شدن به منطقه قرمزه. قدرت اینکه از این حالت خواب و بیداری در بیام رو ندارم. نه می تونم برم یه قدم بزنم...(ادامه)

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:37 توسط kd| |
اندیشه های نیچه  

ترانه جوانبخت

نیچه در کتابش فراسوی نیک و بد مطرح می کند که باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد. او حقیقت گرایی مطلق افلاطون را زیر سئوال می برد و جستجوی خیر و حقیقت مطلق را باطل می داند. وی می گوید که برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. نیچه می گوید که باید در تضادهای دوگانه شک کرد. نیز می گوید از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است...(ادامه)

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:33 توسط kd| |

نیچه ؛ هایدگر و مارکس: پیشگامان پست مدرن

 نیچه؛ هایدگر و مارکس که از پیشگامان پست مدرنیسم به شمار می روند هر کدام به ابعاد نیهیلیستی مدرنیته اشاره کرده اند. ذر مقاله «پست مدرن ها از کجا آمده اند؟» به بسط این ایده ها در نزد متفکران پست مدرن پرداخته خواهد شد.

نیهیلیسم را مى توان جریان مسلط فلسفى قرن بیستم دانست. دراین مکتب، نوعى «برابرى ارزشى» وجوددارد و تمامى ارزش ها در یک سطح قرارمى گیرند. دراین برابرى ارزش هم سطح سازى جهان ارزش ها به چشم مى خورد و «هستى» نیز تبدیل به یک ارزش مى شود.
هایدگر شرح مى دهد که چگونه تبدیل «هستى» به یک ارزش از افلاطون آغاز گشته و در نیچه به اوج خود مى رسد. به عبارت دیگر در نیهیلیسم، متعالى ترین پدیده ها از اعتبار و ارزش تهى مى شود. پیدایش و گسترش هرمنوتیک نشانى از نیهیلیسم است. براین اساس همه چیز قابل تعبیر و تفسیر است. به عبارت دیگر چیزى درونى وجودندارد که انسان را موظف به احترام گذاردن آن نماید. جهان درواقع همان بى نهایت تفسیر از جهان است و هیچکدام از این تفاسیر بر دیگرى برترى ندارد. ما درواقع در اینها با تعابیر منکرها مواجه هستیم. انقلاب علمى و تکنولوژیکى نیز درایجاد این تعابیر مؤثر بوده است. در چنین وضعیتى «اومانیسم» که به معناى محورقراردادن انسان است اعتبار خود را ازدست مى دهد و انسان همانند پدیده هاى دیگر قابلیت تفسیرهاى متعدد پیدامى کند...(ادامه)

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:27 توسط kd| |
نیهیلیسم مثبت

نيچه در نقد خود از سنتها و ارزشها به نفی اعتبارها و پوچی نهادهای به ظاهر مقبول و معتبر ميگرايد. شمس نيز چنين است. به عقيده شمس در جايی که سراسر ادراک ما را حجاب فرا گرفته است معرفت راستين و حقيقت تمام مجالی برای ظهور نميابند.

جوهر و درونمايه «نهيليسم شمس» اين است: نفی بنيادی جامعه ای بيمار، روابطی نادرست و نااستوار و معيارهايی پريشان و رياکار!

نهيليسم شمس خودخواهانه نيست. کينه توزانه نيست. تباهيگرانه نيست. بلکه غمخوارانه است. در جهان شمس نه بر مرده، بلکه بر زنده بايد گريست.

بياييد از زبان خود شمس به اين موضوع نگاه کنيم:...(ادامه)

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:18 توسط kd| |
«این ترشروی ترین همة میهمانان» را که بر درگاه ایستاده است, خوشامد می باید گفت.»

نیهیلیسم مثبت و یا ریشه ای نیچه:نیهلیسم نیچه از نیهیلیسم معاصرانش ریشه ای تر است. نیچه با نیهیلیست های روسی در این که جهان یکسره خالی از ارزش هاست اختلاف نظر ندارد, ولی ایمان آن ها به علم را بی اساس و نشان ضعف آن ها می داند.به نظر نیچه, علم مجموعه ای از حقایق یا روشی برای کشف حقایق نیست,بلکه مجموعه ای است از قراردادهای مفید که مثل افسانه های مخلوق ذهن انسان است و هیچ پایه ای در واقعیت ندارد. علم مانند دین, اخلاق و هنر تجلی ای از خواست قدرت است, و خواست قدرت خود به نوبه چیزی نیست جز نیاز انسان به تحمیل کردن نظم به واقعیتی که در جوهرش آشوب و بی نظمی محض است. علم نیز مانند دین, اخلاق و هنر, کوششی است برای شکل دادن به جهان و تبدیل کردن آن به چیزی درک پذیر برای ذهن انسان.علم بیانگر حقیقت نیست, زیرا حقیقتی موجود نیست که بیان شدنی باشد.هدف علم نه یافتن حقیقت به خاطر حقیقت, بلکه چیرگی بر طبیعت است...(ادامه)

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:16 توسط kd| |
بازرگان در بوته نقد

نویسنده: محمدرضا خاكى قراملكى

ناشر: باشگاه اندیشه

ویراست اول، پاییز 1384

 

سيرى انتقادى در مبانى انديشه هاى دينى بازرگان

 

چکیده

در بررسى تاريخ تحولات معاصر ايران و در سرفصل روشنفکری دینی به چهره هایی برمی خوریم که نقش و جلوه ی بیشتری نسبت به دیگران دارند. مهندس بازرگان به عنوان یکی از این چهره ها همواره مورد توجه قشر تحصیل کرده و دانشگاهی ما بوده است که افکار و رویکردهای وی هنوز مدنظر برخی از روشنفکران جامعه ی ما قرار دارد.

مقصد اصلی کتاب حاضر بررسی و تتبع در آراء و ديدگاه هاى كلامى و انديشه هاى دينى مهندس بازرگان می باشد که جهت نیل به آن، متدهاى دين شناسى وى را مورد تفحص قرار داده است تا به زعم نویسنده بتوان، بر اساس متد حاكم به داورى و قضاوت انديشه هاى كلامى مطرح شده وى در حوزه نظرى و عملى دين نشست.

از نظر نویسنده ی کتاب، رويكرد جديدى كه بازرگان، در حوزه مباحث دينى و ارائه نقطه نظرات دينى پرداخته، يك رويكرد تجددگرايانه است.

به زعم نویسنده ی کتاب محورهای اساسی اندیشه ی مدرن همچون پوزیتیویسم، علم گرایی، اومانیسم، عقل گرایی و ... به خوبی در تفسیرها و برداشت های مهندس بازرگان از دین مشاهده می شود و این کتاب می کوشد با ارائه ی آدرس هایی از آثار او و بررسی آن ها دیدگاه خود را به اثبات برساند و سپس از این زاویه به نقد بازرگان بپردازد.

 

 

 

فهرست مطالب

-----------------------------------------------------------

● تبيين ضرورت بحث

 

● متدلوژى دين شناسى مهندس بازرگان

 

● مبانى نظرى

 

1. پوزيتيويسم (تحصل گرايى)

نقد و ارزيابى

1 - 1. نگاه پوزيتيويستى در خداشناسى

2 - 1. نگاه پوزيتيويستى به نبوت

نقد و ارزيابى

 

2. سيانتيسم (علم گرايى) (25)

1 - 2. علم زدگى در ضروريات دين

2 - 2. علم زدگى و احكام شرعى

3 - 2. علم زدگى در موضوعات طبيعى قرآن

 

3. راسيوناليسم (عقل گرايى) (52)

رويكرد به عقل تجربى

 

4. اومانيسم (انسان گرايى) (1)

1. رويكرد كلامى و دينى به اومانيسم

2. رويكرد اجتماعى و سياسى

 

5. مبانى معرفت شناختى پوزيتيويستى

 

6. مبانى هستی شناسى پوزيتيويستى

1. مرز حيات و ممات

2. جهان سه عنصرى

نقد و ارزيابى

 

7. مبانى انسان شناختى پوزيتيويستى

 

8. مبانى نگاه فلسفى و كلامى

 

● پی نوشت ها

 

در یافت کتاب (۵۸۲ کیلو بایت)

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 18:13 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 0:16 توسط kd| |
            

 برگزیده ای از عکس های روز روچنه

  

   

   

  

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 0:30 توسط kd| |

برای یکسال با هم بودن

 

کودکی که ضجه می زند...مادری که به خاک خفته...پرچمی که چهارپاره می شود...قدسی که به حریم حرمتش خیانت می شود...و شهری که سرخ است...من از شب می نویسم.

از ابتدای معصومیت کودکی که حیرت و پاکی نگاهش هزار ستون گیج دنیا را به لرزه در می آورد، تا نگاه پر از اژدهای دیکتاتوری که در دادگاه زمان نشسته، انگار هنوز به "آدم" می خندد.

من از مظلوم، از ظلم، از خون، از انفال ، از فقر، از بمب و تفنگ می نویسم.

مثل فروغ: "من از نهایت شب حرف می زنم".

و چه سخت است ترسیم تاریکی و چه حزن آلود مجسم کردن رنج، رنج انسان بودن و انسان زیستن.

من، توو ما با درد آشناییم.

بگذار از دریچه بگوییم، دریچه ای که به بالا باز می شود ، به آسمان، به ملکوت.

از خنده ی کودکی بگوییم که می خندد و مادری که امید می پروراند، از پرچمی که تا ابد به اهتزاز در می آید.

بگذار از روز بگوییم...

از نگاه شاد کودکی که آنطرف مردمکانش بهشت پیداست.

از پاکان بگوییم، از سرو صفتان، از سازندگی و دل زندگی.

از انسانی بگوییم که آزاد است و سرزمینی که آزاد است و از شادزیستن در آزادی و درک مفهوم آزادی و لمس آن...بگذار از آزادی بگوییم.

آری همه آرزوی ما گفتن از نوربود و "می خواستیم به جای اینکه از تاریکی بنالیم چراغی برافروزیم". و درک این حقیقت بالاتر که خدا نور آسمان ها و زمین است.

ای مهربان :

ای کاش اینجا توان دریچه شدن و روزنه(روچنه) شدن را داشته باشد.

"دریچه ای که از آن" با هم "به ازدحام کوچه ی خوشبخت" بنگریم.

                                                                        روچنه

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 11:39 توسط kd| |

يكسال با روچنه

WWW.ROCHNA.BLOGFA.COM

 

تعداد مقالات : ۴۴۰

 

تعداد خبرها: ۱۶۵۵

 

تعداد عكسهاي روز: ۷۶

 

 تعداد بروزرسانی :۸۵ بار

 

تعداد بازديدكنندگان:۸۷۵۷

 

پر بيننده ترين روز: ۱۰۵ بازديد (۲۷/۵/۱۳۸۵ )


 

 

.: نظرسنجی وبلاگ روچنه :. }
 
نظر شما در مورد وبلاگ ؟
عالي ( 69رای، 61%)
خوب ( 29رای، 25%)
متوسط ( 11رای، 9%)

ضعيف ( 3رای، 2%)


 نمودار ترافیک سایت در ساعات مختلف

 

آمار بازديد در ساعات مختلف

ساعت

تعداد بازديد

درصد

12 ق.ظ

492

7.3%
01 ق.ظ

326

4.8%
02 ق.ظ

202

3%
03 ق.ظ

87

1.2%
04 ق.ظ

67

0.9%
05 ق.ظ

83

1.2%
06 ق.ظ

117

1.7%
07 ق.ظ

101

1.5%
08 ق.ظ

137

2%
09 ق.ظ

252

3.7%
10 ق.ظ

365

5.4%
11 ق.ظ

364

5.4%
12 ب.ظ

277

4.1%
01 ب.ظ

243

3.6%
02 ب.ظ

235

3.5%
03 ب.ظ

229

3.4%
04 ب.ظ

398

5.9%
05 ب.ظ

407

6%
06 ب.ظ

316

4.7%
07 ب.ظ

349

5.2%
08 ب.ظ

299

4.4%
09 ب.ظ

302

4.5%
10 ب.ظ

431

6.4%
11 ب.ظ

622

9.2%

 

 

 


مکان بازديد كننده ها

 

1.

Asia

84.5 %

2.

Europe

10.2 %

3.

North-America

3.1 %

4.

Africa

0.8 %

5.

Australia

0.4 %

 

Unknown

1.0 %

 

Total

100.0 %

 

 

1.

Iran

81.7 %

2.

Sweden

2.1 %

3.

United States

2.0 %

4.

Germany

1.5 %

5.

United Kingdom

1.3 %

6.

United Arab Emirates

1.1 %

7.

Canada

1.1 %

8.

Czech Republic

1.1 %

9.

Norway

0.8 %

10.

Netherlands, The

0.7 %

11.

Saudi Arabia

0.6 %

12.

Finland

0.5 %

13.

Denmark

0.4 %

14.

Australia

0.4 %

15.

Egypt

0.3 %

16.

Switzerland

0.3 %

17.

Italy

0.3 %

18.

Turkey

0.2 %

19.

France

0.2 %

20.

Qatar

0.2 %

21.

Luxembourg

0.2 %

22.

Algeria

0.2 %

23.

Morocco

0.1 %

24.

Hong Kong S.A.R.

0.1 %

25.

Greece

0.1 %

 

Unknown

1.0 %

 

The rest

1.3 %

 

Total

100.0 %

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 10:44 توسط kd| |