فکری - فرهنگی - سیاسی - اجتماعی - خبری
از : استاد ناصر پورپیرار اسلام و شمشير (۱) بيشترين کوشش دشمنان اسلام در کار پيوند دادن انديشهی اسلامی با کارآيی تيغهی شمشير گذشته است. ابزار دست اين دشمنان حيله گر و در موارد بيشتری دوستان سهلانگار و آسانگير، توسل به آيه های «قتال» در قرآن عظيم است که عمدتا در سوره ی بقره ديده میشود.اينک در گمان و بيان بسياری از غيرمسلمانان و نيز مسلمانانی که داستانهای رسوخ اسلام بهجهان از مسير شمشيرکشیهای سرباز مسلمان عرب را پذيرفته اند، اسلام دين خونريزی، مکافاتدهی، دست بری، گردن زنی، رجم و تخريب جاهلانهی فرهنگ ماقبل خويش شناخته میشود! در اين ميان، با حيرت بسيار، ناسيوناليسم عرب در القاء چنين باوری به جهان، از همه حريص تر است. آن ها که در حال حاضر از ظهور تزهای جديد تاريخی برای شرق ميانه هراسان شده اند و مثلا بدون امپراتوری ساسانيان ديگر قادر به تکرار افسانههای فتوح قادسيه و جلولاء و نهاوند نيستند و شمشير فرضیشان را از کار افتاده می بينند...(ادامه)
اسلام و شمشیر (۲) گرفتاری های جاری زندگی، که وبال گردن همه ی ماست، کار توان فرسای تالیف تک نفره ی بدون یاور، آن هم در زمینه ای چنین بی پیشینه، دشمنی های رنگ رنگ ناجوانمردانه، که به شرح نمی آید، اداره ی دشوار یک مرکز فرهنگی بی رونق و رمق و مورد غضب دستگاه های رسمی، و بسیاری از بی توازنی های روزانه، که حاصل کار شکنی های این و آن است، تا اندازه ای که در محضر قاضی دادگستری و در ساده ترین تظلم متعارف نیز، به عیان می بینی که قصد انتقام کشی و تلافی دارد و همان نام تو او را به قساوت و حق کشی هدایت می کند، و بی عنایتی های بسیار، که پیوسته و مفتخرا حاصل و نصیب مستقیم و مسلم و معتاد سرایندگان نوای نواندیشی بوده است، و نیز ظرافت و حساسیت های بی حد ، که منزلت ورود به آموزه های قرآنی می طلبد، مرا واداشت تا این بحث و بررسی بسیار روشنگر در موضوع پیراستن اسلام از ابزار شمشیر را به تاخیر اندازم و اینک گرچه هنوز آمادگی ضرور و مناسب را در دنبال کردن اين مبحث دامنه دار در خود نمی بینم، اما از آن که دو پیامی در طلب ادامه ی مطلب گرفته ام، باری با پوزش از تاخیر به اختصار اجابت می کنم. (ادامه)
اسلام و شمشیر (۳) زمان ترک تعارفات فرا رسیده و بر صاحبان خرد فرض است تا شجاعانه، ستیزه ی آشکار با بی هویتی فرهنگی موجود و نبرد با ترتیبات و تنظیمات پوچ و بی پایه ای را، که اینک به باورهای ملی در زمینه هایی متنوع بدل شده، آغاز کنند و بی هراس از این همه مبتلا و مشغول به تکرار و تبلیغ و تلقین مطالبی موهوم درباره ی هویت و هستی و دین و دارایی تاریخی ما، با درک و دریافت عمیق از واقعیاتی، که از هنگام آغشته شدن به معجون جعلیات دانشگاه های کنیسه و کلیسایی غرب، مسخ و مذاب شده، با کوشندگانی همراه شوند که به صورت سپاهیانی منفرد و یا در مجموعه هایی کم شمار، به میدان جنگ با دروغ نویسی های مورخین، باستان شناسان، مراکز ایران شناسی کثیف و کهنه شیادانی عازم اند که صد سال است در فضا و فرصتی بلا منازع، علیه هستی و هویت مردم ما و علیه فرهنگ قرآنی مسلمین، عربده می کشند، دستگاه های رسمی و ملی و تبلیغاتی و رسانه ای کشور را تا هم امروز در اختیار دارند، کف بر لب، علیه این سپاه تازه رزم، با تمام توان به میدان آمده اند و بنا بر رسم و سنت دشمنان حقیقت، در این هجوم جدید و برای ایجاد ارعاب فرهنگی، بی شرمانه فقط بر حجم دروغ پردازی های خود افزوده اند! (ادامه)
اسلام و شمشیر (۴) در قرآن فصیح و کبیر، چند انحنای عبور نشده ی لفظی وجود دارد که حکمت استقرار آن ها هنوز بر مسلمان و غیر مسلمان آشکار نیست و در راس آن ها حروف مقطعه، همچون «کهیعص»، «ن»، «ص»، «الم»، «یس» و غیره قرار می گیرد که علی رغم انبوه کنجکاوانی که به آن توجه کرده اند و به دنبال گشایش قصد کاربرد آن بوده اند، تاکنون کسی به رمز این غمزه در بیان الهی پی نبرده و ادراک مقصود از نصب این نشانه های منفرد و مرکب از حروف، بر مدخل ۲۹ سوره از قرآن، با وجود انبوهی از گمانه ها، تاکنون میسر نبوده است. بررسی این انحناهای لفظی قرآن، به بحث ما در موضوع «اسلام و شمشیر»، بسیار مدد خواهد رساند.انحنای دوم، در تعداد نسبتا قابل اعتنایی از کلمات و ترکیبات عربی آمده در قرآن است، که تا امروز معنای محکم آن بر کسی معلوم نیست و غالبا بر این الفاظ، تصورات و تعیین هایی قرار داده اند که نه فقط نزد مترجمین و مفسرین به وحدت نمی رسد، بل و مهم تر این که توضیحات ارائه شده در باب این گونه گزینه ها، موجب و مورد یقین کسی نیست، اما در مقاطعی منجر به انحراف توجه خواننده از اشارات روشن قرآن و یا برداشت نادرست از این یا آن آیه می شود. اگر بخواهم تنها از ساده ترین آن ها مثال آورم، به شماره کثیر است، پس در این جا به چند نمونه بسنده می کنم: (ادامه)
اسلام و شمشیر (۵) مقصود از عرضه ی مقدمات قبل، این بود تا معلوم شود که قرآن، در زمره ی مهجور و محبوس ترین متونی است که در میان مسلمانان و معتقدان ایران، صرفا برای تبرک و تظاهر، در مراسم خانوادگی و رسمی و اداری، به سفره و تاقچه و میز کار و قفسه ی کتابی سپرده می شود و از آن که زبان قرآن، از نظر زبدگان ما نیز، متعلق به عرب متجاوز و دشمن خوست، که گویا با بر باد دادن تمدن دروغین ایران باستان، با زور و تزویر، ما را به پذیرفتن اسلام مجبور کرده و از آن که دانستن زبان دشمن هم، موجب بی اعتباری روشن فکری کند ذهن کنونی است، پس درک کننده ی مستقیم و درست و بی واسطه ی متن قرآن، در اقلیم ایران و میان اقوام غیر عرب زبان، چندان به ندرت یافت می شود که می توان گفت هیچ نداریم و نمی شناسیم و این نکته آن جا علامت گذاری و عیان می شود، که با نمونه های عرضه شده در یادداشت های قبل و آن چه از این پس خواهد آمد، می بینیم مترجمینی که قرآن را، به نیاز لایه ای از عامی ترین مردم، به فهم و زبان فارسی زبانان تغییر شکل و محتوا داده اند، خود از آیه های قرآن، غالبا درک درستی نداشته اند: (ادامه)
اسلام و شمشیر (۶) پس ملاک ما در شناخت همه چیز اسلام، از جمله جنگ های آغازین آن و به خصوص ستیزه هایی که در آن ها شمشیر را به دست مبارک پیامبر رحمت و واسطه ی ابلاغ آیات الهی می سپارند، قرآن است و بس. زیرا که گفته ام زمان بیان شرح های موجود و مکتوب بر حوادث صدر اسلام، لااقل ۳۰۰ سال از بروز آن ها دورتر است و نه تنها این شروح، در غالب موارد، قابل اعتنای عقل و مورد تایید قرآن نیستند، بل شخص این شرح آوران را هم نمی شناسیم، از تعلقات قومی و دینی و پذیرش ها و دل بستگی های آنان بی خبریم، چنان که نمی دانیم آن کتاب های کهنه را، که به نام این و آن، و غالبا در سده ی اخیر، در موضوع فرهنگ و تاریخ و رخ دادهای نخستین دهه های ابلاغ و انتشار و اقتدار اسلام، به ما قالب زده اند، در واقع امر، کدام کس و چه زمانی نوشته است، زیرا که از رویت اصل تقریبا تمامی آن ها بی نصیب و گویی ناگزیر بوده ایم هر تدارک و تبلیغ و تمهیدی را که به ما انتقال داده اند، بدون هیچ اما و اگری بپذیریم. در عرصه ی فرهنگ سخت گیر آدمی، این تبعیت مطلق و محض از مطالبی، که سطری ردیه بر آن ها ننگاشته اند و ندیده ایم، جز گوش به فرمانی مزدورانه و حساب شده ی روشن فکری قرن اخیر ایران، تعبیر نمی شود! (ادامه)
اسلام و شمشیر (۷) واقعیات بس آموزنده و سازنده ی دین مبین اسلام، که تنها و تنها در کتاب مجید قرآن مستتر و مسطور است، در انبوه تبلیغات و تعقیدات و تقلیدات و تظاهرات و رسومات پنهان مانده و دینی که به راستی نخستین و آخرین بیان کامل الهی در هدایت آدمی است و با چنان صراحت و سادگی اجزاء هستی را تبیین و مسیر رهایی را تعیین می کند که جان های جورکشیده و جویا را به اندک تعمق و تاملی مشتاق و شیفته کرده، به تبعیت وا می دارد، در انبوهی خرده کاری های آیینی از جلوه ی جهانی باز مانده است، در حالی که می توان به صراحت و بی ذره ای تردید مدعی شد آن کس که دینی را جز اسلام گزیده، از آن است که هنوز قرآن را نخوانده و مستقیم و بدون واسطه با آن متن متین و الهی آشنا نیست.اینک در دنبال مبحث «اسلام و شمشیر» و به عنوان مقدمه ای ضرور برای مقال و مقوله ای که به دنبال خواهد آمد، و درست مرتبط با موضوع غزوات و سیره و رفتار پیامبر بزرگوار، چنان که در منابع کنونی ثبت است، می خواهم مطالبی را عنوان و عرضه کنم که به گمانم با چنین منظری کس بدان ورود نکرده و اساسی ترین مطلب اسلام، یعنی باب نبوت و رسالت آن تنها به اجمال و ابهام و تعارف و چراغانی برگزار شده است. (ادامه)
اسلام و شمشیر (۸) به راستی که قرآن پاکیزه، قطعی ترین و قانع کننده ترین سند شناخت تاریخ صدر اسلام، در زمان حیات پیامبر گرامی است و از میان آیات آن برداشت از گردش های عمده ی تاریخی و اجتماعی و سیاسی و عقیدتی در سال های نخست دعوت، تا رحلت پیامبر گرامی، به سهولت میسر است. با نهایت افسوس جهان اسلام و روشنفکر و مولف مسلمان، در هیچ زمان، به ویژه در سده های اخیر، قرآن را به عنوان سند تاریخی نکاویده و در این باب رجوع به چند تالیف آشکارا مشکوک و معیوب و مجعول را، حتی بدون بازخوانی انتقادی، بسنده دیده، مشتی عناوین مکتوب ظاهرا کهن، با نام سیره و مغازی پیامبر و نیز تشریح فتوحات خراب کارانه و خون ریزانه ی مسلمین نخستین و انتساب مجموعه ای از برادر کشی و مقام پرستی های متعدد در میان آغاز کنندگان و مجریان مدیریت اسلامی و سران و برگزیدگان این دین سلامت و امنیت را، پس از وفات پیامبر اکرم، بدون انکار و بدون درخواست مستند و مدرک مطمئن، پذیرفته و کم ترین حاصل آن تفرقه های فرقوی موجود و دشمنی لاعلاجی است که موجب پریشانی عظیم کنونی در میان صفوف مسلمین و بروز چنان عداوت بی دلیل و پر خشونتی است، که متعصبین و منحرفین هر فرقه، حتی نماز گزاران فرقه ی دیگر را، در محراب عبادت الهی، پاره پاره می کنند!!! (ادامه) مجموعه مقالاتی از محسن کدیور جمهوریت در ایران پس از بیست و هفت سال در ميان روزهاى ملى اين كشور مظلوم ترين روز ۱۲ فروردين است كه اخيراً قرار شده تعطيلى آن را حذف كنند.» او سپس با انتقاد از كسانى كه در بيانات رسمى خود از جمهورى اسلامى ياد نمى كنند، اينگونه سخن گفتن را شبهه ناك ارزيابى كرد.كديور سپس به سئوال مطرح در جامعه اشاره كرد: «چرا در اين شش ماهه ايران تبديل به كشور امام زمان شده است، چرا اين همه از مهدويت گفته مى شود، چه ارتباطى ميان اين حكومت و ميان اعتقادى به نام مهدويت است.» او گفت: ما با يك فرآيند تقديس گرايى در طول تاريخ مان مواجه بوده ايم. در اين چندساله و به خصوص در اين چندماهه روند اين تقديس گرايى بسيار قوى تر و برجسته تر از گذشته شده است. كديور اين روند را مختص به چندماهه اخير ندانست.(ادامه)
پرسش و پاسخ درباره حقوق بشر و روشنفکری دينی کی از تقسیمات رایج احکام شرعی در فقه سنتی تقسیم احکام به احکام تأسیسی واحکام امضايی است. احکام تأسیسی احکام ابتکاری شارع است که قبلاً سابقه نداشته است. احکام امضايی احکامی هستند که قبل از اسلام سابقه داشته و عیناً یا با اصلاحاتی از سوی شارع پذیرفته شده است. این احکام از آن رو امضا شدهاند که مطابق با سیرهي عقلا بودهاند. واضح است که اعتبار حکم امضايی داير مدار اعتبار ملاک جعل آن (مطابقت با سیرهي عقلا) است. تلقی غالب در فقه سنتی از سیرهي عقلا ثبوت و دوام و ابدیت بوده است. به این معنی که عرف یا سیره عقلايی از آن رو که برخاسته از جنبهي عقلايی آدمی است در شرايط مختلف زمانی و مکانی دستخوش تغییر نمیشود و همواره ثابت باقی میماند. (ادامه)
بازخوانی امامت در پرتو نهضت حسینی قصد من دراين مقال، بيان مسائل معرفتی اسلام حسینی است نه مصائبي كه به طور معمول رايج است و همه در اين ايّام انتظار شنيدن آنرا دارند. اجازه دهيد در اين سخن به جاي " ذكر مصائب " به " ذكر مسائل " بپردازيم؛ چرا كه در نحوهي مواجهه ی شیعیان با مسئله ي كربلا و عاشورا مصيبتي بزرگتر از مصيبتي كه براي امام حسين در كربلا واقع شد، اتفاق افتاده است. به نظر مي رسد نياز ما به مسائل معرفتي در اين زمينه بيشتر از مسائل احساسي و عاطفي باشد. جامعه و مجالس مذهبی ما آكنده از مباحث احساسي و عاطفي شده است كه چه بسا در جاي خود مفيد باشند؛ امّا ... (ادامه)
بازخوانی اسلام حسینی نكته ی سوم. بعد از دين خواهی و حضور دين در عرصه ی عمومي: اسلام حسيني، اسلام سياسي است. اين را در این زمان تأكيد ميكنم. صرفاً اينگونه نبود كه از طريق جامعه ی مدني پيش برود، و به دولت كاري نداشته باشم؛ دقيقاً كاري كه حسين بن علي انجام ميدهد اینست که نسبت به دولت حساسيت نشان مي دهد. چه كسي زمامدار است؟ چه كسي رهبر است؟ چگونه رهبري ميكند؟ چگونه جامعه را اداره ميكند؟ مسلمان حسيني كسي است كه نسبت به رأس هرم قدرت از خود حساسيت نشان مي دهد؛ او به دولت و حکومت كار دارد. بنابراين خطاب به آنها كه ... (ادامه)
تشیع حسینی بحث امروز من تشيع حسيني است و به دنبال پاسخگويي به يك سوال هستم كه در چه امر يا اموري بايد به امام حسين اقتدا كنيم.امام حسين جمله مشهوري دارند " و لکم فی اسوه" كه در خطبه معروف خويش در حضور لشكر حر ارائه شده است كه در من براي شما مقتدا، اسوه و الگو است. سوالي كه براي ما مطرح مي شود اين است که در چه امري حسين بن علي براي ما اسوه است؟ در چه امري مي بايد به او اقتدا كرد؟ بحث اقتدا يا الگوبرداري زماني مطرح مي شود كه سنخيتي بين اسوه و بين پيرو وجود داشته باشد و امكان اقتدا و تاسي موجود باشد. (ادامه) نيمنگاهي به سالي كه گذشت / حزب ملت ايران ماه اسفند فرا ميرسد، ضمن شادباش نوروز، بياختيار ياد مصدق بزرگ در خاطرهها جان تازه ميگيرد. با درود بر او كه بهراستي روبندهي بساط چپاولگَران و آموزگار رهايي بود. سال پرتنش 84 به روزهاي پاياني خود ميرسد، سالي كه در سرنوشت ميهنمان ايران بسيار اثرگذار بوده و خواهدبود. از آغاز اينسال بسياري از دستاندركاران كشور در حاكميت و نيروهاي گوناگون، تصاحب كرسي رياستجمهوري در انتخابات نهمين دوره را در اولويت فعاليتهاي خود قراردادند و در حقيقت برنامهريزيها تمامي به سمتوسويي بود كه مردم بههرصورت به پاي صندوقهاي راي كشاندهشوند... ( ادامه)
ايران در سالي كه گذشت / جبهه ملي ايران سال 1384 زير سايهي سنگين انتخابات رياست جمهوري آغاز شد. در حاليكه حزبها و سازمانهاي سياسي مستقل كماكان از حق فعاليت محروم نگاهداشته شده بودند، از ميان چندين هزار نفر (!) نامزد رياست جمهوري، چند نفر دستچين شده از جناح راست و راست افراطي حاكميت، تبليغات رنگارنگ و پرهزينهاي را با شعارهاي غالبا سطحي يا غيرعملي، به منظور بهصحنه كشاندن مردم بي اعتناآغاز كردند. موضع گيريهاي ناشيانه در بارهي سياست و ادارهي داخلي كشور و قولهاي انجام نشدني، محور اصلي مبارزهي انتخاباتي نامزدها را تشكيل مي داد. (ادامه)
وعدهها و تهديدها / سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي مهمترين موضوعي كه در يكسال گذشته جريانات سياسي، مسؤولان و دستاندركاران را بهخود مشغول داشت، انتخابات نهمين دورهي رياستجمهوري بود. مقدمات اين انتخابات با شور و هيجان نسبي در سطح ملي فراهمشد. اما نتيجهي اولين مرحلهي اين انتخابات براي بسياري از ناظران و تحليلگران دور از انتظار بود. گويي مقدمات بهظاهر دموكراتيك، براي اين نتيجهگيري تدارك شده بود. در اين مرحله، دخالت سازمانيافتهي تشكيلات سراسري، با استفاده از امكانات برخي نهادها بهسود نامزدي كه تا روزهاي آخر در تمام نظرسنجيهاي سراسري نفر آخر يا ماقبل آخر بود، وي را بهمرحلهي دوم كشاند. (ادامه)
عملكرد سال 1384 و پيشبيني برنامهي سال 1385 / نهضت آزادي ايران منظور از اين بيانيه، گزارشي از عملكرد نهضت آزادي ايران در سال 1384 و پيشبيني فعاليتها و عملكرد آن در سال نو است. نخست فرارسيدن نوروز خجسته و سال نو را به هموطنان عزيز تبريك ميگوييم و از خداوند هدايت، ياري، اميد، تلاش و توكل در راه حقيقت، آزادي و عدالت براي مردم شريف ايران درخواست ميكنيم. همچنين، خداوند حكيم و رحيم را سپاسگزاريم كه به ما توفيق داد تا در شرايط پيچيده و آشفتهي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و اخلاقي جامعه و فشارها، تضييقات، محروميتها و محدوديتها، يك سال ديگر به تلاش و فعاليت در راه اصلاح و آزادي ادامه دهيم. (ادامه)
سالگذشته ، سال پيشرو از نگاه فعالان چپ / هژیر پلاسچی سال 1384 رو به غروب ميرود. حالا برگهاي سوختهي تقويم يك سال، يك زندگي را كه مرور ميكنيم، پر است از روزهايي كه پس از آن "از سر اتفاق زندهايم هنوز." پر است از خندههاي شاد و چشمهاي سرخ از گريه. پر است از دلهرههاي زودگذر و التهاب اضطراب. سال 1384 هم مانند همهي اين سالها پس پشت ذهن ما مانده و آفتاب فردا در برابر چشمهايمان دست بهكار دميدن است. در میان دستانمان تنهایی را دار زدیم و آغاز این زندگی پرواز بود. چشم همه آنان بدون استثنا به سمت سارا خيره ميشود كه روسري سرش كرده است و اگر سارا ميخواست، به اين نگاهها توجهي كند، نميتوانست به پوشش خود ادامه دهد. در بين كاركنان، فقط او باحجاب است. حجاب، پوششي است كه مو، گوش و گردن زنان مسلمان را پوشيده نگه ميدارد. تناقض عجيبي بين سارا و اعضاي خانوادهاش كه روبهروي مسجد بدون حجاب منتظرند، وجود دارد...(ادامه) مسا له ی زنان در گفتمان نوگرای اسلامی هبة رئوف عزت عرصهی جبههگیری مهرانگيزکار * حدود 27 سال است که مردم ايران از تنش در روابط ايران و امريکا صدمه می بينند، اما دزدان مرتبط با کانونهای قدرت از آن بهره مند می شوند. حدود 27 سال است نهاد های حکومتی در ايران انواع محدوديت های اقتصادی، سياسی، فرهنگی و اجتماعی را به مردم تحميل می کنند و به اين بهانه که مبارزه با استکبار جهانی ادامه دارد به توجيه خشونت های دولتی می پردازند. سالهاست عوامل واسطه و دلال که بازار سياه را در سطح جهانی می چرخانند به دولت ايران کمک می رسانند تا کالاهای مورد نياز خود را خريداری کند و کالا های مورد نظر خود را بفروشد. در مواردی از عوامل واسطه اسلحه و ابزار صنعتی به قيمت گزاف خريداری شده و در مواردی نفت ايران به صورت غير متعارف، وسط دريا به قيمت نازل به آنها فروخته شده است.ارتباط دولت ايران با عوامل و گردانندگان بازار سياه جهانی بعد از اعلام رسمی تحريم اقتصادی ايران از سوی امريکا بيشتر شد و بر درجات فساد اقتصادی افزود. نمی توان در ريشه يابی وضعيت نابسامان مردم ايران و فساد اقتصادی حاکم بر امور، جنگ هشت ساله با عراق را ناديده گرفت. جنگی که نه تنها نيروی انسانی با ارزشی صرف آن شد، بلکه به دزدان فرصت داد تا از آب گل آلود ماهی بگيرند و نيازمندی های کشور را بهانه ای برای چپاول درآمد ملی قرار دهند. البته سوء مديريت مديران در وقوع جنگ وطولانی شدن آن مؤثر بوده است، اما کيست که نداند دولت های غربی همواره صدام حسين را در دوران جنگ با ايران و تجاوز به حريم جغرافيايی آن به ديدۀ اغماض نگريسته اند. اينک بحران در روابط ايران و امريکا بالا گرفته و عموم ايرانيان را به فکر واداشته است. جمعی دخالت بی قيد و شرط امريکا را چارۀ کار می دانند و معتقدند بدون مداخلۀ امريکا ايرانيان از عهدۀ تغيير وضعيت سياسی موجود بر نمی آيند. جمعی ديگر که دخالت را نمی پسندند و صدمات آن را پيش بينی می کنند از ارائه راه حل عاجز به نظر می رسند بخصوص که می دانند در ارکان حکومتی دو کشور افراطيون طی سالها در برابر مذاکرات مستقيم ايران و امريکا سنگ انداخته اند. سياست نگاه به شرق ايران بر نگرانی ها افزوده است. مردم ايران به اين سياست به ديدۀ ترديد می نگرند...(ادامه) مسألهای بهنام قومیتها/ گفت وگوی "ایران ما"بامجید تولّایی، كورش زعیم و عباس عبدی- جامعهی ما بهلحاظ سه عنصر قوم، زبان و مذهب قابل تفكیك است كه جدیترین آن مذهب است؛ بهاین مفهوم كه واقعی است و چندان ربطی هم به دموكراسی ندارد ساختار جامعهی ما حساسیت زیادی به قومیت و زبان ندارد. در مسألهی نژاد، ما فقط كمی با تركمنها آنهم در حدّ خیلیخیلیكم تفاوت داریم. میان ما و سایر قومیتها مرز چندانی وجود ندارد. اما در میان همهی متغیرها مسألهی مذهب فوقالعاده جدی است. چنانكه گفتم مسألهی تبعیض اهمیت دارد، اما نكتهی بسیار مهم این است كه مثلاً كسی كه مذهب اهل سنت دارد و كُرد نیز هست، كُردبودن خود را نادیده نمیگیرد. او تلاش میكند دو واقعیت را در خودش جمعكند و به آن هویتبخشی كند. با اینحال اگر دقتكنیم، متوجه میشویم كُرد شیعه در تهران هیچ احساس بیگانگی با دیگران نمیكند؛ یا مثلاً در مورد آذریها باید گفت كه ما بهطور مستمر در ساختار قدرت مسألهی ترك و فارس نداشتهایم. امروز میبینیم كه مخالفان جدی گرایشهای پان تركیسم از میان خود تركها هستند. در میان عربهای خوزستان نیز همینگونه است. بر کسی پوشيده نيست که در جوامع در حال توسعه امکان دسترسی عموم مردم بهرسانههای نوشتاری (مکتوب) کمتر از کشورهای توسعهيافته است و عامهی مردم اصولاً چندان رغبتی بهمطالعه نشان نمیدهند و کلاً فرهنگ کتابخوانی و خريد روزنامه و نشريه نيز هنوز همهگير و جزو عادات روانهی مردم نشده است. از اينرو پرداختن بهجايگاه و کارکرد رسانههای گروهی و بهخصوص بررسی نقش و مسئوليت رسانههای فراگيری چون راديو و تلويزيون که اغلب در اين جوامع دولتی و يا در اختيار نهادهای وابسته بهدولتاند، از اهميت بسيار برخوردار است. در هر حال، نمیتوان از تأثير گسترده و نفوذی که رسانههای صوتی و تصويری بر افکار عمومی چنين جوامعی بجا میگذارند غافل شد؛ تا جايی که منبع کسب خبر و داوری در مورد رويداهای جاری و مسايل اجتماعی و سياسی و چگونگی وضعيت اقتصادی کشور، کمابيش از مجرای اغلب تنگ و يکجانبهی اين رسانهها و از راه شنيدن راديو و تماشای تلويزيون صورت میگيرد. بنابراين رسانههای گروهی گوناگون بهنسبت درجه اهميت و فراگير بودنشان، نقشی مفيد يا مُخَرب در فرايند شکلگيری جامعهی مدنی میتوانند داشته باشند. اين امر بهويژه در مورد ايران و در وضعيت کنونی که جامعه در حال گذار از ساختاری اقتداری بهمناسباتی مبتنی بر قانون است، بهمسألهای حياتی و سرنوشتساز تبديل شده است؛ چرا که ادامهی کوششهای گسترده و دگرگونیهای اميدوارکنندهای که در يک دهه گذشته پديد آمده بود و هم اکنون دچار کندی و رکورد شده است، پيش از هر چيز مستلزم گشايش دوباره در عرصهی مطبوعات و حوزهی نشر کتاب بهطور اخص و رسانههای گروهی بهطور اعم است. افزون بر اينها، و بهويژه با گسترش و همهگير شدن برنامههای ماهوارهای مبتذل و موذی، مهمتری چالشی که در آيندهای بسيار نزديک جامعه با آن روبرو خواهند شد، نياز و ضرورت امکان دسترسی آسان و آزاد مردم بهرسانههای صوتی و تصويری غير دولتی داخلی و قانونی است...(ادامه) بهره برداری کُردها ازاثرات جهانی شدن ومداخلهی حزب سوم بر روند دمکراسی درترکیه به هرحال بعدازاضمحلال اتحاد جماهیرشوروی، توازن دوقطبی قدرت ومتفقین حامی این توازن تغییر یافتند. سقوط « پرده ی آهنین » سیاستها واستراتژیهای پشت پرده ی این اتفاقها- ودر موردترکیه خشونتهای اعمال شده علیه کردها رانمایان کرد. در حالیکه دانشمندان بر سرتعریف ووسعت واثرات جهانی شدن به بحث می پردازند، این تحقیق تصریح می کند که جهانی شدن به آن پدیده بعداز «جنگ سرد» اشاره دارد که درآن انقلابهایی درفن آوری وارتباطات جمعی باعث تعاملات جمعی شد. بهرحال درقلمروعلوم اجتماعی جهانی شدن جای بحث دارد ودرحالی که بسیاری ازجامعه شناسان جهانی شدن رابه عنوان تهدیدی علیه دریافت کنندگان- خصوصاً کشورهای جهان سوم- می انگارند. دانشمندان دیگرجهانی شدن رابه عنوان پدیده ای نافع به ویژه برای ملتهای مدافع نظام سرمایداری ونیز برای کشورهای نمایندهی ارزشها وفرهنگ غربی می بینند. ازلحاظ مبادله ی اقتصادی وفرهنگی واطلاعاتی، این تحلیل گران جهانی شدن رابهشیوه ای مثبت تعریف می کنند ؛ بدین صورتکه جهانی شدن انرژی وفرصتهای تازه ودرنتیجه امیدی نورا برای مللی که حق تعیین سرنوشت خودراندارند ، احیاء می کند. دیوید چاند لر(1996) درمقاله ای تحت عنوان «بین المللی کردن محافظت ازحقوق اقلیتهادراروپای شرقی » مثالی برای چگونگی احیای تقسیم شرق وغرب به واسطه ی جهانی شدن بیان می دارد: که تئورسین های نظریه ی جهانی شدن اتفاق نظردارند که امروزه دیگرتنها دولت ملی، بازیگراصلی نیست بلکه به جای آن جامعه ی جهانی تشکیل یافته «از طرفی بوسیله ی توسعه ی فراملیتی درفن آوری که برارتباطات وروابط اقتصادی تاثیر گذاشته وازطرف دیگربوسیله ی آگاهی نوبرتهدیدات جهانی مانند نابودی محیط زیست ورشد سریع تولید سلاحها ورقابتهای قومی؛ پدیدارشدن درگیری میان مسئله ی حاکمیت با خودمختاری، رقابتی حریصانه رابرای دستیابی به حقوق ملی بوجود آورده است... (ادامه) عکس روز (( له و کاته وه سه فه ر بوو به پیشه ت من بووم به شاعیری جاده کان )) ... خداي را محمد حسینی ...این مقاله به نوبه ی خود افق و دیدگاه نوینی را در عرصه ی پژوهش و مطالعات درون دینی بر صاحب نظران گشود به نحویکه سخنی نوشنیده را بر فضای مقدس مآبی دینی تحمیل کرد که اذهان برخی را آشفته و اوقات جمعی را تلخ نمود و در برابر برای نواندیشان دینی نور و نویدی تلقی شد و آن را تلنگری بر اذهان خفته برشمردند. در مقالهی «تنویری بر تکفیر» سعی شده است با در کنار هم نهادن دو آیه ی قرآنی (سبأ: 17 و اسراء: 15) و استفاده از شکل چهارم قیاس اقترانی، استنتاجی منطقی بدین گونه به دست آید: عذاب (موضوع) مختص کافرین (محمول) است «و هل نجازی الا الکفور» { صغری} تا حجت شرعی (موضوع) نباشد عذاب (محمول) نیست «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولاً» { کبری}. دلیر عباسی ...متأسفانه امروزه ضعف حاکمان اغلب کشورهای جهان سوم به طور اعم و کشورهای اسلامی به طور اخص در مواردی چون عدم رعایت حقوق بشر، دموکراسی، ایجاد فضای باز سیاسی برای ملت، عدم تحمل دیدگاههای مخالف، انتقادپذیری، نداشتن دولت رفاه، عدم برخورداری از تکنولوژی روز و بیتوجهی به وضعیت اقتصادی مردم و... از یک سو و موفقیت کشورهای غربی در مقایسه با کشورهای جهان سوم در موارد فوقالذکر از دیگر سو، باعث شده که تعدادی از نویسندگان و داعیان و خطبای مسلمان نه تنها جرأت نکنند به نقد نقاط ضعف غرب بپردازند، بلکه پیشرفت خود را در پیروی از غرب دانسته و آن را الگوی ایدهآل جوامع انسانی در عصر حاضر میدانند و حاضرند اصول غیر قابل تغییر و حتمی دین را در این راه زیر سؤال برده و به چالش بکشند اما اینان باید بدانند که:(وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ) محمد حسینی ...این روزها حكایت جانكاه و جان سوز مهجوری و تفرق و تفرقه و انتحار ناشی از خود حق پنداری دینی عرصه ی سبز زندگی مملو از صفا و صمیمیت و آشتی امن و آسایش مسلمانان را به جولانگاه ترس و رعب و وحشت و بیم و هراس و ناآمنی تبدیل نموده است، تا بدانجا قلب تپنده ی كارگردان »محمد رسول الله« و »عمر مختار« یعنی »مصطفی عقاد« را این بار هدف قرار داد، نمی دانم او نیز چه جرمی مرتكب شده بود؟! تشكل هاى دانشجويى در ايران خاصه در حوزه هاى انديشه و فرهنگ كمتر در چشم اندازى جدى و نگاهى حرفه اى مورد توجه قرار گرفته است. اين كم توجهى يا بى توجهى اما نمى تواند صورت كلى تلقى هايى باشد كه نزد عموم شهروندان پيرامون دانشجو و تشكل هاى دانشجويى در ايران وجود دارد. چه اينكه نام دانشجو از آغاز تشكيل دانشگاه در ايران تا به امروز با نوعى اعتبار فرهنگى _ اجتماعى همراه بوده است. با اين وجود شايد يكى از عللى كه سبب در محا ق ماندن تشكل هاى دانشجويى و اعتبار انديشه هاى ادبى- فرهنگى آنها در مناسبات فرهنگى _ اجتماعى شده است توقعات دامنه دارى باشد كه نقطه آغاز آنها در جامعه ما در فضاهايى ملتهب گذاشته شده است. شناخت اين توقعات يا به زبانى ديگر مطالبات عمومى از دانشجويان و جريانات انديشه اى دانشجويى چيست و كجا است؟ ...(ادامه) علي دهباشي: ادبيات عامهپسند بيشتر از دوراني كه ادبيات مدرن شروع شد رنگ و بو گرفت، چون افرادي كه ادبيات را تقسيمبندي كردند، آن را در مقابل ادبيات متعهد يا ادبياتي كه خواص ميخواندند، قرار دادند. در گذشتههاي دور، و در ابتدا، اين نوع از ادبيات، ادبيات مفهومي به شمار نميآمد. چرا كه تمامي نشريات، روزنامهها و مجلات مهم ادبي، پاورقيهايي داشتند و بخشي از اين پاورقيها را با اينگونه از ادبيات پر ميكرد. خيلي از رمانهاي معروف دهه 20 و 30 در ابتدا به اين صورت در مجلات «ترقي»، «سپيد و سياه» و... چاپ ميشد و در نهايت مجلهاي كه پاورقي نداشت، مجله پرفروشي نبود. تعدادي نويسنده حرفهاي هم وجود داشتند، كه كار آنها اين بود و بعدها به پاورقينويسان شهرت يافتند. از جمله اين افراد ميتوان به «حسينقلي مستعان»، «مرشد كاظمي» و « لطفالله ترقي» كه مدير مجله ترقي بود و چندين رمان دارد، اشاره كرد. ...(ادامه) ئاماژه: مارف خه زنه دار ئه و ئه دیبه ناسرا و و گه وره یه یه که به »مێژووی ئه ده بی کوردی« کتێبخانه ی ئه ده ب و فه رهه نگیی کوردی به پێز و قیمه ت کردووه. له حه فتاکانی ته مه نیدایه، 40 ساڵ به ر له ئه مرۆ له »موسکو«ی سه رده می سۆثییه ت دوکتورای وه رگرتووه و له و ده م ڕا بێ وچان له هه وڵی خزمه ت به فه رهه نگ و که له پوور و ئه ده بی نه ته وه که یدا بووه. رۆشنبیرێکه هه ر چه ند پراکتیک کاری حیزبایه تی نه کردووه و شانازی ده کا به وه ی ناسنامه و به ڵگه ی ئه ندامه تی هیچ پارت و حیزبێکی له باغه لَدانی یه و به ڵام هه رله گه نجییه وه دژ به چه و سانه وه و چه وساندنه وه و داگیر کردن و داگیر که ر بووه و بۆ نموونه ش ده ڵێ: »له ده یه کانی 40 و 50 ڕا ئینگلیز و تورکی عوسمانیم خۆش نه ویستووه«. پيشنويسي بر رابطه ادبيات و اخلاق نويسنده:امير طبري استه تيك مادر اتيك است. "ژوزف برودسكي" در دنياي مدرن ما، نظر و عقيده كارشناسان بر اين است كه ادبيات بدليل آزادي و خودمختاري خود، نسبت به اخلاق و امور اخلاقي تصميم گيرنده نهايي است. اينكه رابطه ادبيات و اخلاق چگونه است و يا چگونه بايد باشد، موضوعي است مربوط به ادبيات و كوشندگان ادبي. پرسش اينجاست كه آيا نويسندگان هميشه در جهت روشنگري خوانندگان خود و حساس نمودن آنها نسبت به امور انسان ستيزانه و بر عليه ستم و حق كشيها قلم ميزنند؟ و اصولن چرا؟ آيا نميتوان در نوشتهها، بگونهاي ، خواننده يا خوانندگان را تحميق نمود و يا تاثيرهاي "بد" گذاشت؟ آيا هر چيزي را بايد نوشت و هر نوشتهاي را بايد منتشر نمود؟ ...(ادامه) مقدمهاي بر ادبيات پست مدرن نويسنده: پيتر ويدوسون مترجم: مينا صرافي امیر علی نجومیان مدرن:ريشهي واژهي «مدرن »از كلمه لاتين« مودو» ( modo ) به معني «جاري/ فعلي» است به اين تعبير, هر آن چه سبك و سياق روز را از گذشته جدا ميكرد، «مدرن» خوانده ميشد. به عنوان نمونه، اصطلاح «انگليسي مدرن» درمقابل «انگليسي ميانه» ، زبان رايج دورهي رنسانس به بعد از زبان دوره ي ميانه (قرون وسطي) در انگلستان جدا ميكند. به همين معني ، ادبيات مدرن نيز از قرن شانزدهم آغاز ميگردد.از اين تاريخ به بعد زبان ادبي تحول يافت و ادبيات دوره معاصر ادامه ي زبان ادبي چهار صد سال پيش است، گر چه اصطلاح ادبيات مدرن به طور عام به ادبيات قرن بيستم نيز اطلاق ميشود( 12، Peter Chilis ( ) استفاده اخير از واژه «مدرن» به آن دسته از ويژگيهاي ادبي اطلاق ميشودكه از شكل هاي سنتي و تكنيكهاي بياني قديم فاصله گرفته اند.با بازگشت به تعريف «مدرن» مشاهده ميشود كه درطي تاريخ، ادبيات مدرت به ويژگيهاي جاري و فعلي اطلاق شده است...(ادامه) سید محمد حسینی جامعه شناسي ادبيات كه در كشور ما، شايد هنوز آنچنان كه بايد و شايد شناخته نيست، در سده نوزدهم با آثار مادام دواستال و ايپوليت تن درفرانسه آغاز شده و در سده بيستم رواج بيشتري يافته است. مطالعات اين رشته اغلب با روشهاي گوناگون درمورد تجزيه و تحليل فرهنگ همراه است كه ادبيات را فرايند ناگزير اوضاع واحوال اجتماعي واقتصادي مي داند.
نيروهاي چپ مستقل و دگرباش اين سرزمين نيز مانند همهي ما سال 84 را در همين هوا دم زدند و شانهبهشانهي ما اينك بر درگاه سال نو ايستادهاند. در همين آستانه است كه ... (ادامه)




ههموو ساڵێک له دوازدهى رهبیعی یهکهم تێکرای موسڵمانانى جیهان به جۆش و خرۆشێکى له رادهبهدهر یادى له دایک بوونى پێشهواکهیان و یادى پێشهواى سهرجهم مرۆڤایهتى دهکهنهوه، ههموو گهلانى جیهان به ههموو رهنگ و رهگهزهکانهوه و ههریهکهو به شێوازێک رێز لهم رۆژه دهگرن و گوزارشت له رۆحى ئیسلام به شادومانیهکى سهرسورهێنهر دهکهنهوه.
گهلانى دونیا به درێژایی مێژوو یادى کهله مرۆیانى خۆیان کردۆتهوه و رێزیان له ههوڵ و کۆششى بێ ووچانیان گرتووه به تایبهتى رێزگرتن لهو مرۆیه گهورانه که ئاراستهى مێژوویان بهرهو باشتر و رۆژێکى رووناکتر گۆریوه..
سهبارهت به موسڵمانان له ههر کوێیهک ههبن ئهم یاده به شکۆمهندترین شێوه دهکهنهوه، ئهوهش به ماناى ئهوهى که ئهم سهروهره (محمد دروودى خواى لهسهر بێت) رێچکهیهکى بۆ ههموارکردن که له دونیا ههست به ئارامی بکهن و لهو پهرى نائومێدیش و له ترۆپکهى گرفتهکانیش ههست به رووناکى چراکهى دهسته پیرۆزهکانى بکهن، له دونیا کهی دیکهش له دواى ماڵئاوایی تهمهنى به جۆش و خرۆشهوه به شادیهکى بێ وێنه رووبکهنه بهههشتى بهرین و بهههشتیش باوهشی خۆى بۆ یارانى بگرێتهوه و ببێته دوا مهنزڵی ههتایی. کهواته ئهم ههموو ههوڵ و کۆشش و ئازار و تهقهلایهی ئهم سهروهره جگه بۆ سهرفرازى نهتهوهکهى نهبێ له ههردوو دونیا بۆ شتێکى دیکه نهبووه، دانه ههنگاوێکیش تهنها بۆ هێنانه کایهى بهختهوهرى و سهرفرازى تاکهکانى ئاینهکهى بووه.. موسڵمانان دهرکیان بهم مانایه کردووه بۆیه لایان ئهوپهرى نههامهتیه گهر لاسارێک به ناههق باسێکى دهرههق بکات..
به تایبهتى کوردانى موسڵمان، دهتوانم بڵێم له ههموو نهتهوهکانى دیکه له تهواوى مانگێکدا دهکهونه خۆ بۆ دابهش کردنى خێر و خێرات بهسهر ههژاران و دابهش کردنى نوقل و شیرنهمهنى..
ئاواز و سهداى خۆش و ههڵلاى دهف ژهنان، ههموو مزگهوتهکانى ماڵی خوا دهکهنه چراخانێک.. گومانى تێدانیه له پێشهنگى ئهم یاده پیرۆزهش ههولێرى هۆلاکۆ شکێن سهردهستهو سهرقافلهیه.. ههریهکه بۆ خۆى سوڵتانێکه بۆ ئهم یاده پیرۆزه و تێکرای ههولێریان روودهکهنه ئارامگاى سوڵتان موزهفهر لهوێ به یادى ئهویش ئهم ساڵیاده بهرز رادهگرن..
جا جێی خۆیهتى ههموو سهرکردهکانمان ئیمرۆ بۆ بهرزى ئهم پیرۆزه و بۆ بهختهوهرى هاووڵاتیانى کوردستان و سهرفرازى کوردان سوڵتان موزهفهرێک بن.
علی سالح میران
ههزاران جار درودوو سهلامی خوات لهسهر ئهی پێغهمبهر
وام لهخزمهتت سهروهرم ...تاجی سهرم.....
هۆ پێغهمبهر
هاتووم پهیامم هێناوه ...لهلای ئوممهتی داماوت ،
پهیامی ئازارو مهینهت
پهیامی غهم ...
پهیامی شهکوا لهستهم..!!
لهدووتوێی ئهم پهیامهدا،
بهسهدان وێنهی جهرگ بڕ
گهلێک لاشهی بهناههق کوژراوی ساردووسڕ....نمایشن.
لهسهر دهستی خوانهناسانی بێ باوهڕ
توخوا رابهر .......
دور له تهپ وتۆزی رۆژگار
بوارم بده تاوێک لهلات دانیشم و وهکو رێیوارێکی ههژار پشوێ بدهم ،
ئینجا پر به دهمم بڵێم:
ههزاران جار درودوو سهلامی خوات لهسهر ئهی پێغهمبهر .
**************************************************** 
مترجم: محمدحسین مظفری
شرایط فعلی جهان اسلام، شاهد جبههگیری شدید و آشکار دو جریان اسلامی و سکولار در قلمرو فکریـفرهنگی، در موضوعات مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.
مسألهی زن یکی از مسایلی بهشمار میرود که درگیری این دو جریان و نفی هر یک توسط طرف دیگری، در آن متبلور شده است. تردیدی نیست که برای شناخت این وضعیت میباید بر تاریخ معاصر از اوایل قرن گذشته (قرن نوزدهم) اشراف داشته باشیم تا بتوانیم نقطهی شروع این جبههگیری و جدال فراگیر بین طرفداران «تجدد و نوگرایی» و هواداران «سنت و اصالت» را دنبال نماییم. اما این مسأله موضوع بحث ما نمیباشد؛ هر چند گمان میرود بررسی دقیق وضع موجود و سرانجام آن میتواند ما را در شناخت سرچشمه و ریشههای منازعه به شکل عمیقتر کمک کرده، ارزیابی نتایج آن، آگاهی بیشتری را برای ساختن آینده در اختیار ما میگذارد...(ادامه)



در چنین وضعیتی اگر قدرت مركزی ضعیف باشد، هرآن، گرایش خروج از مركز میتواند فعال شود. دولت مركزی از دو زاویه میتواند قویباشد. یكی آنكه زور و قدرت داشتهباشد و بتواند سركوبكند و از زاویهیدیگر رابطهداشتن با قومیتها بر اساس اعتماد است. آنچه در آینده خطرناك است آن است كه قدرت مركزی از حیث دوم یعنی تعلقخاطر مردم به حكومت ضعیف باشد. در هر حال ما نمیتوانیم مسألهی قومیتها را نادیده بگیریم.
در تركیه گرایش قومی علیه كردهاست. وقتی آنها در آن جامعه تحقیر میشوند، خود را ناچار میبیند كه به یك چارچوب هویتی پناه ببرند. اما در ایران اصولاً گرایش علیه قومها نیست و مسأله خود را در قالب مذهب نشان میدهد. در تركیه، هم كُردها و هم تركها سنی هستند اما در ایران كُرد، لُر، بلوچ و گیلك بودن بهاندازهی مذهب اهمیت ندارد. بههمینخاطر باید توجهداشت این خطر وجوددارد كه اختلافهای مذهبی و تضعیف حكومت مركزی از هر دو جنبهای كه اشارهكردم تشدید شود و بهفعالیت درآید...(ادامه)
خسرو ناقد: جايگاه رسانهها
نویسنده: آلند میزل ـ Aland mizell
ترجمه ازانگلیسی: رحمان فرامرزی (شورش )
جهانی شدن درحال پیشروی به سمت رسمیت یافتن بیشتر هویت قومی وفرهنگی کردها است ودرنتیجه امیدواری بیشتری به این ملت بی دولت می بخشد. به مدت چندین دهه کردها بااعتقاد به این سخن که « کردها هیچ یاوری جزکوهستان ندارند » زیسته اند.




نا خداي من!
مسجد من كجاست؟
در كدامين دريا
كدامين جزيره؟-
آن جا كه من از خويش برفتم تا در پاي تو سجده كنم
و مذهبي عتيق را
- چونان موميائي شده ئي از فراسوهاي قرون -
به ورود گونه ئي
جان بخشم.
مسجد من كجاست؟
با دستهاي عاشقت
آن جا
مرا
مزاري بنا كن!
روز زن و مسائل زنان كردستان / گفتگو با نگين شيخ الاسلامى
![]()
![]()
![]()
![]()

در كردستان مسئله عمده فقر است و زن و مرد هم ندارد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در حاليكه تجمع آرام در پارك دانشجو به مناسبت روز زن در تهران با حمله پليس مواجه شد، تعدادى از تشكلهاى مدنى در سنندج موفق به برگزارى مراسم هشت مارس در سينما بهمن اين شهر شدند...(ادامه)
حد وسط در این دو مقدمه کلمه ی «عذاب» است، بدین گونه نبایستی در نتیجه تکرار شود، پس نتیجه میدهد: تا حجت شرعی (رسول الهی) نباشد کافر نیست. ..(ادامه)
عدهای دیگر از نویسندگان و خطباء که از خلوص نیت هم برخوردارند و به اصطلاح خویش در صدد عیبزدایی از دین هستند، اسلام را مطابق با اصطلاحات روز غرب تفسیر و تبیین مینمایند و مطابقت دیدگاههای اسلام با غرب را معیار حقانیت اسلام میدانند. این در حالی است که به شهادت تاریخ و به اعتراف بزرگان و اندیشمندان غربی، غرب در پیشرفت و شکوفایی خویش مدیون تمدن بزرگ اسلامی است...(ادامه)
همین دانم خشونت دینی زایده ی خود حق پنداری دینی است.
و در این میدان شیعه و سنی، سیاه و سفید، كرد و عرب، شرقی و غربی نمی شناسد.
اینان بدون توجه به سنت پایدار اختلاف در جهان هستی و در درون و برون انسان ها و بدون توجه به متغیرات زمان و مكان و تناسب و روابط اجتماعی جوامع و ملل مختلف و بدون در نظر گرفتن حركت تكامل ابزاری، می خواهند تمام مردم، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، با كله ی آنان فكر كند و از حدقه ی چشم آنان به خود و به جهان پیرامون خود بنگرد، بسان آنان بخورد و بپوشد و بنوشد، به جای اینكه خود را قالبی برای دین بیابند و دین را متونی سیال تلقی كنند، دین را قالبی بسته برای خود و خود را ذوب در دین می دانند و خود را همانا دین و دین را همانا راه و منش دین تلقی شده ی خود می انگارند. ..(ادامه)




پیێ وایه قوتابخانه ئه ده بییه کانی وه کوو ریئالیزم و رۆمانتیزم و سه مبولیزم و هه ر هه موو ئه ندێشه ته واو رۆژ ئاواییه کان به مه رجێ به که ڵکن که له گه ل هه لسووکه وتی لای ئێمه (کورده واری) بگونجێ. به رێز مارف خه زنه دار تووره یه له به زۆر جێگا کردنه وه ی برێ وشه ی ته ق و ره ق له ئه ده بیاتی کوردیدا که ناقۆڵا و ئه سته من و له و سه رده مه دا له لایه ن برێ که سه وه دروست کراون. ئه وه ئێوه و بۆ چوونه کانی مارف خه زنه دار...(ادامه)
جامعه شناسي ادبيات، بررسي متون ادبي، از ديدگاه جامعه شناختي است. ادبيات به معني دانش هاي متعلق به ادب است و در معناي عام كلمه، غالبا به هر نوع نوشته اي گفته مي شود، مثل بخشنامه ها ، رساله ها، اعلان ها ، اعلاميه ها و آثار تاريخي و علمي و فلسفي و ادبي.
به عبارتي، ادبيات شامل هر نوع از انواع انشاء به نثر يا نظم است كه توسط نويسنده اي خاص در شرايط زماني و اجتماعي خاص به رشته تحرير درآمده است....(ادامه)



مجموعه مقالات اسلام و شمشیر
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت
12:28 توسط kd| |
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت
11:53 توسط kd| |
احزاب ایرانی و سالی که گذشت
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت
11:42 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت
0:53 توسط kd| |
عکس روز
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت
18:56 توسط kd| |
ساڵی له دایک بوونت پیرۆز ئهى سهروهرم
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت
18:37 توسط kd| |
پێشهوای من
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت
18:36 توسط kd| |
دختران ايراني بخوانند: برنامه يك دختر مسلمان آمريكايي
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت
18:34 توسط kd| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت
14:14 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت
11:36 توسط kd| |
دلارهای امريکايی و حقوق بشر در ايران!
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت
23:59 توسط kd| |
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت
23:35 توسط kd| |
دولتها و رسانهها
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت
23:30 توسط kd| |
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت
23:18 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت
23:13 توسط kd| |
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت
18:56 توسط kd| |
سفر احمد شاملو
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت
18:50 توسط kd| |
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت
18:42 توسط kd| |
خاتمیت پایان تکفیر
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت
0:49 توسط kd| |
نقد مقاله ی تنویری بر تکفیر
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت
0:39 توسط kd| |
تنویری برتکفیر/چشم اندازی دیگربرارتداد وتکفیر در لابلای آیات قرآنی
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت
0:36 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت
23:50 توسط kd| |
درباره ادبيات دانشجويى ايران
ويترين اعتراض و پرسشگرى
شاهرخ تندروصالح
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
4:1 توسط kd| |
درباره زنان در داستان ايرانى
زنان به زعم زنان هزار چهره ، هزار نقش
فرشته احمدی
از زمانى كه شهرزاد با گفتن داستان هايى از حيله و مكر زنان، آشوب دل شهريار را بيشتر مى كرد تا امروز اين موجود عجيب و غريب و چندوجهى كه با تاباندن نورهاى مختلف بر او طيف هاى جديدى از شخصيتش را به نمايش مى گذارد، در داستان ها جاخوش كرده و بى حضورش داستان نويس براى رنگ و بو دادن به نوشته اش بايد به فكر تمهيد ديگرى باشد. زن هاى هزار و يك رنگ هزار و يك شب، مادام بوارى، آناكارنينا، زن هاى بور و مشكى هيچكاك، زن هاى اندرونى نشين و مظلوم يا مظلوم نماى نويسندگان معاصرمان، صورتك هاى مختلفى از زن را برايمان به تصوير كشيده اند. قديمى ترين و پابرجاترين نقشى كه زن ها در قصه ها به عهده داشته اند نقش مادرانه بوده است. زن- مادر در داستان هاى مردانه و زنانه تقريباً حضور يكسانى دارد...(ادامه)
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:59 توسط kd| |
ادبیات عامیانه چیست؟عامیانه نویس کیست؟
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:57 توسط kd| |
هیچ روشنبیریک له سیاسه ت دوور نیه
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:55 توسط kd| |
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:47 توسط kd| |
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:42 توسط kd| |
در آمدي بر مدرنيسم در ادبيات
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:40 توسط kd| |
جامعه شناسی ادبیات
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:37 توسط kd| |
سرویس خبری روچنه
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت
3:26 توسط kd| |




